معرفی درخت ایگدراسیل و قلمرو های ۹ گانه در دنیای مارول

اساطیر نورس، شاید از محبوب ترین اسطوره های موجود در جهان باشند که همواره در مدیاهای مختلف سرگرمی حضور چشم گیری داشتند و در دهه های ۶۰-۷۰ میلادی نیز توسط استن لی و جک کربی، به درون دنیای کمیک های مارول راه یافتند. به لطف این دو خالق افسانه‌ای، اسطوره های نورس برای اولین بار در کمیک Journey into Mystery با شکلی مدرن و جذاب تر وارد صنعت کمیک شدند و تا به امروز بواسطه‌ی زحمات نویسندگان سری کمیک های ثور به یکی از بخش های جدانشدنی و محبوب دنیای مارول تبدیل شده‌اند و به عنوان یکی از برترین اقتباس های موجود از این اسطوره ها شناخته می شوند.

در زمان باستان، آزگارد سرزمینی پهناور، منجمد و بی حاصل بود تا اینکه یمیر، فرمانروای وقت غول های یخی، تصمیم گرفت از این سرزمین به نفع خود استفاده کند؛ به همین دلیل به همراه گاوی جادویی به نام آوئومبلا به آزگارد سفر کرد و پس از اینکه این گاو، تمام یخ های آزگارد را بلعید، نخستین موجود اهل آزگارد به نام بوری (Buri) متولد شد.

بعدها بوری با غولی مونث وصلت کرد و صاحب فرزندی به نام بور (Borr) شد که او نیز با غولی یخی به نام بستلا (Bestla) ازدواج کرد و این دو صاحب سه فرزند به نام های اودین (Odin)، ویلی (Vili) و وه (Ve) شدند؛ طبق اسطوره شناسی دنیای مارول، پس از اینکه اودین و برادرانش بالغ شدند، توانستند غول های یخی و یمیر را شکست دهند و سپس در کنار هم، دانه های درختی را در آزگارد کاشتند که به درخت جهان معروف شد، همان درختی که امروزه آن را با نام ایگدراسیل (Yggdrasil) می شناسیم.

ایگدراسیل

ایگدراسیل رشد کرد و دارای سه ریشه‌ی اصلی شد:

  • چاه میمیر (Well Of Mimir): ریشه‌ای که به قلمرو یوتونهایم متصل است، این چاه همان جایی‌ست که اودین در آن به منظور کسب دانایی یکی از چشمانش را فدا کرد.

  • چشمه هورگلمیر (Spring Of Hvergelmir): ریشه‌ای که به قلمرو نیفلهایم متصل است و در انتهای خود به قلمرو هل می رسد.

  • چاه ویرد (Well Of Wyrd): ریشه‌ای که شهر آزگاردیا، محل زندگی خدایان، را در برگرفته است؛ چاهی که نورن ها (مسئولین و ناظران سرنوشت) در آن زندگی می کنند.

گفته می شود ایگدراسیل دارای میوه هایی از جنس طلا است؛ میوه هایی که در زمان های دور، سه مبارز برای به دست آوردنشان فرستاده شدند.

علاوه بر این، ایگدراسیل به دلیل رابط بودن میان ۹ قلمرو، حامل علم و دانش زیادی است و اگر فردی، بخشی از وجود خود را برای درخت فدا کند می تواند بخشی از این علم و دانش را به دست آورد؛ که اودین و پسرش ثور، در جوانی، خود را برای به دست آوردن دانش و بصیرت از شاخه های این درخت به دار آویختند!


آسیر ها و آزگارد (Asgard)

آزگارد

در میان قلمرو های درخت ایگدراسیل، قلمروی آزگارد از همه بالاتر است. آزگارد سرزمینی وسیع و مسطح است که در میان فضا قرار گرفته و به محل زندگی خدایان مشهور است، آزگارد بوسیله‌ی پلی جادویی به نام بایفراست به نه قلمروی دیگر متصل می شود، در حقیقت بایفراست به منزله‌ی پرتالی‌ است که به خدایان آزگارد اجازه می دهد تا به تمام قلمرو های ۹ گانه سفر کنند. بایفراست در دنیای مارول معمولاً به صورت پلی رنگین کمانی به تصویر کشیده می شود که توسط ایزد نور و نگهبان قلمرو یعنی هایمدال محافظت می شود.

هایمدال برادر یکی از معروف ترین جنگجویان آزگارد، لیدی سیف است و به علاوه از نزدیک ترین متحدان ولیعهد آزگارد، یعنی ثور محسوب می شود. هایمدال به کمک شمشیر جادویی خود هُفوند که معمولاً با نام شمشیر بایفراست نیز شناخته می شود این توانایی را دارد تا به اراده‌ی خود پل بایفراست را باز یا بسته کند.

تصور پایه بر این است که قلمرو آزگارد در اثر برخوردِ دو قلمرو موسپلهایم (قلمروی آتش)و نیفلهایم (قلمروی یخ)به وجود آمده است؛ با این حال، به دلیل توالی و تکرار چرخه‌ی راگناروک در این قلمرو، هیچکس از نحوه‌ی حقیقی به وجود آمدن آن مطلع نیست. در تاریخچه‌ی آزگارد بیان می شود که مدت زمان شکل گیری و از بین رفتن این قلمرو هر هزار سال یک بار اتفاق می افتد که در انتهای هر هزاره، این سرزمین و خدایان آن به دلیل رویدادی که به رستاخیز ایزدان یا همان راگناروک معروف است از بین می روند و پس از اتمام راگناروک دوباره به زندگی باز می گردند و چرخه‌ی هزار ساله‌ی دیگری را با بازسازیِ دوباره‌ی آزگارد شروع می کنند.

این چرخه تا مدت ها ادامه داشت تا اینکه ثور متوجه شد این چرخه های هزار ساله توسط انجمنی به نام سایه نشینان افق کنترل می شود و آن ها هر هزار سال یک بار، از انرژی حاصل از نابودی آزگارد برای تغذیه‌ی خود استفاده می کنند؛ هرچند ثور موفق شد با نابودی این انجمن به چرخه های هزار ساله‌ی راگناروک پایان دهد اما پس از آن نیز آزگارد به دلایل مختلفی همچون دسیسه های لوکی، برادر کوچکترِ ثور و یا توطئه‌ی نورمن آزبورن طی رویداد Seige، با نابودی کامل مواجه شده است.

در طی رویداد های متفاوتِ کمپانی مارول، آزگارد صحنه‌ی جنگ های بسیاری بوده است، با این حال به دلیل جادوی خاصی که در ریه های این قلمرو روان است همیشه پس از نابودی خود به نوعی با تولدی دوباره به راس درخت جهان بازگشته است!


