ماه آگوست ۲۰۱۸: برترین کمیک های انتشارات دی سی/ورتیگو

در جهت پیشرفت فرهنگ کمیک و کمیک خوانی، همانند ماه گذشته به معرفی و بررسی برترین کمیک های انتشارات دی سی در ماه های گذشته می پردازیم. در ماه آگوست، کمیک های بسیاری از جمله مستر میراکل و جهان سندمن منتشر شدند که با کسب نمره‌ی خوب منتقدین و فروش بالای خود به عنوان برترین های این ماه شناخته شده اند؛ با ما همراه باشید.


The Sandman Universe

نویسندگان: سی اسپاری یور، نالو هاپکینسون، کت هاوارد و دن واترس (به سرپرستی نیل گیمن)

طراحان: بیلکوئیس ایگِلی، دومینیکی استانتون، تام فاولر، مکس فیومارا و سباستین فیومارا

تاریخ انتشار: ۸ آگوست ۲۰۱۸ – ۱۷ مرداد ۱۳۹۷

امتیاز از (Comic Book Round Up): ۸.۷/۱۰ از ۳۳ نقد

امتیاز از (Good Reads): ۳.۸/۵ از ۲۶۲ رای

منتقد اسکواد: ارشیا بشیری

شاید گفتنش جالب نباشد اما به سختی می توان این کمیک را کمیکی در وصفِ ارباب رویاها یا همان سندمن نامید. البته این موضوع دور از ذهن نیست، زیرا این کمیک متعلق به شخصیت سندمن نیست، بلکه مرتبط با دنیای اوست. در کمیک جهان سندمن، رویا سرزمین خود یعنی Dreaming را ترک کرده و به دنبال یافتن پاسخ هایی است که هیچگاه در جهان رویا نمی تواند آن ها را پیدا کند.

با نبود اربابِ سرزمین رویا، وظیفه‌ی اداره‌ی این قلمرو بر عهده‌ی لوسین، کتابدار وفادار و خیرخواهِ ارباب رویاها واگذار می شود. شاید این وظیفه در حالت عادی کار آنچنان سختی نباشد اما هنگامی که آسمان های سرزمین رویا در حال فرو ریختن باشند این کار حتی عمل نفس کشیدن را تنگ خواهد کرد. داستان در ابتدا با روایت لوسین آغاز می شود و پس از آشکار شدن وضعیت وخیم سرزمین رویا، وظیفه‌ی روایت داستان به متیو، کلاغ با وفای سندمن سپرده می شود و متیو علاوه بر روایت داستان وظیفه دارد به دنیای واقعی سفر کند تا به دنبال اربابش یعنی رویا بگردد.

استفاده از متیو به عنوان راوی در چنین کمیکی یک عمل هوشمندانه به شمار می آید زیرا با توجه به وجود ۴ نویسنده در پلات داستان و ایجاد زمینه برای روایت ۴ کمیک مختلف، وجود یک راوی که توانایی سَرَک کشیدن به همه جای داستان را داشته باشد امری ضروری‌ست و این امر با شخصیت پردازی خوب متیو به کمال می رسد. داستان به صورت یک جستجو آغاز می شود و متیو، ۴ داستانک را در حین این جستجو به یکدیگر متصل می کند و این عمل موجب می شود که این ۴ داستانک به صورت یکپارچه به نظر برسند. اگر بخواهیم این جستجو را توضیح بدهیم، به طور خلاصه روایت از سرزمین رویا و ملاقات با دورا که یکی از شخصیت پردازی های تاپ این کمیک را دارا می باشد شروع شده و سپس با گذر از مشکلات تیم هانتر در مدرسه به اِرزولی فیریدا و داستان ۴ خواهر می رسد. در پایان هم به عنوان Climax، داستانی در باب فریب خوردن لوسیفر، فرشته‌ی ساقط، بازگو می شود.

دیالوگ ها و طراحی های این کمیک هماهنگی و ارتباط خاصی با یکدیگر دارند و یکپارچگی این کمیک را بیشتر می کنند. هر چند که این کمیک محتوای اخلاقی و کنایی آنچنانی در حد کمیک های قبلی سندمن برای عرضه نداشت اما این کمیک به سبکی متفاوت، عمل دو ریبوت اخیر صنعت کمیک یعنی جهان دی سی: تولدی دوباره و میراثِ مارول را تکرار کرد و حتی در بحث کیفیت توانست در مقیاس کوچک تر  از آن دو عنوان دیگر موفق تر ظاهر شود.

در پایان می توان گفت که این کمیک نه برای سندمن بلکه برای دنیای او ساخته شده است و با بازگشت سندمن در رویداد متال اکنون نوبت به دنیای گسترده‌ی او رسیده بود و نیل گیمن با تیم جدید خود، برای باری دیگر جهانِ سندمن را احیا کرد و حالا این مخلوقات او هستند که باید بدون وجود سندمن راه خود را برای فائق شدن بر مشکلات شان پیدا کنند. زیرا تنها غیاب رویا برای ایجاد زخمی عمیق بروی شریان اصلی زندگی کافیست.