ونیر ها و واناهایم (Vanaheim)

واناهایم

قلمروی واناهایم، یکی از قدیمی ترین قلمرو های ایگدراسیل به شمار می آید که محل زندگی ایزدان ونیر است، خدایانی باستانی که در سحر و جادو مهارت بالایی داشتند. در گذشته های بسیار دور، ایزدان ونیر بارها با خدایان آزگارد که با نام خدایان آسیر شناخته می شوند وارد جنگ شدند؛ این جنگ های مکرر تا مدت ها ادامه داشتند تا اینکه در نهایت یکی از بزرگان واناهایم به نام نیورد با دو دختر خود به اسم فریا و فری برای زندگی به آزگارد رفت تا به جنگ میان دو قلمرو پایان دهد.

فریا که در افسانه های نورس با نام گایا یا الهه‌ی زمین نیز شناخته می شود، همسر نخست فرمانروای آزگارد، اودین است و علاوه بر این، فریا مادر قهرمان محبوب و دوست داشتنی کمیک های مارول یعنی ثور نیز محسوب می شود. در کل در دنیای مارول اینطور تصور می شود که آزگاردی هایی که توانایی جادوگری دارند (مانند آمورا) دارای ریشه هایی از قلمرو واناهایم باشند.


الف ها و الفهایم (Alfheim)

آلفهایم

الفهایم سومین قلمرو از قلمرو های فوقانی در درخت ایگدراسیل است، قلمرویی که محل زندگی الف های روشن به شمار می رود. در دنیای مارول، الف های روشن تا کنون حضور چندان پر رنگی نداشته‌اند اما در موارد اندکی که حضور یافتند به صورت موجوداتی صلح طلب و مهربان نشان داده شده‌اند. الفهایم دقیقاً در کنار آزگارد قرار دارد و هر دو قلمرو نزدیک به بهشت/والهالا می باشند. در الفهایم، دو نژاد از الف های روشن در دو اقلیم مختلفِ این قلمرو زندگی می کنند:

دسته‌ی اول، الف هایی با پوست صورتی رنگ هستند که گروه اصلی الف ها محسوب می شوند و در اقلیم بهاریِ قلمرو الفهایم زندگی می کنند؛ و دسته‌ی دوم، الف هایی با پوست آبی رنگ هستند که گفته می شود پس از چرخه های متعدد راگناروک و به سبب تولد های دوباره بوجود آمده‌اند و در اقلیم زمستانیِ سرزمین الفهایم ساکن هستند.


میدگارد (Midgard)

میدگارد

اولین و مهمترین قلمروِ بخش میانی در ایگدراسیل، که محل زندگی انسان ها، جهش یافته ها و دیگر نژاد های زمینی است، میدگارد می باشد. میدگارد، با وجود اینکه مستقیماً به آزگارد متصل نیست، اما به دلیل ارتباط نزدیک مردمان آن با ولیعهد آزگارد یعنی ثور و علاقه‌ی خاص او به قلمروی میدگارد در دنیای مارول، این دو قلمرو یعنی آزگارد و میدگارد در بسیاری از موارد دارای در هم تنیدگی های بارزی در داستان پردازی بوده‌اند. ضمن اینکه در ایگدراسیل، هیولای معروف جهان یعنی مار میدگار یا همان یورمونگاند، اطراف این قلمرو زندگی می کند.


یوتونهایم (Jotunheim)

یوتونهایم

یوتونهایم یا سرزمین غول ها، دومین قلمرو از قلمرو های بخش میانی ایگدراسیل است. این سرزمین، منشا غول های سنگی و یخی است. غول های یخی به طور معمول جزء دشمنان اصلی مردمان آزگارد و ایزدان آسیر محسوب می شوند، و سرزمین یوتونهایم شاهد مبارزات زیادی میانِ ساکنین این دو قلمرو بوده است.

یوتونهایم منشا تولد لوکی نیز محسوب می شود؛ پسر بچه‌ای که فرزند لافی، پادشاه غول های یخی بود که پس از مرگ او، توسط اودین به فرزند خواندگی گرفته شد و همواره به عنوان برادر کوچکتر ثور و شاهزاده‌ای از قلمرو آزگارد شناخته می شود.

چاه میمیر نیز در ریشه‌ای از قلمروی یوتونهایم که به درخت ایگدراسیل متصل است قرار دارد. علاوه بر این، در میان مرزِ آزگارد و یوتونهایم، رودخانه‌ای جادویی به نام ایوینگ وجود دارد که به دلیل منجمد نشدن آب درونش، در میان نه قلمرو معروف است.


اسوارت‌آلفهایم (Svartalfheim)

اسوارتالفهایم

سومین قلمرو از قلمرو های میانی، که پایین ترین منطقه‌ی بخش میانی ایگدراسیل محسوب می شود، اسوارت‌آلفهایم نام دارد؛ این قلمرو، محل زندگی الف های تاریک است، الف هایی که گمان می رود از خویشاوندان دور الف های روشن باشند.

سرزمین اسوارت‌آلفهایم، سرزمینی پوشیده از قلعه ها، کلبه های چوبی و غار های متعدد است. الف های ساکن این قلمرو معمولاً در شرایط سختی زندگی می کنند، به همین دلیل این الف ها در بسیاری از موارد، زیر سلطه‌ی رهبرانی متفاوت از جمله مالکیث ملعون، رویای فتح ۸ قلمروی دیگر را در سر پرورانده‌اند. یکی از ویژگی های خاص الف های تاریک، توانایی آن ها در باز کردن پرتال به دیگر قلمرو هاست که آن ها را از پل بایفراست بی نیاز می کند.

فرهنگ زندگی الف های تاریک، نزدیک به فرهنگ زندگی مردمانِ دوره‌ی رنسانس اروپاست و لرد هایی مانند لرد های فئودالِ زمانِ رنسانس بر این قلمرو فرمانروایی می کنند؛ ضمن اینکه لازم به ذکر است، عنصر آهن، نقطه‌ ضعف اصلی الف های تاریک محسوب می شود و جادوی آن ها بر اجسام ساخته شده از آهن بی تاثیر است.


هل/هلهایم (Hel/Helheim)

هل

این قلمرو، سرزمین مردگان و محل فرمانروایی الهه‌ی مرگ یعنی هلا است. در میان قلمرو های موجود در درخت ایگدراسیل، دو مکان وجود دارد که از آن ها به عنوان بهشت یاد می شود که اولین و مهم ترین آن ها، والهالا نام دارد و دیگری که چند بار در افسانه های نورس از آن به عنوان بهشت یاد شده فولک‌وانگر است. بهشت در اساطیر نورس، متعلق به افراد و سربازانی است که شجاعانه در میدان نبرد کشته شده‌اند و یا در طول زندگی خود، افراد دلیر و پاکبازی بوده‌اند. در این میان، روح افرادی همچون دزدان، قاتلان و یا افرادی که در زندگی خود شجاعت کافی را نداشته‌اند به هل منتقل می شود.

هل محل زندگی ارتش عظیمی از مردگان است که طبق اساطیر نورس در راگناروگ به همراه رهبر خود، هلا، به قصد نابودیِ آزگارد حمله خواهند کرد.


نیفلهایم (Niffleheim)

نیفلهایم

این قلمرو، بخشی یخ زده از قلمروی هل است که به دلیل داشتن وسعت زیاد، معمولاً به عنوان قلمرویی جدا حساب می شود. این سرزمین، تاریک ترین قلمرو در میان ۹ قلمرو دیگر به شمار می آید که قدیمی ترین چاه جادویی یعنی چاه هورگلمیر در آن قرار دارد؛ چاهی که به اسمِ چاه آب جوشنده شهرت دارد که در اساطیر نورس توسط اژدهایی عظیم به نام نیدهاگ محافظت می شود. به علاوه، سرزمین نیفلهایم در اساطیر نورس، سرچشمه‌ی تمام رودهای یازده گانه در قلمروهای دیگر محسوب می شود؛ به همین دلیل گفته می شود نیفلهایم سر منشا درخت ایگدراسیل نیز هست و این درخت، رشد خود را از این قلمرو آغاز کرده است.

ضمن اینکه نیفلهایم دو مکان معروف نیز دارد که یکی ساحل اجساد است و محل انباشته شدن هزاران جسد از هزاران جنگجو از نژاد های مختلف است؛ و دیگری تالار ناستروند که زندانی برای بدترین جنایتکاران ۹ قلمرو است و توسط نیدهاگ محافظت می شود، و در زمانی مالکیث ملعون در این مکان زندانی شده بود.


موسپلهایم (Muspelheim)

موسپلهایم

قلمروی آتش و گدازه؛ محل زندگی شیاطین و غول های آتشین که تحت فرمانّ شیطانی به نام سورتور زندگی می کنند.

در تمام اسطوره های نورس از سورتور به عنوان دشمن قسم خورده‌ی خدایان آسیر و رکن اصلی راگناروک یاد می شود که با شمشیر غول پیکر خود به نام شمشیرِ گرگ و میش، آزگارد را به ورطه نابودی می کشاند. در قلمروی موسپلهایم، گدازه به صورت رود های روان جریان دارد و تمام سرزمین پر از آتشفشان ها و کوه های آتشین است.


دیگر سرزمین های موجود


نورن ها و نورنهایم (Norns & The Nornheim)

نورن ها

در اساطیر نورس، نورنهایم منطقه‌ای مستقل در میان قلمرو آزگارد است که در آن، بانوانِ سرنوشت، بوسیله‌ی ارتباط با تنه‌ی درخت ایگدراسیل، سرنوشت تمام موجودات جهان را پیش بینی می کنند.

فرهنگ نورن ها مستقل از آزگارد است و با وجود اینکه بانوانِ سرنوشت در اصل اهل آزگارد هستند اما تنها از ملکه‌ی خود به نام کارنیلا اطاعت می کنند و مورد احترام تمام اهالی آزگارد هستند.

به علاوه، شایسته‌ی ذکر است که پایه و اساسِ جدیدترین رویداد انتشارات مارول یعنی جنگ قلمرو ها (The War of the Realms)، به نابودی این ریشه های سرنوشت در نورنهایم به دست مالکیث ملعون اشاره دارد که داستان آن، از شماره‌ی ۷۰۰ کمیک های Mighty Thor  به قلم جیسون آرون و طراحیِ راسل داوترمن شکل گرفت.


دورف ها و نیداولیر (Dwarves & The Nidavellir)

دوارف ها

نیداولیر؛ سرزمین ماهرترین آهنگران و سلاح سازان تمام ۹ قلمرو است. نکته‌ی جالب اینجاست که در برخی از منظومه های شاعرانه، نیداولیر یا همان قلمرو دورف ها بخشی از ۹ قلمرو محسوب می شود ولی در اکثر منابع تاریخی اساطیر نورس، این گونه نیست. به هر حال، دورف ها یکی از چیره دست ترین موجودات زنده در  پهنای گیتی هستند که قادر بوده‌اند با زندانی کردن یک طوفانِ صاعقه درون فلزی قدرتمند به نام اورو، سلاح بی نظیری همچون میولنیر (چکش ثور) را بسازند.

32 نظرات
  1. Alireza می گوید

    اول از هر چیزی یه خسته نباشید جانانه میگم به آقای شایان که اینهمه برای مقاله زحمت کشیدن تا بتوانند یه مقاله بی نقص به ما طرفدراها تحویل بدن 🙂 . این  قلمروهای نه گانه که اکثر طرفدارها حداقل از سه چهارتاشون خبر دارن نشان میده که استن لی و جک کربی و همچنین نویسند‌ه‌ها تلاش زیادی  کردن  تا بتوانند از اسطوره‌های اسکاندیناوی با تغییر داستان‌های جذاب بنویسن که اکثرشون موفق هم شدن  . ولی بعضی‌از قلمرو‌ها مثل قلمرو سورتور هم اسم‌های واقعا سختی دارن به آسانی  نمیشه به خاطر بسپرد . فقط ببخشید بخاطر اسپم آقای شایان اگه میشه نقد فیلم آکوامن و انیمیشن مرد عنکبوتی رو بنویسید که قبل از بلوری بدانیم چطوری‌ان 🙂 .

    1. علی زراعت می گوید

      داداش تو که آخرش این دو تا رو میبینی بلوری دیگه نقد برا چیت هست ببین خودت نظرت رو بگو نقد برا ما نیست. الکی ذهنیت منفی یا اسپویل نکن همه چی رو من سر اینفینیتی وار هفتاد در صد فیلم رو همینطوری اسپویل شدم سر اونجرز چهار حتی تریلر بعدی هم بیاد نگاه هم نمیندازم شاید تو اینستاگرام یه وار تا عکس ازش ببینم. دنیای ثور هم دنیای جذابی هست و این مقاله هم عالی بود.

      1. آرمان صفا می گوید

        نقد رو به نظرم باید بعد از دیدن فیلم دید. و دلیل اینکه برا خیلی ها نقد مهمه اینه که با دیدگاه های جدید و متفاوت در مورد فیلم آشنا می شن. در  واقع با خوندن نقد های خوب سواد سینماییت و دیدت نسبت به فیلم عوض میشه.