Adventures of the Super Sons 1

نویسنده: پیتر جی. توماسی

طراح: کارلو باربری

تاریخ انتشار: ۱ آگوست ۲۰۱۸ – ۱۰ مرداد ۱۳۹۷

امتیاز رانداپ: ۸.۴/۱۰ از ۳۶ نقد

امتیاز گودریدز: ۴.۳/۵ از ۳۸ رای

منتقد اسکواد: سروش قائمی

هنگامی که انتشارات دی سی، سری سوپر سانز را معرفی کرد، عده ای از طرفداران، این اقدام دی سی را تنها برای فروش بیشتر کمیک های ماهیانه تلقی کردند و اینطور برداشت کردند که دی سی می خواهد نسخه‌ی نوجوان سوپرمن و بتمن را در یک سری جدید قرار دهد تا بتواند با جذب قشر نوجوان پول در بیاورد. اما بر خلاف تفکر همگان، پیتر توماسی نشان داد که این تیم پتانسیلش فراتر از این است که تنها صرف بدست آوردن سود برای انتشارات شود.

کمیک ماجراهای سوپر سانز در مورد این است که چگونه این دو بچه‌ی ۱۳ ساله از زیر سایه‌ی پدرانشان بیرون می آیند و می توانند همانند قهرمان های مستقل به مبارزه با جرم و جنایت بپردازند. پیتر توماسی با همراه کردن این دو شخصیت یعنی سوپربوی و رابین حجم زیادی از پتانسیل را برای هر دوی آنها ایجاد کرده است. سوپربوی و رابین ابعادی از شخصیت پردازی شان را به نمایش می گذارند که ما ابداً نمی توانیم آن‌ ابعاد را در پدران قدرتمندشان تصور کنیم؛ ضمن اینکه سوپربوی و رابین به خاطر سن کم خود کاملاً قابل لمس تر از والدین شان هستند و این به تنهایی، یک برگ برنده برای سری محسوب می شود.

درست است که ما هیچ وقت قدرت ابرقهرمانی به دست نمی آوریم اما حداقل از نعمت بچه بودن که بهره مند شده ایم. همین مسئله باعث می شود بسته به نوعِ تیپ شخصیتی خود با کارها و رفتار دیمین یا جان همزاد پنداری کنیم و از طرفی، نویسنده با معرفی گروه خبیثِ گنگ به سیم آخر می زند و مخاطبان را به هیجان می آورد.

شاید نسخه کم سن جوکر یا لکس لوتر تبدیل به شخصیت های ماندگاری نشوند اما مطمئناً میتوان از آن ها به عنوان کاراکتر هایی جالب نام برد، با وجود اینکه با داستان آنچنان درگیر کننده و دیالوگ محوری مواجه نیستیم اما به طرز باور نکردنی شما را درگیر خود می کند. دلیل این اتفاق هم شخصیت پردازی این دو نوجوانِ ابرقهرمان است که باعث می شود به آن ها اهمیت بدهیم و سرنوشت آن ها برای ما مهم باشد. البته ناگفته نماند که نویسنده با ایجاد چندین رفرنس مختلف به طرز جالبی به داستان های گذشته سوپرمن ادای احترام می کند که با طراحی های مناسب اجین شده اند. نکتهی جالب در مورد داستان این است که جان یا همان سوپربوی برخلاف دیمین کماکان سعی دارد راهی که پدرش طی کرده را طی کند، راهی که به نظر می رسد سرنوشتی نا مشخص را برای او به دنبال دارد که این موضوع، هماهنگیِ این سری با کمیک های اکشنِ برایان بندیس را متذکر می شود.


Justice League Dark 2

نویسنده: جیمز تاینیون آی وی

طراح: آلوارو مارتینز بونئو

تاریخ انتشار: ۲۲ آگوست ۲۰۱۸ – ۳۱ مرداد ۱۳۹۷

امتیاز رانداپ: ۸.۷/۱۰ از ۳۴ نقد

امتیاز گودریدز: ۴.۱/۵ از ۶۱ رای

منتقد اسکواد: ارشیا بشیری

برای بار دوم کمیک لیگ عدالت تاریک به نویسندگی جیمز تاینیون آی وی در فهرست برترین کمیک های ماه قرار گرفت. البته این برتری به معنای عالی بودن این عنوان نیست، زیرا جیمز تاینیون در این شماره مقداری جهت داستان را از آن چیزی که در قسمت قبل سعی در ایجادش داشت منحرف کرد و اکنون دارد داستان جدیدی را روایت می کند که ارتباط آنچنانی با قسمت قبلی ندارد. به عبارتی تاینیون از معمای اصلی تفره رفته و اکنون می خواهد معمای جدیدی را برای مخاطبان شرح بدهد.

جیمز تاینیون در شماره‌ی دوم این کمیک، تقریباً یک لیگ تاریک دست و پا شکسته را تحویل مخاطبان داد که همچنان با یکدیگر در تنش و کشمکش هستند و نمی توانند به سادگی روی موضوعی که پیشِ رویشان هست کنار بیایند. در همین میان، روندِ داستان به سمت شخصیتِ هادی و رهبر این گروه یعنی واندرومن جلب می شود. تاینیون در این شماره از طلسمی رونمایی می کند که سال ها پیش در جزیرۀ تمیسکیرا توسط جادوگرانی باستانی دامن گیر پرنسس دایانا شده است که این امر داستان را به طور ناگهانی از جریانات متال و مالتی ورس تاریک معطوف به واندرومن می کند و برای عده‌ی بسیاری خواندن ۱۰ صفحه‌ی اول مانند خواندن یک کمیک واندرومن می ماند. البته باید به این موضوع اشاره کرد که تاینیون در ۱۲ صفحه‌ی بعدی سعی در جبران این مشکل دارد و تا حدودی هم خوب عمل می کند.

تاینیون با برقراری ارتباط بین سوامپ ثینگ و جان کنستانتین و به دنبال آن تقابل واندرومن و زاتانا با دکتر فیت (که اکنون در تسخیر نابو است) مشکل محوریت داستان بروی واندرومن را تا حدی حل می کند و در کنار این روابط، تاریخچه ای مختصر در مورد دنیای جادو در جهان دی سی شرح می دهد که بی شباهت به تاریخچه‌ی روایت شده در عنوان متال نیست و هماهنگی خوبی دارد.

داستان همچنان مرموز بودن خود را حفظ کرده اما چیزی که بیشتر از همه توجه مخاطب را جلب می کند بازگشت دکتر فیت دوره‌ی نیو ۵۲ و ظهور یک خبیث جدید در پانل نهایی کمیک می باشد که همراه با طراحی های بی نظیر آلوارو بونئو به کمال رسیده است. هم چنین رنگ آمیزیِ فانتزی مانند این کمیک، ظرافت طراحی ها و صحنه های فلش بک را دوچندان کرده است.

جدا از دیالوگ های خوب و مناسب تاینیون، پانل بندی صفحات و تغییر فضا و رنگ در صحنه های فلش بک و استعداد بونئو در به تصویر کشیدن آناتومی شخصیت ها باعث شده این کمیک بیشتر یک گالری هنری محسوب شود و این امر ثابت می کند که گاهی طراحی حتی بیشتر از نویسندگی در موفقیت یک اثر می تواند موثر باشد.


Action Comics 1002

نویسنده: برایان مایکل بندیس

طراح: پاتریک گلیسون

تاریخ انتشار: ۲۲ آگوست ۲۰۱۸ – ۳۱ مرداد ۱۳۹۷

امتیاز رانداپ: ۸.۲/۱۰ از ۲۵ نقد

امتیاز گودریدز: ۳.۸/۵ از ۳۹ رای

منتقد اسکواد: سروش قائمی

وقتی برایان مایکل بندیس نویسندگی کمیک های سوپرمن را به عهده گرفت، همه طرفداران توقع اتمسفری متفاوت را در کمیک های سوپرمن داشتند توقعی که چنان دور از انتظار نبود. سبک کاری بندیس حالتی است که باید دست او را تا جایی که ممکن است باز گذاشت تا او بتواند هر گونه تغییری را که می خواهد در داستان هایش ایجاد کند، تغییراتی که فعلاً در شخصیت سوپرمن و کمیک های او موثر بوده و باعث استقبال طرفداران شده است.

شماره ۱۰۰۲ از کمیک های اکشن مثل شماره‌ی قبلی همچنان کیفیت خود را حفظ کرده است و یک ریتم عالی را طی می کند، اما این مطلب را با مکث بخوانید، چون اگر آرک های داستانی بندیس را خوانده باشید، می دانید که همیشه داستان های بندیس شروع بی نظیری دارند ولی در بعضی مواقع هر چه جلوتر می رویم شاهد افت بیشتر داستان خواهیم بود، یا حداقل به این نتیجه میرسیم که تمام هیجان ما برای پایان داستان حبابی بیش نبوده است.

اما در حال حاضر همه چیز خوب است، بندیس فعلاً دارد غوغا می کند و حتی در کنار نمایش باور های سوپرمن در حال شرح دادن شخصیت کلارک کنت برای هواداران می باشد، به طوری که کلارک کنت برای ما به اندازه سوپرمن اهمیت پیدا کرده است و مشکلات او در دیلی پلنت بیشتر از کشمکش های او در نقش سوپرمن برای مخاطبان جذاب شده است.

البته نکته‌ی محسوس این شماره و شماره قبلی در طراحی او نهفته است. طراحی های پاتریک گلیسون به کمک رنگ آمیزی آلخاندرو سانچز یک شیمی بی نظیر را ایجاد کرده اند و با یک مقدار چاشنی رئالیسم در به تصویر کشیدن چهره ها و متروپلیس یک فضای لایت و اجتماع محور را به وجود آورده اند.