        با عیب های فیلم آشنا می شی و هر اثر سخیفی که گذاشتن جلوت سریع پسوند شاهکار بهش نمی چیسبونی.

        دلیل اهمیت نقد همینه.

        ضمن اینکه به خود فیلمساز هم این فرصتو می ده که تو فیلمای بعدی مشکلاتو رفع کنه و پیشرفت کنه.

        نقد رو وقتی شما از جامعه بگیرید؛ نه تنها تو سینما، بلکه  هر زمینه ای، منتهی به بیسوادی و نفهمی توده میشه.

        نقدفساد و اشتباه رو رسوا می کنهه و آدمو مجبور به اصلاح می کنه.

        اگه نظر منتقدا نبود که وارنر و دی سی هنوزم به ساختن مزخرفاتی مثل bvs ادامه می دادن.

      2. Arash moradi می گوید

        اتفاقا نقد هم برای بیننده هاست و هم برای ساندزگان

        وقتی یک نقد درست و حرفه ای  داشته باشیم ( نه از این نقدا که تو متن یکی میاد زندگی نامه خودشو شرح میده و ۱۰ خط از خودش تعریف میکنه ) ، هم بیننده عام و هم بیننده خاص به معلوماتش اضافه میشه و با مرور زمان بالاخره به اون درجه میرسه که فرق فیلم خوب رو با فیلم بد بدونه

        شاید همه الان بگن که این چیه اخه یه بچه هم میتونه تشخیص بده یه فیلم خوبه یا نه

        خیر به این سادگی ها هم نیست و مسئله پیچیده تری هست

        من خودم نزدیک ۲۰ ساله در این زمینه فعالیت دارم و باید بگم که خیلی مخاطبین هنوز نمیتونن فرق بین فیلم خوب و بد رو تشخیص بدن ( حتی خیلی از دانشجو های این رشته هم هنوز به اون درجه نرسیدن )

        و خب قاعدتا تنها راه بر طرف کردن این مشکل ، آموزش هست

        در فضای دانشگاه و برای دانشجو ها ، آموزش بصورت جلسه های متعدد و تمرین های زیاد و مقالات تخصصی ( حالا با توجه به تحصیلاتشون ) صورت میگیره تا ذهنشون باز بشه و سوادشون بیشتر بشه

         

        و در این فضای مجازی که خب شامل سایتها و کانال های تلگرامی و… میشه ، قاعدتا به دلیل سطح سواد سینمایی مخاطبان و کاربرا ، نمیشه از مقالات نطری و تحلیلی استفاده کرد و حتی در نگارش مطالب نقد و بررسی ، استفاده از اصطلاحات تخصصی و ورود به جزییات کار خوبی نیست در نتیجه سطح نگارش و در کل مطلبی که نوشته میشه با اینکه از سطح استاندارد پایین تره اما در صورتی که الکی نباشه ، میتونه خیلی به درد مخاطبا بخوره و به هر حال قدرت تشخیص رو بالا ببره

         

        بنظر من هدف از نقد فیلم و منتشر کردنش برای مخاطب ها ، اولا پیشرفت و حتی بهبود معلومات اوناست و باعث میشه که سینما رو بهتر درک کنند و الکی از آثار سخیف استقبال نکنن و همچنین برای مطرح کردن خودشون ، الکی دست به ویران کردن یک فیلم خوب نکنن

        که در نهایت باعث میشه سطح درک جامعه بهتر بشه و شاهد اتفاقات عجیب و غریبی که هر روز میوفته ، نباشیم

         

        در هر حال … جامعه ای که بتونه سوادشو ببره بالا ، با ایجاد فضای درست و نرفتن سمت آثار ضعیف ، به سازندگان تلنگر میزنه و باعث میشه که اونا خودشون رو اصلاح کنن و در ادامه یک رقابتی پیش بیاد که همه و همه دست به دست هم میدن و باعث میشن که سطح خیلی از فیلمها بره بالا

         

        و همچنین هدف دیگری از نقد ،  اصلاح شیوه تفکر و عملکرد سازندگان هست که من تو یکی از کامنت هام راجب این موضوع به طور مفصل حرف زدم وفکر نکنم نیازی باشه که دوباره بگم

         

        در هر حال مردم باید بیشتر به نقد بها بدن و این عبارات نقد برای ما نیست و… اشتباهه

         

    2. Captain Steve Lover می گوید

      علیرضا جان، ببینید برای نوشتن یک نقد کامل، جامع و منصفانه باید حداقل فیلم رو ۲ یا ۳ بار دید. که من مطمنم هنوز هیچکدوم از دوستان هنوز ۲ بار اکوامنو ندیدن و یه عده فقط اونم شاید یکبار دیده باشن و منتظر نسخه ی بلوری موندن. انیمیشن اسپایدرورس هم که معذرت میخوام، ادم باید دیوانه باشه که یه همچین چیزی رو با کیفیت پایین ببینه. یادمه ۱ گیگ دانلودش کردم ولی بعد از دیدن پنج دیقه ی اولش همشو پاک کردم و گفتم این حیفه دیدنش اینطوری.

      ببینید شما بار اول که یک فیلم رو میبینید با اتمسفر و حال و هوا و جو فیلم آشنا میشید و یک سری سکانس های فان یا ماندگار فیلم تو ذهنتون میمونه. بار دوم که ریواچ میکنید فیلم رو ، داستانش رو کاملا متوجه میشید، با تمام جزییات و کلیات فیلم و تازه میفهمید چی به چی بوده. بار سوم که میخواید نگاه بکنید دیگه ایرادات و نقاط قوتش رو کامل بیرون میکشید از دل فیلم. و به راحتی میتونید یه نقد جامع واسش بنویسید. اگر کسی هدفش نقد نوشته باید ۳ بار بنظر من این فیلم رو ببینه. و اگر هم که دیگه خیلی ماهر و منتقد بود شاید ۲ بار کافی باشه. پس لطفا بیارید تا نسخه ی بلوری اکوامن ۱۴ ام منتشر بشه و به امید خدا یه نقد کامل و جامع از دوستان خواهیم داشت.