به طور کلی این قسمت یک پیش زمینه برای اتفاقاتی بود که قرار است در آینده روی بدهند. بندیس آینده پرباری را برای سوپرمن تدارک دیده و هنوز سوالات بسیاری را بی جواب گذاشته است از جمله سرگذشت لوئیز لین یا وجود یک دشمن جدید به نام Red Cloud که هر گونه کوتاهی در جواب دادن هر کدام این سوال ها می تواند کیفیت این سری را تضعیف کند. فقط باید امیدوار باشیم که هیجان ما برای چیزی که در انتظارش هستیم واهی نبوده باشد.


Mister Miracle 10

کمیک مستر میراکل - آقای اعجاب انگیز

نویسنده: تام کینگ

طراح: میچ جرادز

تاریخ انتشار: ۱ آگوست ۲۰۱۸ – ۱۰ مرداد ۱۳۹۷

امتیاز رانداپ: ۹.۱/۱۰ از ۲۲ نقد

امتیاز گودریدز: ۴.۵/۵ از ۵۶ رای

منتقد اسکواد: شایان محمودی

اگر قرار باشد برای حفظ زندگی هزاران زندگی و چه بسا یک نسل از موجودات، فرزند خود را قربانی کنید؛ چه تصمیمی خواهید گرفت؟! کسی را که از پوست و خون شماست را انتخاب خواهید کرد یا زندگی میلیون ها موجود بی گناه؟

پاسخ این سوال باید برای اسکات فری، فردی که خدای فرار و گریختن از مرگ است ساده باشد؛ قاعدتاً او باید به سادگی این توانایی را داشته باشد که راهی برای دور زدن معامله‌ی دارکساید پیدا کند؛ با این حال چیزی که تام کینگ به مخاطبین نشان می دهد این است که به هنگام مسائل احساسی نابغه‌ی فرار کسی جز یک مرد کوته فکر نیست!

داستانی که تام کینگ به بیان آن پرداخته در یک کلمه بی نظیر است. او به مخاطبین نشان می دهد که یک متخصص “فرار از معرکه” قاعدتاً نمی تواند جلوی اتفاق افتادنِ معرکه را بگیرد؛ نشان می دهد که یک فرد هم می تواند خدای یک سیاره‌ در ماورای مالتی ورس باشد و هم یک فرد شکست خورده که در تمام طول زندگی خود برای رسیدن به رستگاری، سختی ها و تاریکی های زیادی را پشت سر گذاشته است. از چنگال دارکساید و آپاکالیپسی های خون خوار گرفته تا مراسم های اعدام همه و همه موانعی هستند که اسکات فری برای رسیدن به رستگاری خیالی خود از پیش رو برداشته و حالا که او به یک مکان شاد رسیده دیگر قادر به تجربه‌ی حسی به نام رضایت نیست و به تصویر کشیدن این موضوع تنها با هنر نویسندگی تام کینگ و طراحی های میچ جرادز امکان پذیر است.

تام کینگ به خوبی به مخاطب نشان می دهد که چگونه اسکات فری مجبور است بار تمام جهان را بر شانه هایش حمل کند و نشان می دهد که چگونه بیگ باردا، همسر اسکات فری، در این راه او را همراهی می کند؛ در واقع هدف تام کینگ به تصویر کشیدن زندگی انسان در یک دنیای طبیعی و واقعی است؛ مستر میراکل همان حسی را به مخاطب القا می کند که هر فردی هنگام ناراحتی و اندوه یا به عبارتی در هنگام زنده بودن تجربه می کند؛ اینکه علیرغم تمام دردهای درونی، هر فرد موظف است وظایف خود در قبال دنیای خارج را انجام بدهد و وانمود کند که هیچ نگرانی ای ندارد و تمام کار هایی را که روزانه انجام می دهد انجام بدهد بدون اینکه ذره ای توانایی بیان احساسات خود را داشته باشد.

این کمیک را می توان به جرات یکی از بهترین کمیک های انتشارات دی سی نامید کمیکی که مخاطب خود را متقاعد می کند نجات زندگی یک پسر و جلوگیری از تحمل درد و رنج والدینش توسط او به نجات میلیون ها زندگی اولویت دارد!

24 نظرات
  1. آرمان صفا می گوید

    ممنون از ارشیا و شایان  عزیز بابت این سری مقالات

    تو توضیحات اکشن کمیکس ۱۰۰۲ نوشتی که اکشن کامیکس ۱۰۰۳ مانند شماره های قبلی…..

    غلط تایپی

  2. Alireza می گوید

    مستر میراکل هم حتما باید کمیک خیلی خوبی باشه نمرات بسیار بالایی گرفته مقاله کامل خواندم از آقای شایان و ارشیا و سروش (اولین باره اسمش رو تو سایت خواندم)تشکر میکنم بخاطر مقاله آقای سروش هم در مورد کمیک‌ سوپر سانز عالی نوشته بودن امیدوارم بیشتر هم ببینیم از کارهاشون . من متاسفانه اطلاعاتی از دنیای سندمن ندارم اگه کسی هست اطلاع داره مارو هم آگاه کنه:-) .

    1. ijn2000 می گوید

      سندمن اسم یک شخصیت ساخته شده توسط نیل گیمن ( پر فروش ترین نویسنده دنیا از نظر نیو یورک تایمز )  است  که از یک افسانه درباره یک مرد شنی که رویا را می سازد گرفته شده اولین قسمت سری کمیک های مربوط به این شخصیت از سال ۱۹۸۹ انتشار یافت و این سری بعد از ۷۵ قسمت و ۱۲ جلد تمام شد

      شخصیت داستان هم یک اندلس ( کسانی که فنا ناپذیرند و … ) است که پادشاه رویا و کابوس است و در اولین قسمت این سری او توسط یک سری افراد اشتباهی به زندان می افتد و بعد از ۷۰ سال از زندانش فرار می کند و متوجه می شود که در این مدت قسمت عظمی از قدرت هایش را از دست داده و دریم ورلد ( مکان پادشاهی سندمن ) به ویرانگی افتاده و او در اولین جلد از ۱۲ جلد سری کمیک های خود تلاش میکنه که قدرت های خود را دوباره برگردونه و در جلد های بعد اتفاق های دیگری برای این شخصیت می افتد

      1. ارشیا بشیری می گوید

        اطلاعاتت دست و پا شکسته است ولی تا حدی قابل قبوله.
        در درجه ی اول، این شخصیت یک افسانه است که متعلق به اروپای غربی و شمالیه و جزئی از فرهنگ فولکور مردمان اروپا حساب میشه و در اصل این شخصیت، یک فرد کوچک اندامیه که شب ها موقع خواب، بروی چشم های مردم یک شن جادویی می پاشه تا بتونن با رویاهای خوب راحت تر بخوابند و به همین دلیل به عنوان سندمن شناخته میشه. حتی یک کارتون هم از این شخصیت بعد از تجزیه‌ی آلمان به دو قسمت شرقی و غربی توسط آلمان های شرقی ساخته شد و یه جورایی الهام بخش گیمن بود.

        البته افسانه ی ارباب رویاهای گیمن، یک رفرنس و یک دید جدید نسبت به همون افسانه ای هست و همانطور که گفتید از سال ۱۹۸۹ چاپش آغاز شد و توی ۷۵ قسمت و ۱۰ جلد تمام شد.
        گیمن از همون Base یا به عبارتی پایه و اساس شخصیت افسانه ایِ سندمن استفاده کرد و یک سندمن جدید رو خلق کرد و اون رو به مخلوقاتی باستانی که در ارتباط با موجودات زنده هستند به نام اندلس یا بی پایان ها نسبت داد. اندلس هم در اصل شخصیت هایی هستند که قدرت شون از موجودات زنده نشات میگیره.
        به عنوان مثال، سرنوشت که قدیمی ترین اندلس محسوب میشه از اول هستی بوده تا سرگذشت جهان رو روایت کنده، مرگ پس از خلق اولین موجود زنده بوجود اومد تا در زمان موعود جان موجود رو بگیره و از همه مهم تر رویا که حکم سندمن یا همون ارباب رویاهای قصه ی ما رو داره پس از اینکه یک موجود یا بهتر بگیم یک انسان تونست رویا ببینه و فکر و خیال کنه بوجود اومد و به همین شیوه بقیه ی اعضای خاندان مثل هوس، ناامیدی و نابودی و جنون هم بوجود اومدن
        فناناپذیر هم نیستن، اگه سری اصلی سندمن رو خونده باشید، می بینید که ممکنه طی یک سری اتفاقات بمیرن، این موجودات بی پایان اند دلیل اینکه بهشون میگن بی پایان هم به این خاطره که تا پایان جهان وظیفه‌ی نظارت بروی موجودات زنده رو بهشون محول شده و هم چنین هر کدوم شون، توی قلمروهای خودشون، قدرت نامحدود و بی پایانی دارن. از جمله قلمروی خود سندمن یا همان رویا که اسمش Dreaming هست که محور اصلی همین داستانِ جهان سندمنه.