      1. Arash moradi می گوید

        بله

        اما این اصل فکر نکنم برای فیلم هایی مثل آکوامن صدق کنه … یعنی واقعا چند بار دیدنش سخت و وقت گیره

         

        ولی به نظر من لازمه یک نقد جامع و منصفانه و حرفه ای ، چند بار دیدن نیست … مهم داشتن تمرکز و ریز بینیه که باعث میشه خیلی از فیلمها رو همون بار اول بشه نقد و تحلیل کرد

        مهم ترین نکته در این باره یادداشت برداری هست اونم بصورتی که خیلی مختصر باشه نه اینکه باعث لطمه وارد کردن بشه در فیلم دیدن ما

        البته یکی از مهم ترین چیزایی که باید بهش توجه بشه اینه که به هیچ عنوان تا دو – سه روز بعد از دیدن فیلم ، شروع به نگارش نقد وبررسی  فیلم نشه چون تاثیر منفی داره در قضاوت

        با تمرین میشه به راحتی با یک بار دیدن آثار معمولی ، اونا رو نقد کرد البته در صورتی که نویسنده تازه کار باشه همونطوری که شما ذکر کردین ، باید دو بار فیلم رو ببینه تا بتونه نقدش بکنه

        البته واقعا بعضی از فیلم ها هستند که خیلی خوبن و حتی شاهکارن

        برای خودم بار ها پیش اومده در حین دیدن این فیلمها دفترچه  و خودکار رو کنار بزارم و فقط از فیلم لذت ببرم … ( آثاری مثل هفت سامورایی ، استاکر ، جویندگان ، پدرخوانده ، پیانیست و…. ) و چند روز  بعدش  بیام صرفا بخاطر تحلیل فیلم رو ببینم … البته این موارد استثنا هستن اما به هر حال وجود دارن

        اما فکر نکنم برای باقی فیلم ها که زیاد هم خوب نیستن ، لازم باشه این همه وقت گذاشت

         

  2. محمد شهبازی می گوید

    با تشکر از مقاله فوق العاده شایان جان که با قلم روانش جیگر آدمو حال میاره و نشون میده که یه مقاله تخصصی یعنی چی!

    اساطیر نورث اینقدر کشش و جذابیت دارن که آدم به هیچ عنوان ازش سیر نمیشه و با هر روش و شیوه ای که از هر دیدگاهی فارغ از هر تفاوتی بیان بشه باز هم جذابیت های خودش رو داره چه میخواد دنیای ماورل باشه چه گزیده دیالوگ های شخصیتای سریال وایکینگ.

    بازم هم از شایان بابت مقاله جامع و فوق العاده اش تشکر میکنم

  3. آرمان صفا می گوید

    من خیلی اطلاعی از دنیای مارول ندارم و این جور مقالات خیلی برام دلچسبه

    متاسفانه اطلاعات ناچیزم اجازه نمی ده در مورد موارد ذکر شده تو مقاله بحث کنم و گرنه نظر بهتری می دادم

    ولی از شایان عزیز بابت وقتی که گذاشته تشکر می کنم و امیدوارم مقالات سایت همینجور بهتر و بهتر شن.

  4. آرمان صفا می گوید

    ضمن اینکه خیلی خوشحالم که این جمعه کنکور رو می دم و دوباره همکاریمو با سایت شروع می کنم

    و روزی رو می بینم که این سایت تبدیل به بهترین و منصفانه ترین مرجع کمیک بوک خواهد شد

  5. Captain Steve Lover می گوید

    این مقاله، واو چطور بگم، یکی از بهترین مقالات کمیک بوکی ای بود که تا الان خوندم .یعنی واقعا حرف نداشت. چیزی که جالب تر و جذاب تره اینه که ترجمه نبوده! بلکه ثمره ی سال ها کمیک خوندن و مقالات کمیکی ایرانی و خارجی خوندن بوده. مشخصه مقاله توسط کسی نوشته شده که خودش عاشق اساطیر نورس و وقایعی که برای اونا رخ میده و ویژگی های دنیاشون هست نوشته شده. اینم بگم که من مقاله رو کامل خوندم و یکی از بهترین و جامع ترین مقالات کمیک بوکی ای بود که خوندم.

    شایان جان بعد یه مدت تقریبا زیاد(اگر اشتباه نکنم) یه مقاله دادی و شاید بهترین مقالت بود.

    ….

    و در اخر جا داره یادی کنیم از یه سری اساتید که با اون همه ادعا و خود بزرگبینی و دبدبه کبکبه و “ما بزرگترین سایت کمیکی ایران هستیم” و… همشون رو هم نمیتونن یه مقاله بدن که یک صدم این مقاله اطلاعات به ادم اضافه بکنه. کل اطلاعاتشون در حد “۱۰ مدل موی برتر کمیک” و “۱۰ لباس برتر کمیک” و “۱۰ تا از مسخره ترین کرکتر های کمیک” و… هست.

  6. عادل اسلامی می گوید

    خب دوباره یه مقاله‌ی جامع از شایان D:

    کلا اساطیر نورس بحث خیلی جالبیه، همین شیوه‌ی نوع برداشت و اقتباس ازش در سرگرمی های مختلف خودش اندازه‌ی یک دنیا هم اطلاعات فرد رو بالا می‌بره و همینطور با تفاوت هاش بیشتر آدم رو به فکر وا می‌داره. در رابطه با این مقاله هم باید بگم جای حرفی نمی‌ذاره واقعاً، به قولی فقط شایان و یکی دو نفر دیگه می‌تونن از پس چنین چیزی بر بیان D:

  7. Abolfazl1234 می گوید

    با سلام . از پیوستن به سایت خوبتون خیلی خوشحالم.

    راستش خیلی از این مقاله خوشم اومد . خیلی وقت بود که دنبال چنین مقاله هایی بودم. من خیلی به اساطیر اسکاندیناوی علاقه مند هستم . درخواست میکنم که بازم از این مقالات که مربوط به اساطیر اسکاندیناوی و ثور باشه بنویسین.

    بازم بابت این مقاله خیلی خوب تشکر میکنم.

    1. ارشیا بشیری می گوید

      خیلی خوش اومدید به سایت اسکواد
      چشم حتماً اگه در توان مون باشه مقالات و کمیک های بیشتری رو در مورد ثور و اساطیر اسکاندیناوی تهیه می کنیم
      خوشحالیم که از مطالب سایت لذت بردید، ممنون از نظر خوب تون

  8. Abolfazl1234 می گوید

    درخواست میکنم اگه امکانش هست کمیک های ثور و کمیک های مربوط به ثور رو ترجمه کنید چون کمتر کمیکی از ثور به فارسی ترجمه شده است.

    خیلی خوب میشه اگه مقاله های بیشتری در مورد ثور و اساطیر اسکاندیناوی بنویسین.

  9. Abolfazl می گوید

    یک سوال داشتم اونم اینکه ایا اودین قدرتمندتره یا تانوس ( بدون هیچ سنگ بینهایتی ) ؟؟

    هرکس میدونه جواب بده . مرسیمرسی .

    1. ارشیا بشیری می گوید

      انصافاً سوال بی ارزشیه،حالا یکی قوی تر باشه که چی؟ ارزشی نداره دونستن جواب…
      و در ضمن نمیشه خیلی دقیق این رو بررسی کرد، چون نویسنده ها توی کمیک های مختلف، با توجه به سلیقه و داستان شون یکی رو بر دیگری برتری دادن؛ مثلاً توی کمیک Thanos Wins، ثانوس بدون سنگ بی نهایت، کل دنیا رو میکشه. (از جمله ثور و اودین) در صورتی که در کمیک Thor: God of Thunder یک ثور پیر رو می بینیم که حکم اودین رو داره و ثانوس که هیچ، حتی گالاکتوس رو هم شکست میده!
      پس به صورت دقیق نمیشه گفت، بستگی به سلیقه و داستانی که نویسنده میخواد تعریف کنه داره.

  10. Dream می گوید

    تشکر ویژه از شایان عزیز بابت این مقالۀ عالی.

    وجود همچین مقالاتی در سایت کمیک اسکواد، که حکم اشنایی اولیه با دنیای شخصیت های مختلف کمیک بوکی رو دارن باعث خوشحالیه. چرا که هدف از روی کار اومدن کمیک اسواد دقیقاً همینه و جذب خوانندگان جدید کمیک بوک در اولیت کارهای ماست.

    در مورد شخصیت ثور باید بگم با اینکه در دنیای کمیک بوک حق مطلب در مورد خود شخصیت و دنیاش ادا نشده و از اون بدتر اینکه تو کشور ما هم خیلی خیلی کم بهش پرداخته شده، طی سال های اخیر به لطف نویسنده ای مثل جیسون آرون دچار دگرگونی ها و پیچش های مختلف شخصیتی شده و از اون حالت تک بُعدی بودن دراومده و خودش رو با المان های عصر جدید کمیک بوک وفق داده و بروز شده، و این یه فرصت فوق العاده برای خوانندگانی که دوست دارن با دنیای ثور بیشتر آشنا بشن به وجود آورده.

    برای همین تصمیم شایان عزیز برای پرداختن به دنیای ثور قابل تقدیر و تحسینه و امیدوارم همانند پروژه فانوس سبز، مقالات بیشتری در رابطه با دنیای ثور در کمیک اسکواد ببینیم.

  11. Abolfazl می گوید

    یه سوال خیلی مهم دارم که فقط اینجا میتونم جوابشو بگیرم. خیلی ممنون میشم اگه جواب و پاسخ سوالمو بدین :

    من در خیلی از منابع و سایت ها دیدم که در کمیک سیلیستیال ها به عنوان خالق انسان ها معرفی شده اند. هرچند که خودم تا الان کمیکی ندیدم که در اون سیلیستیال ها به عنوان خالق انسان ها معرفی بشن.

    از طرفی در کمیک میراث مارول که اگه اشتباه نکنم حدودا فروردین سال قبل منتشر شد ، اودین گفت که خودش انسان ها رو خلق کرده و آفریده . در ضمن در بعضی از کمیک های ثور صراحتا اودین به عنوان خالق انسان ها و حتی زمین معرفی شده .!!!

    حالا سوال اصلی من اینکه آخرش در کمیک خالق انسان ها سیلیستیال ها هستند و یا اودین ؟؟؟!!!

    1. ارشیا بشیری می گوید

      دنیای مارول کلاً یه درهم ریختگی خاصی داره و سر و تهش عملاً مشخص نیست.
      من الان توی مارول ویکی چک کردم، در اصل توی دنیای مارول هم خلقت انسان ها مثل دنیای واقعی حول محور چندتا تئوری ئه.
      یکی از تئوری ها همون تکامل میمون هاست که برمیگرده به آزمایشات سلستیال ها که منجر به خلق حیات روی زمین شد. که بعدش به دور‌ه‌ی میمون ها و نئادرتال ها و غیره میرسه. البته مثل اینکه چند تا از نژاد های باستانی گونه‌ی انسان توی همون وهله های اول منقرض میشن. (مثل تئوری های علمی دنیای خودمون)

      یکی دیگه از تئوری ها توی افسانه های آزگاردی اومده که اودین با کاشتن دانه ای که از چاه میمیر و تکه ای از درخت ایگدارسیل بوجود اومده بود، موجب خلق یک مرد (به نام آسکه) و یک زن (به نام امبلا) میشه. اما جاودانه ها که یکی از گونه های انسانی ان و دانشمندهای بزرگی هم هستن، چنین چیزی رو توی مشاهدات علمی شون مشاهده نکردن.

      یه تئوری دیگه هم هست که همون اعتقادات دینی ئه که خداوند توی ششمین روز از خلقت جهان، آدم و حوا رو از گِل خلق میکنه و باقی داستان…

      چیزی که من از ویکی پدیای مارول حالیم شد این بود. ممکنه خیلی دقیق هم نباشه ولی فکر کنم جواب سوال تون رو بده.
      البته در مورد یه چیزی مطمئنم که فکر کنم برای شما هم جالب باشه. در دنیای مارول، بعد از اینکه نسل انسان ها توی زمان آینده منقرض میشه، ثورِ زمانِ آینده، پس از اینکه زمین رو از خطر محافظت میکنه و امکان حیات رو بهش برمیگردونه، نسل جدید انسان ها رو خلق میکنه و اونا رو به زمین می بره.

      پ.ن: البته ممکنه بواسطه رویداد Secret Wars و همین طور لگسی که دنیای مارول رو ریبوت کردن، این پیشینه هم عوض شده باشه و در حال حاضر داستان آفرینش اودین رو توی دنیای مارول ملاک قرار داده باشن. که البته بعیده ولی خب باید منتظر رویدادهای بعدی مارول موند. مخصوصاً اونایی که مربوط به ثور و گروه انتقام جویان ۱ میلیون سال پیش هستن.

      1. Abolfazl می گوید

        واقعا ممنونم که جواب سوالم رو خیلی کامل دادین.

        جا داره که یک بار دیگه از شما و سایت خوب کمیک اسکواد تشکر ویژه ای بکنم.

  12. Iron Man می گوید

    با سلام و خسته ناشید.

    من تازه به سایت شما پیوستم و باید بگم که خیلی وقت بود که دنبال چنین سایتی بودم.

    در مورد این مقاله هم باید بگم که واقعا عالی و فوق العاده بود.امیدوارم در آینده نزدیک مقالات و کمیک های بیشتری رو از شخصیت ثور و آزگاردی ها در این سایت عالی ببینم چون واقعا در کشور ما در ضمینه کمیک خیلی کم به این شخصیت ( ثور ) پرداخته شده.

     

    1. ارشیا بشیری می گوید

      خوش اومدید به سایت کمیک اسکواد
      خوشحالیم که از مطالب راضی هستید. ایشالا اگه وقتی باشه حتماً مقالات بیشتری در مورد ثور خواهیم نوشت.