        1. ijn2000 می گوید

          خیلی ممنون از اطلاعاتی که به من دادید درباره اینکه سندمن از روی یک افسانه گرفته شده می دونستم ولی نمی دونستم خود افسانه چی هستش

          منظورم هم از فناپذیر منظور قدرتمند بودنه اندلس ها است  وگرنه درباره موضوعی که گفتید اطلاع داشتم

          از بین تمام کمیک هایی که دارم این کمیک رو بیشتر از همه دوست دارم و هر ماه یکدور می خوندمش ( با اینکه هر ۱۲ جلدش رو ندارم ) و چون عاشق نوشته های نیل گیمن هستم درباره این شخصیت نوشتم وگرنه درباره این شخصیت چیزی نوشتم

          باز هم از اینکه اطلاعات دست و پا شکسته من را تکمیل کردین متشکرم و خیلی خوشحالم که عضو سایتی به این خوبی هستم

          1. Alireza می گوید

            از آقای ارشیا بابت معرفی تشکرمیکنم و همچنین ijn فکر کنم این شخصیت داخل رویداد متال بود و با بتمن هم حرف زد این ویژگی شن میریزه و رویا منو یاد یه انیمیشن که سه چهار سال گذشته ساخته شد یکی از شخصیت‌هاش ویژگی‌ها سندمن داشت اما از نظر ظاهری و داستانی این کجا و  آن کجا .

    2. ارشیا بشیری می گوید

      آره اسم اون انیمیشن Rise of the Guardians بود. انیمیشن معمولی ای هم بود و توش تمام این افسانه های فولکور رو آورده بودن مثل بابانوئل، خرگوش جشن بهاره، فرشته دندون و از جمله سندمن. اتفاقا اون انیمیشن یه رفرنس جالب به همین ارباب رویاهای نیل گیمن داشت، اگه دقت کرده باشید، کابوس توی اون انیمیشن دقیقا کپی ارباب رویاهای نیل گیمن درست شده و نماینده ی رویا هم توی اون انیمیشن همین فرد کوچک اندامی هست که توی کامنت قبلیم بهش اشاره کردم.
      رفرنس جالبی بود ولی توی کمیک های گیمن، کابوس خودش بخشی از رویاست، رویا و کابوس جدا نیستن

      1. Alireza می گوید

        بله در واقع خواب به دو بخش تقسیم میشه رویا و کابوس (ازش بی نصیب نبودیم ). پس کمیک‌‌‌های نیل گیمن در مورد سندمن به واقعیت نزدیکتره تا ان انیمیشن ولی هر وقت کابوس رویا سندمن داره پس ویلن داستاناش چیه میخواد با کابوس آدم بد‌هارو بترسونه داخل کامنت‌هاتون به این موضوع اشاره نکردید دشمنش کیه مثل بتمن دشمن اصلیش جوکره ، اسپایدرمن دشمنش گرین گابلین و….

        1. ارشیا بشیری می گوید

          خب مگه همه‌ی کاراکتر ها باید دشمن داشته باشن؟ مثلا ما مگه توی زندگی واقعی مون دشمن خاصی داریم؟ مسلماً نه.
          همین مسائل هست که باعث میشه کمیک سندمن در درجه‌ی اول یک کمیک ابرقهرمانی تلقی نشه (با وجود اینکه توی دنیای دی سی جریان داره) و یک کمیک در سبک فانتزی تاریک نام بگیره.
          در درجه‌ی دوم اصلاً سندمن کلیشه ها رو در این باره میشکنه. یعنی سندمن با دشمن خاصی دست و پنجه نرم نمیکنه ولی دور و برش پر از بدخواه و مشکلات متفاوته که باید به همه شون رسیدگی کنه تا بتونه وظایفش رو به درستی انجام بده.
          مشکلاتی که سندمن باهاشون سر و کار داره خیلی بیشتر از در افتادن با یه خبیث در حد جوکره، مثلاً یکبار می بینی که با ارباب جهنم یعنی لوسیفر یا همون فرشته‌ی ساقط سر شاخ میشه، یکبار می بینی که مشکلات پسرش یعنی اورفئوس گریبان گیرش شدن. یکبار می بینی که مثل همه‌ی ما انسان ها افسرده شده و معنی زندگی و زنده بودن رو درک نمیکنه یا یکبار می بینی که با عزازیل مجبوره توی دریمینگ مجادله کنه تا بتونه سرزمینش و معشوقه اش رو نجات بده.

          کلا بحث سندمن از ابرقهرمانی ها جداست. امثال این کمیک ها یعنی سندمن، وی برای وندتا، The Invisibles حساب شون از شخصیت های ابرقهرمانی جداست. همین طور واچمن، درسته که پیش زمینه‌ی کمیک واچمن از روی ابرقهرماناست ولی به اون معنای حقیقی به قهرمان بودن اشاره نمیکنه بلکه این کمیک بیشتر، مضمون قهرمانای خاکستری رو تداعی میکنه
          واسه همین هم هست که این کمیک ها به عنوان ۱۰ کمیک برتر تاریخ لقب گرفتن، چونکه مفهومی که توشون هست حیلی عمیق تر و فراتر از کمیک های معمولیه و هم چنین امثال این کمیک ها بودن که تونستن کلیشه ها بشکنن و مفاهیم جدیدی رو توی صنعت کمیک عرضه کنن.