  13. Abolfazl می گوید

    با سلا مجدد . راستش من بعضی از کمیک های جدید ثور رو خواندم ولی اصلا خیلی چیز ها رو متوجه نشدم . در واقع تقریبا هیچ چیزی رو متوجه نشدم. یک سوال مهمی درباره ثور میخواستم بپرسم :

    تا جایی که متوجه شدم انگار اخیرا نیروی فونیس به ثور رسیده . میخواستم بپرسم که اصلا وضعیت ثور الان در کمیک ها چطوره ؟؟؟ زنده هست ؟؟؟ اینکه چقدر قدرتمنده ؟؟؟ و مهترین سوال اینکه چطوری نیروی فونیکس بهش رسید و آیا هنوز هم این نیرو رو داره ؟؟؟!!! ثور اگه الان « نیروی اودین » و « نیروی فونیکس » رو داشته باشه قاعدتا باید خیلی خیلی زیاد قدرتمند باشه. درسته ؟؟؟!!! یک سوال دیگه اینکه الان در کمیک ها آزگارد وجود داره؟؟؟

    واقعا اگه میتونستم همه کمیک های ثور رو بخونم مزاحم وقتتون نمیشدم ولی اصلا همه کمیک های ثور در دسترس نیست و اونهاییش هم که هست من ازش چیز زیادی متوجه نشدم.

    1. ارشیا بشیری می گوید

      سری جدید ثور به نویسندگی جیسون آرون و سری جدید انتقام جویان رو کامل (!) بخون، متوجه میشی

  14. Abolfazl می گوید

    خیلی ببخشین بابت این سوال که تقریبا بی ربطه و شاید از نظر خیلی ها مهم نیست ولی میخواستم با اجازه نظر شما رو بدونم :

    اینکه به نظر شما در MCU ترتیب قدرت هلا، اودین و تانوس (بدون سنگ بینهایت) به چه صورتی ؟؟؟ فقط لطفا نظرتون رو هر چی که هست بیان کنین ( بلاخره یک نظری دارین که دیگه ؟!!!) چون من میخوام بدونم شما که اطلاعات خوبی دارین چه نظرتون چیه.

    در ضمن من اصلا در سایت شما مقالات top 10 لیست مخصوصا در زمینه قدرت و … پیدا نکردم . چرا چنین مقالاتی داخل سایتتون نیست ؟؟؟

    1. Alireza می گوید

      میدانی منم اولش مثل تو توی سایت دنبال این مقالات بودم ولی الآن نیستم چون بحث قدرت با اینکه خیلی پرطرفداره ولی اطلاعات طرف رو بالا نمیبره همینکه متغیره یعنی زود به زود تغییر میکنه، مثلا قبلنا گالاکتوس خدای قدرت بود .تانوس فقط با دستکش حریفش میشد ،اما یه نویسنده امد تانوس رو خدای قدرت کرد بدون دستکش در عرض چند ثانیه کله گالاکتوس از سرش جدا کرد .الآنم که تانوس داخل بعضی رویداد ها بازم قویتره خلاصه بگم این مقالات برای قدرت اصلا مفید نیستن و اطلاعات بدردنخوری هم هستند انهایی هم که میشینند مینویسند(یا ترجمه میکنند ) فقط دنبال معروف کردن خودشون اند امیدوارم کمکی کرده باشم 🙂 .

      1. Abolfazl می گوید

        تا حدودی با نظر شما موافقم. ولی چرا که نه ، بحث اینکه کی قویتره همیشه خیلی داغ بوده . بحث قدرتمندی که اتفاقا منم خیلی بهش علاقه دارم همیشه یکی از بحث های جذاب و داغ بین طرفداران بود و هست.

        من یک بار دیگه هم راجب قدرت در این سایت سوال پرسیده بودم که اقای ارشیا پاسخ دادند ولی اون سوال مربوط به کمیک میشد . بلکه در کمیک قدرت ها واقعا خیلی متغیر هستن و همیشه تغیر میکنن و نمیشه گفت که این رتبه بندی دائمی . ضمن اینکه هیچ رتبه بندی نیست که همه باهاش مخالف باشن . ولی اینبار در مورد MCU سوال پرسیدم که نسبت به کمیک قدرت ها واقعا نوسان خیلی کمتری داره.

        منم خواستم نظر اقای ارشیا و یا یکی از مدیران سایت رو بدونم . البته نمیدونم که فیلم های مربوطه رو تماشا کردند و یا نه ولی اگه تماشا کردند مطمئنا بلاخره یک نظری دارند و اگه خودشون مایل بودند منم میخواستم نظرشون رو بدونم . چون حس کردم که اطلاعاتشون بیشتره و احتمال اینکه نظرشون درست و به عبارتی دقیق تر باشه واقعا خیلی بیشتره.

    2. علی انصاری می گوید

      ترتیب قدرتمندترین شخصیت ها بسته به سلایق نویسنده ها در بکارگیری شخصیت های مختلف فرق میکنه. بنابراین انتخاب یک شخصیت به عنوان شخصیت برتر و یا قدرتمند غیرممکنه‌، و البته دونستنش هم دردی رو دوا نمیکنه و باعث میشه مقالات Top 10 در سایت نداشته باشیم. قرار هم باشه از این قبیل مقالات نوشته بشه همه گزینه ها رو میاریم پای کار تا حداکثر گزینه ها داخل مقالات جای داده بشه که نتیجه اینکار هم میشه Top 50 یا Top 100 که این هم غیرممکنه. سوای این، پیشنهاد میکنم نظر و رتبه بندی های بقیه رو برای خودتون ملاک قرار ندید: چه رتبه بندی بهترین کمیک ها و چه برترین شخصیت ها.

      تو سایت ما هم تا جای ممکن از Top 10 ها دوری میشه، و اونایی هم که نوشته شدن بیشتر جنبه ی معرفی دارن تا تحمیل سلایق. ما تا آخر سعی میکنیم این رویه رو حفظ کنیم و کمیک و کمیک خوانی رو رواج بدیم. چرا که تو یه سایت کمیک بوکی دنبال تبلیغ سینما و سینمادوستی نیستیم و به جای شعار، به زودی این واقعیت رو در عمل هم نشون خواهیم داد که تو سایت ما برترین کفش های کمیکی که هیچ، حتی رتبه بندی برترین فیلم های کمیکی هم جایی ندارن.

      1. Abolfazl می گوید

        خیلی هم عالی . جواب سوال اخرمو گرفتم. به هر حال رویه و روند سایت شما هم خیلی قابل احترامه . البته من واقعا مقالات top perful لیست زیاد خوندم ولی هیچ کدومشو ملاک قرار ندادم و نظر خودمو در این مورد دارم.

        اینکه گفتم به نظر شما بین سه شخصیت مذکور کدومشون قدرتمندتره دلیلی بر تبلیغ نیست چون به هر حال هر کسی نظری داره و همون طور که قبلا هم اشاره کردم هیچ رتبه بندی در زمینه قدرت نیست که همه باهاش موافق و یا مخالف باشن.  شما و یا اقای ارشیا و … هم اگه فیلم ها رو دیده باشین ، نگم حتما ، بلاخره به احتمالا خیلی زیاد نظر خودتون رو در این مورد دارین.

        به هر حال اگه هم من نباید این سوال رو میپرسیدم ، متاسفم و دیگه سعی میکنم که چنین سوالاتی نپرسم.

  15. Iron Man می گوید

    سلام .

    راستش من خودم یکی از اعضا هستم ولی با اجازه مدیران سایت پاسختون رو میدم:

    ببینین همون طور که گفته شد ، واقعا قدرتمندی و قدرت معیار و ملاک مشخصی نداره و در کمیک بستگی به نظر نویسنده و در سینما(MCU ) هم بسته به نظر فیلمساز و فیلمنامه نویس و کوین فایگی و … داره.

    واما در مورد سوالتون باید بگم که به طور کلی هر سه شخصیتی که گفتین جز شخصیت های قدرتمند MCU هستند و یا حداقل بودند ( چون الان اودین و هلا دیگه در MCU زنده نیستند ). 

    اودین که خدای خدایان و پادشاه سابق آزگارد بود و فکر میکنم از دو شخص دیگه قدرتمندتر باشه . ضمن اینکه اودین ، نیم میلیون سال پیش سورتور رو در قدرت کامل شکست داده و همچنین قبل از تولد ثور تونسته هلا رو به مدت هزاران سال زندانی کنه و فقط با مرگ اودین تونست از زندان ازاد بشه ( با توجه به فیلم ثور ۳ ).  خیلی از طرفداران معتقدند که زمان حمله تانوس به اودین مربوط میشه و تانوس منتظر مرگ اودین بود.

    نفر بعدی هم به نظر شخصی من هلا هست که در MCU فرزند اول اودین هست و دیده شد که قدرتش رو از آزگارد میگرفت و اسلحه های که خودش میساخت و به عبارتی ظاهر میکرد به راحتی آزگاردی ها رو میکشت و حتی میتونست به شخصی مثل ثور آسیب بزنه. هلا قدرت بدنی و مهارتش از ثور بیشتر بود و به مراتب از ثور و لوکی و والکری و هالک که باهم قدرتمندتر بود و هایمدال ادعا کرد که میتونه حتی کل کیهان رو تصرف کنه. در ضمن وقتی که هلا در آزگارد حضور داشت زود درمانی خیلی سریعی داشت ( سریع تر از وولورین !!! ) که اون رو تقریبا اسیب ناپذیر کرده بود و فقط سورتور بود که تونست اون رو بکشه .

    نفر سوم هم به نظر من تانوس هست که تونست هالک رو به راحتی‌ شکست بده و خودش رو قدرتمندتر از ثور هم نشون داد . ( البته تا قبل از اینکه ثور از استورم بریکر استفاده کنه .!!!) . تانوس یه تهدید کیهانی برای کل قهرمانان مارول و مخصوصا انتقام جویان حساب میشه و موفق شد اون بشکن مخوف و معروفش رو هم بزنه.

  16. Abolfazl می گوید

    سلام .
    یک سوالی رو میخواستم در سایت شما مطرح کنم :
    سرگذشت تستراک در MCU برام آشکاره . یعنی میدونم که اول از آزگارد به زمین آورده شد و توسط سازمان شیلد تحت کنترل و ازمایش قرار گرفت و … ادامه ماجرا. 
    از این مطمئنم که آزگاردی ها تستراک رو به زمین آوردند . مگر اینکه وقایع فیلم کاپیتان آمریکا : نخستین انتقامجو بعد از فیلم کاپیتان مارول باشه . چون ما در فیلم کاپیتان آمریکا : نخستین انتقامجو ، میبینیم که رد اسکال میره و تستراک رو از جایی شبیه به یک صندوق بر میداره و میگه که تستراک جواهر اتاق اودین بوده و توسط خدایان به زمین آورده شده.
    در واقع بعد از وقایع فیلم اول کاپیتان آمریکا تستراک در دریا فرو میره که بعد دقیق نمیدونم ولی توسط شیلد و هاوارد استارک پیدا میشه و توسط اونها مورد آزمایش قرار میگیره و بعد هم که وقایع فیلم کاپیتان مارول و بعد از اون هم انتقام جویان ۱ و … خلاصه ادامه ماجرا . فقط چیزی که متوجه نشدم اینکه چرا آزگاردی ها تستراک به زمین آوردند.
    این چیزیه که من متوجه شدم . اگه کسی موضوع دیگه ای رو میدونه توضیح بده و اسپویل هم موردی نداره چون فیلم کاپیتان مارول رو تقریبا به طور کامل دیدم.
    تنها موضوعی که برام سواله اینکه چرا آزگاردی ها تستراک که در واقع سنگ بینهایت مکان بود رو به زمین آوردند ؟؟؟!!!!( این سوال منه ؟؟!!)  چون مطمئنا خیلی خطرناک بود که یک سنگ بینهایت رو در زمین رها کنی . در صورتی که خود آزگاردی ها میتونستند از تستراک مراقبت کنند .
    اگه کسی جواب این سوال رو میدونه لطفا پاسخ بده.

    1. Iron Man می گوید

      سلام.

      من در برخی از منابع دیدم که در این مورد یک پاسخی ارائه شده که البته مطمئن نیستم که ۱۰۰ % صحیح باشه ولی خوب احتمال صحیح بودنش زیاده . ضمن اینکه خیلی از طرفداران همهمین موضوع رو عنوان کردند : 

      چند هزار سال پیش در میدگارد ( که همون سیاره زمین هست ) بین آزگاردی ها و غول های یخی یک جنگ بزرگ رخ داد که به پیروزی آزگاردی ها منجر شد ( که احتمالا خودتون هم میدونین . ).  در طی این جنگ آزگاردی ها از تستراک بر علیه غول های یخی استفاده کردند و اینکه تستراک در طی این جنگ در کره زمین گم شد .!!! جزئیات بیشتری نمیدونم . گفتم که مممکنه این موضوع هم ۱۰۰ % صحیح نباشه ولی احتمال صحیح بودنش زیاده. امیدوارم پاسختون رو گرفته باشین.

ارسال یک پاسخ

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلا - فروش ویلا - ویلا شمال