          1. Alireza می گوید

            بله خب از این منظر نگاه کنیم حرف شما درسته زندگی واقعی ما آدما فاقد جذابیت برای همین بنظر من برای همین دشمنی ویلن و قهرمان که خیالی فروش بیشتری میکنه تا اینکه سنت شکنی کنی مثلا همین ایمیج هم خودتان گفتید سنت شکنی‌های زیادی کرده اما به ندرت پیش میاد داخل ده تا کمیک پرفروش توی جدول ماهانه باشه.

          2. ارشیا بشیری می گوید

            خب راستش خود نیل گیمن هم موقعی که این کمیک رو نوشت، فکر سود توی سرش نبود و فکر میکرد بعد از جلد اول به خاطر کمبود فروش کمیکش کنسل میشه و مجبوره توی همون جلد اول کمیک رو تموم کنه که اینطور نشد و تا ۱۰ جلد یا همون ۷۵ قسمت، کمیکش ادامه پیدا کرد و توی دوره ی خودش هم فروش خوبی داشت و به غیر از فروش تونست تاریخ ساز باشه
            عموماً هم کسایی که دنبال خلق هنرن، دنبال پول نمیرن، الان مثال میزنم اکثر نویسنده های کار درست برای ایمیج کمیک می نویسن، چرا؟ چون توی ایمیج دست شون بازه و فروش ملاک نیست، بنابراین خیلی راحت میتونن ایده هاشون رو به واقعیت تبدیل کنن و یه اثر هنری خلق کنن نه یه کمیک پرفروش…
            کمیک پرفروش خوبه و برای این صنعت لازمه ولی کمیک با کیفیت اهمیتش از اون هم بیشتره و جریان ساز این صنعته

  3. ijn2000 می گوید

    ممنون بابت مقاله خوبتون  ( ولی فکر میکنم که این کمیک یک قسمتی سندمن رو خود نیل گیمن نوشته و چهار کمیک دیگر را بقیه نویسنده ها ، نویسندگی می کنند )

    1. ارشیا بشیری می گوید

      خیر، این کمیک اثر اون ۴ نویسنده است و فقط پلات داستان یا همون طرح کلی داستان به دست نیل گیمن نوشته شده، واسه همین هم نوشتیم به “سرپرستی” نیل گیمن، مگر نه ایده ها و دیالوگ ها مال اون ۴ نویسنده است.
      هم چنین ممنونم از نظرتون و خوشحالیم که از مقاله لذت بردید

  4. آرمان صفا می گوید

    سندمن رو میتونیم از شناسنامه های دنیای کمیک حساب کنیم

    داستاناش برای کسایی که علاقه مند به فانتزی دارک (نه دارک زک اسنایدری) و کمیک های دیالوگ محور هستند عالیه

    انقد جمله های عالی توش پیدا می شه که می شه تو مقاله جاشون داد

    سرمون خلوت شد  حتما مقالاتی ازشون می نویسیم که کاربرا بیشتر آشنا باشن با این دنیای حیرت انگیز.

    پ.ن : ارشیا برات فرستادم

  5. emad.rostamian می گوید

    واقعا عالی میشه اگه کمیک اولین حضور سندمن رو بزارین…

    1. ارشیا بشیری می گوید

      سندمن اولین حضور نداره (اگه منظورتون رویا باشه نه اون یکی سندمن که مال جامعه عدالت آمریکاست)، ارباب رویاها یه سری ۷۵ قسمتی کامله، که ما هم ترجمه اش رو شروع کردیم و به زودی منتشرش می کنیم (تاریخ هم دقیق ندادم که بد قول نشیم)

      1. ijn2000 می گوید

        حقیقتا یکی از آرزوهام این بود که این کمیک رو ترجمه کنم ولی بخاطر ناتوانی در خوب ترجمه کردن کمیک که داشتم و بی حوصلگی  بیخیال این موضوع شدم

        واقعا کار سختی هستش که هر ۷۵ قسمت رو ترجمه کنید و آن را رایگان بدهید و این عشق واقعی شما و همکارهایتون را به دنیای کمیک نشان میدهد

        خیلی ازشما بابت اینکاری که می خواهید انجام بدهید خوشحال هستم (حتی اگر هم انجام نشه بابت اینکه به این موضوع فکر شده که یکی از بهترین کمیک های جهان را ترجمه کنید و سطح جامعه کمیک خوان های ایران را با ترجمه همچین کمیک هایی ببرید بالا – نه با دعواهای الکی دیگر سایت ها به آن دامن می زنند – خود باعث خرسندی است )

        امیدوارم این کمیک هرچه زودتر ترجمه شود تا مردم کمیک را فقط فیلم هایش ندانند

  6. emad.rostamian می گوید

    یک سوال دیگه ای هم که مطرح میشه اینه که دو تا سندمن داریم یکی که مرده و اون یکی که در سندمن یونیورس هست پسر دکتر فیت زمین ۲ هست. اگه میشه این مسئله هم بازش کنید چون یکم گیج کنند هستش

    1. ارشیا بشیری می گوید

      یه سندمن داریم که مال عصر طلایی کمیکه و یکی از اعضای جامعه عدالتِ دی سی حساب میشه
      یه سندمن هم داریم که نیل گیمن خلق کرده و به اسم ارباب رویاها که همون تجسم رویاست
      اونی هم که توی سندمن یونیورس بود اسمش دنیل هست، که تجسم جدید رویاست و بعد از مرگ رویای اصلی بوجود اومده

      1. emad.rostamian می گوید

        ببخشید دوباره سوال می کنم، سندمن اصلی چجوری میمیره؟!

        1. ارشیا بشیری می گوید

          شرمنده نمی تونم اسپویل کنم

  7. Alireza می گوید

    ممنون از شما که جواب همه رو کامل  میدید و مثل بعضی‌ها انقدر غرور ندارید که تا یه سوال بپرسی بهت حمله میکنند یا بهت اهمیت نمیدن . درواقع شما حرف‌های منو بد متوجه شدید مثلا داخل سینما فیلم‌ها به دو دسته تقسیم میشن فیلم‌های هنری و فیلم‌هایی برای سرگرمی اکثر فیلم‌ها قهرمانی داخل این گروهن و فروش خوبی هم دارند داخل کمیک هم همینه کمیک‌هایی که بیشتر جنبه سرگرمی دارن پرفروش ترن و مطمئن باشید هنرمندی فقط بخاطر پول کمیک بنویسه ان کمیک بعد مدتی فروشش خیلی کم میشه تغریبا بیشتر نویسنده‌ها برای پول کار نمی‌کنند شما مثلا گفتید که نویسندگان ایمیج بهترن در این صورت داخل مارول و دی سی هم افرادی داریم که کمیک‌هاشون عالی باشن با اینکه سنت شکنی هم نکنند (جدا از نوسیندگانی مثل نیل گیمن) اگه کسی فقط بخاطر پول سراغ کاری بره داخلش موفق نمیشه .

    1. آرمان صفا می گوید

      متاسفانه یا خوشبختانه همچین چیزی تو کمیک بوک هم هست

      چون کارو تجارته دیکه

      مجبورن کمیکایی بدن بیرون که کیفیت نداره ولی با فروشش هم شرکت پایدار می مونه و هم زمینه برا خلق کمیکای شاهکار فراهم میشه

      اکثر کمییک های ongoing کیفیت چندان خوبی ندارند ولی به پولش نیازه دیگه

      پ ن : واقعا باعث  شرمه که کمیک های بتمن و فلش تو لیست نمی تونن بیان

      جوشوا ویلیامسون همینجور داره به افتضاح نوشتن ادامه می ده. فلش واقعا داستاناش بده.

       

    2. ارشیا بشیری می گوید

      آره خب مسلمه، البته تا جایی که من دیدم اکثر نویسنده های برتر دی سی و مارول توی ایمیج هم نویسندگی کردن و دلیلش هم که گفتم به خاطر همون باز گذاشتن دست نویسنده ها و خلق اثر هنریه
      ولی آره حرف شما هم دسته، کمیک هایی هم برای سرگرمی هستن که هم سطح بالایی دارن و هم پولساز بودن، حتی بدون اینکه خود نویسنده‌ی کمیک دنبال پولش باشه. مثالش همین کمیک هایی هست که اسکات اسنایدر می نویسه مثل رویداد متال، مثل همین سری جدید لیگ عدالت یا سری آمریکن ومپایر… خب اینا با وجود اینکه برای سرگرمی بودن و به صورت ongoing منتشر میشدن ولی کمیک های معمولی نبودن و به غیر از سرگرمی و پول، سطح خیلی بالایی هم داشتن.
      از این نظر حرف شما درسته، اینجور موارد پولساز با کیفیت عالی زیاد هست ولی چیزی که به طور متداول یا به صورت عام شاهدش هستیم همون چیزی هست که آقا آرمان گفت یعنی اکثر کمیک های در حال پخش انتشارات مختلف، برای پول درآوردن ارائه شده و واسه همین هم هست که می بینیم اکثرشون سطح پایینی دارند.
      حالا یه چندتا نویسنده‌ی خاص هستن که به غیر از فروش، قلم و ایده های خوبی هم دارن و داستان هاشون سطح خوبی داره امثال گرنت موریسون، اسکات اسنایدر، ماریکو تاماکی، گیل سیمون، دانی کیتس، برایان آزارلو، اسپنسر یا حتی تام کینگ و کسای دیگه که تعداد این افراد نسبت به حجم کمیک های منتشر شده در ماه نسبت کمی هست. واسه همین هم هست که توی عصر جدید، کمیک خوب در حد متال و مستر میراکل یا کمیک شاهکار در حد کارهای ایمیج/ورتیگو یا در سطح عناوین خاص دی سی و مارول (مثل آل استار سوپرمن یا شوالیه های مارول) کم شده.

ارسال یک پاسخ

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی