معرفی کمیک های ران جف جانز برای فانوس های سبز

در تمام تاریخچه‌ی فانوس های سبز، بی شک دوره ای که “جف جانز” نویسنده‌ی کمیک های فانوس های سبز شد مهم ترین دوره کمیک های آن ها محسوب می شود. دوره ای که در آن “جف جانز” با همکاری طراحان مطرحی چون “داگ ماهنک“، “ایوان رِیِس و “اتان ون اسکایور” موفق شد کمیک های بی نظیری را برای فانوس های سبز و با محوریت آن ها خلق کند. او موفق شد حفره های متعددی را که در دهه ۹۰ در کمیک های این ابرقهرمانان ایجاد شده بود را از بین ببرد و باعث تولد دوباره و محبوبیت بی نظیری برای فانوس های سبز شود که امروزه شاهد آن هستیم. از همین جهت و به دلیل اهمیت زیاد کمیک هایی که “جف جانز” برای فانوس های سبز و یا با محوریت آن ها نوشته، تصمیم گرفتم در آخرین مقاله از سری مقالات معرفی فانوس های سبز و حلقه های قدرت به معرفی این کمیک ها بپردازم؛ با ما همراه باشید.

(Green Lantern: Rebirth (2004

کار بی نظیر “جف جانز” برای فانوس های سبز از این کمیک شروع شد. “جف جانز” موفق شد در ۵ شماره کاری را انجام دهد که نویسنده های دی سی ۱۰ سال تمام را صرف انجامش کردند و نتوانستند! این کار چیزی نبود جز بازگرداندن محبوبیت فانوس های سبز.

همانطور که تاکنون چندین بار اشاره شد در سال ۱۹۹۴ و در طی داستان “Emerald Twilight معروف ترین فانوس سبز دی‌سی یعنی هال جوردن بعد از نابود شدن شهر زادگاهش به جنون کشیده شد و با “پارالاکس” پیوند خورد؛ دهه ۹۰ هم که دوره‌ی جنجال ها بود و دی‌سی هم دنبال موقعیت (!) خلاصه که هال جوردن در این ده سال هر کاری که باورتان نمی شود انجام داد؛ از قصد نابودی تمام جهان برای اینکه خودش بتواند آن را دوباره از نو خلق کند تا پیوند خوردن با اسپکتر ( که این ترکیب به روح انتقام لقب گرفت) و کشتن محافظین!

خلاصه دی‌سی که بدجور پتانسیل فانوس های سبز را با این قضیه خراب کرده بود، در نهایت عزمش را جزم کرد که اوضاع را درست کند بنابراین “جف جانز” را به عنوان نویسنده کمیک های فانوس سبز استخدام کرد و برای مینی سری پنج قسمتیِ «تولدی دوباره» طراح کار بلدی به نام “اتان ون اسکایور” با او همراه شد. در این پنج شماره “جف جانز” با زیرکی تمام شخصیت هال جوردن را به سپاه فانوس های سبز بازگرداند و ریشه های “پارالاکس” به عنوان یک هیولای قدیمی و آواتار ترس را توضیح داد. این ها نخستین قدم های “جف جانز” برای خلق بهترین کمیک های فانوس های سبز بود و او توانست به خوبی حفره های موجود در کمیک های گذشته‌ی این شخصیت ها را پر کند تا در آینده بتواند با یک پایه ریزی درست به نویسندگی خود در کمیک های فانوس های سبز ادامه دهد.

(Green Lantern Corps: Recharge (2005

این کمیک دومین کمیکی بود که “جف جانز” به کمک “دیو گیبونز” (طراح کمیک های نگهبانان) برای فانوس های سبز نوشت و طراح این کمیک هم آقای “پاتریک گلیسون” بود. در واقع این کمیک به منظور پی ریزی کمیک های آینده «Green Lantern Corps» نوشته شد. در این کمیک “جف جانز” و “دیو گیبونز” موفق شدند رابطه‌ی بین فانوس های سبز سیاره زمین و ناحیه ۲۸۱۴ را دوباره تثبیت کنند و به دوستی آن ها معنایی دوباره ببخشند. علاوه بر آن در این کمیک، فانوس های سبز جدیدی نیز معرفی شدند که از بین آن ها میتوان به “سورانیک ناتو” اشاره کرد که بعد ها مشخص شد دختر شخصیت خبیث معروف دنیای دی‌سی “سینسترو” می باشد!

(Green Lantern (2005-2011

اما رسیدیم به نقطه عطف کار “جف جانز” برای فانوس های سبز؛ ران اصلی “جف جانز” برای فانوس های سبز از سال ۲۰۰۶ شروع شد و تا سال ۲۰۱۱ ادامه داشت. در طول آرک های این ران، داستان های فوق العاده مهم و زیبایی رخ دادند که معمولاً به طور موازی با کمیک های «Green Lantern Corps» نوشته میشدند که نویسندگی آن ها بر عهده‌ی “پیتر جی. توماسی” بود. در ادامه مقاله به معرفی ۱۰ آرک اصلی این سری از کمیک ها خواهیم پرداخت. هم چنین برای دو سری «Blackest Night» و «Brightest Day» توضیحات کاملی اضافه شده که دلیل آن اهمیت و محوریت شان برای فانوس های سبز است.

 No Fear

شروع شاهکار “جف جانز” با این جلد بود؛ جایی که در آن سیر شخصیت پردازی جدید هال جوردن آغاز شد. این کمیک داستان مرموزی را در مورد یک سلاح مخفی پیش می برد و البته روباتی با منشأ نامشخص که تمام موجودات زنده پیش روی خود را از بین می برد. از سوی دیگر هال جوردن دوباره به حرفه‌ی خلبانی بازگشته است تا بیشتر و بیشتر به همان هال جوردن محبوبی که هواداران سراغ داشتند نزدیک شود. سورپرایز های داستان نیز کم نبود و صحنه ای که مخاطبان متوجه شدند روبات قاتل در واقع یک من هانتر است یکی از جالب ترین پانل های این آرک بود. البته صحنه هایی مثل مشت زدن دوباره هال جوردن به صورت ژنرال استون یا پانلی که در آن هال به کمک سر من هانتر حلقه خود را شارژ می کند نیز واقعاً دیدنی هستند. (مشاهده پانل)

اما مهم ترین مطلبی که این جلد روی آن تمرکز می کند مشکلات و رنج های هال بعد از جدا شدن از “پارالاکس” است. از جمله‌ی آن ها می توان به بدنامی او در میان بقیه‌ی فانوس های سبز و یا خالی از سکنه بودن شهر زادگاه هال یعنی “کوست سیتی” اشاره کرد که هال خود را مقصر تخریب آن میداند.

Revenge Of The Green Lanterns

جلد دوم کمیک های “جف جانز” برای فانوس های سبز، بیشتر روی بازگشتهال جوردن تمرکز می کند و مشکلاتی که او با بقیه اعضای سپاه به خاطر گذشته‌ی تاریک خود دارد. مهم ترین برتری این جلد در به تصویر کشیدن همان سرکشیِ همیشگی هال جوردن می باشد برای انجام دادن کاری که تصور می کند درست است. تا جایی که او بی فکرانه به ناحیه ۳۶۰۱ و سیاره من‌هانتر ها پا می گذارد تنها به این دلیل که تصور می کند متوقف نشدن من‌هانتر ها فاجعه ای مانند فاجعه ناحیه ۶۶۶ را دوباره تکرار خواهد کرد. در واقع این جلد نشان می دهد که هال جوردن حاضر است تا چه حد فداکاری کند تا به هدفی که دارد برسد و برای رسیدن به آن از هیچ تلاشی دریغ نمی کند.

Wanted: Hal Jordan

جلد سوم کمیک های فانوس سبز تمرکز خود را بر زمینه سازی برای جلد بعدی میگذارد؛ داستانی که بسیاری آن را جز سه رویداد برتر دنیای دی‌سی میدانند، یعنی «جنگ سپاه سینسترو».

تم اصلی این جلد هم با دو جلد قبلیِ “جف جانز” یکی است؛ یعنی احساس گناه. در واقع “جف جانز” در این سه جلد بیشترین مانور را روی حس گناهِ هال جوردن می دهد. این باعث می شود تا  طرفداران بیش از پیش به آن هال جوردنی نزدیک شوند که شخصیتش برای سال ها تبدیل به بازیچه‌ی نویسندگان شده بود و به این سو و آن سو کشیده میشد و حالا “جف جانز” سعی در اصلاح کردن اوضاع داشت. داستان اصلی این آرک در مورد متهم شدن هال جوردن به قتل است. مسأله ای که موجب می شود قهرمانان بین المللی به تعقیب او بپردازند اما این پایان کار نیست و هال” متوجه می شود که علاوه بر قهرمانان بین المللی دسته ای از معروف ترین آدمکش های کهکشان به دنبال کشتن او هستند چرا که فردی ناشناس برای سر او جایزه گذاشته است. “جف جانز” به تدریج داستان را جلو می برد تا جایی که مخاطبان بی شک با دیدن فردی که برای سر هال جایزه گذاشته است متعجب خواهند شد. اما یکی از مهم ترین نکات مثبت این جلد، طراحی های بی نظیر “ایوان ریس” برای داستانک اول است که هر مخاطبی را به وجد می آورد. بهترین صحنه این جلد هم بدون شک، کشمکش بتمن با حلقه ی قدرت زرد رنگ است که می خواهد او را به عنوان میزبان خود انتخاب کند.

علاوه بر این، داستانک دوم این جلد به پیشینه‌ی استار سفایر ها اشاره می کند. پیشینه ای بسیار جالب که دلیل درک اشتباه “زامارون ها” را از عشق آشکار می کند.

The Sinestro Corps War

سه سال پس از شروع کار “جف جانز” روی کمیک های فانوس های سبز، دی‌سی اعلام کرد که در جلد چهارم کمیک های «Green Lantern» و «Green Lantern Corps» قرار است کراس اُوری به نام “جنگ سپاه سینسترو” را چاپ کند. کراس اُوری که تبدیل به یکی از محبوب ترین داستان های فانوس های سبز در تمام تاریخ شد و بسیاری آن را بالاتر از رویداد بی نظیری مانند «Blackest Night» می دانند و در رتبه نخست بهترین کمیک هایی که با محوریت فانوس های سبز نوشته شده، قرار می دهند.

اما واقعاً چرا این آرک تا این حد محبوب است؟ برای این سوال پاسخ های زیادی وجود دارد اما شاید سر راست ترین آن ها، سر راست بودن داستان باشد! در واقع آرک جنگ سپاه سینسترو، بر خلاف دیگر رویداد ها، کمیک های زیادی را در بر نمیگیرد و فقط در همان دو کمیکی که ذکر شد جریان دارد. این مسأله به تنهایی یکی از دلایل محبوبیت زیاد این آرک است، اما بی شک مهم ترین دلیل محبوبیت این آرک داستان آن است.

داستانی که توسط طراحان بی نظیری مانند “ایوان ریس” و “اتان ون اسکایور” طراحی و توسط نابغه ای به نام “جف جانز” نوشته شد و به قدری تأثیر گذار است که به جرأت می توان گفت که فانوس های سبز پتانسیل دوره‌یِ جدید خود را مدیون این کمیک هستند. جایی که حلقه‌ی قدرت زرد رنگ برای نخستین بار در آن معرفی می شود و مخاطبان کمیک نخستین بار با حلقه های هفت گانه آشنا می شوند. کمیکی که گامی بلند به سمت شاهکاری به نام “تاریک ترین شب” بر میدارد. اما با تمام این اوصاف این کمیک یک پیش زمینه نیست بلکه حماسه ای مستقل است که هم شروع و هم پایان خوبی دارد و هم با روند فوق العاده ای پیش می رود. تهدید عظیمی که از سوی فانوس سبز مطرود سینسترو به سمت سپاه فانوس های سبز روانه می شود. ارتشی از قاتلان خون خوار با حلقه های قدرت زرد رنگ که منشاءِ نیروی آن ها از ترس است. قتل عامی فجیع که هزاران فانوس را به کام مرگ میکشد و در این میان این فانوس های سبز هستند که به دلیل عدم توانایی کشتن حریف درمانده شده اند. کمیک به خوبی موفق می شود لحن جدی خود را با مرگ فانوس های مشهور و محبوبی مانند کیهان و جک تی چنس تثبیت کند. کمتر کمیکی در دنیای دی‌سی وجود دارد که تا این حد صحنه های بی نظیری همراه خود داشته باشد.

بی شک بزرگ ترین صحنه ی کمیک جایی است که مردمان شهر “کوست سیتی” به حمایت از قهرمان خود لامپ های سبزشان را روشن می کنند تا به هال جوردن نشان دهند مهم نیست در گذشته چه اتفاقی افتاده، هنوز “کوست سیتی” و مردمش در هر شرایطی همیشه پشت او خواهند ایستاد.

اما با تمام این اوصاف شخصیت اصلی آرک “جنگ سپاه سینسترو” قهرمان داستان نیست؛ بلکه خبیثی بی رحم و صد البته محبوب بین هواداران است یعنی سینسترو ! به جرأت می توان گفت سینسترو در تمام سال های حضورش در دنیای کمیکی شخصیت پردازی بهتر از آنچه در اینجا تجربه می کند را تجربه نکرده است. جایی که برای رسیدن به هدفش با خبیث های بی نظیری همچون سوپربوی پرایم، سایبورگ سوپرمن، آنتی مانیتور و مانگول همراه می شود و جایی که موفق می شود سپاه فانوس های سبز را از خط قرمزی که همیشه از آن متنفر بودند عبور دهد؛ یعنی کشتن دشمنانـشان. در واقع سینسترو برنده اصلی “جنگ سپاه سینسترو” است و اهمیتی ندارد که او در ظاهر شکست می خورد یا پیروز می شود چرا که برای فرد جاه طلبی مانند سینسترو رسیدن به هدف دقیقاً به معنی پیروزی است حتی اگر این هدف به قیمت جانـش تمام شود.

Secret Origin

شاهکاری دیگر از “جف جانز” ! شاید این عنوان کمی اغراق آمیز به نظر برسد ولی تمام افرادی که این آرک را خوانده اند میدانند این داستان شایسته لقبی به جز شاهکار نیست. داستان پیشینۀ پنهان (سکرت اریجین) تمرکز روی شخصیت خود هال جوردن دارد؛ پسر بچه ای که هر چه قدر هم بزرگ شود باز هم به سرکشی و یک دندگی خودش ادامه خواهد داد؛ پسر شجاعی که به تک تک اهداف خود باور دارد و البته عاشق پرواز است. اما کار بی نظیر “جف جانز” در این کمیک تنها مختص به خود هال جوردن نیست بلکه او به تمام مخاطبین نشان میدهد که چه استعداد بی نظیری در به تصویر کشیدن شخصیت های کمکی دارد و چه اهمیت والایی برای جزئیات قائل است.

بدون اغراق می توان گفت که تک تک شخصیت های این جلد قابل همزاد پنداری هستند؛ از برادر بزرگ تر هال گرفته که به عنوان فردی به تصویر کشیده می شود که تمام موضوعات اطراف خود را به شکل مسئولیت هایی کوچک و بزرگ می بیند، تا برادر کوچک او که فردی مطیع و سر به زیر است. علاوه بر این در این میان شخصیت هایی مانند “کارول فریس” نیز در طول داستان به دیگر شخصیت ها اضافه می شوند ولی به هر حال هیچ شخصیتی به اندازه خود هال اوج نمی گیرد؛ کسی که حاضر نبود از خلبان بودن استعفا دهد تصمیم میگیرد با زدن مشتی به صورت رئیس خود اخراج شود تا بتواند مادرش را پیش از مرگ ببیند اما پس از رسیدنش متوجه می شود که مادرش مرده است، کسی که مرگ پدرش فردی که بیش از هر کسی در دنیا دوستش دارد را در مقابل چشمانش می بیند و پانل ها و صحنه های دیگری که همه دست به دست هم می دهند تا مخاطب عاشقانه و بی چون و چرا عاشق هال جوردن شود؛ پسری با عشق پرواز.

Rage Of The Red Lanterns

خشم، موضوعی که شاید بیشتر از آنچه تصور می کنیم در زندگی ما تأثیر گذاشته باشد. از حرف هایی که هنگام عصبانیت زده ایم تا کار هایی که در هنگام عصبانیت انجام داده ایم. بسیاری از مردم به این موضوع معتقدند که کمیک بوک ها فقط برای بچه هاست و کورکورانه از این عقیده خود دفاع می کنند اما فقط یک نگاه عمیق به پشت پرده طراحی های پر زرق و برق و درگیری های عظیم داخل پانل ها کافیست تا پیام های زیبایی که نویسنده های بزرگ در کمیک های خود جای می دهند آشکار شود.

جف جانز” در این جلد، استادانه هنر نویسندگی خود را به رخ دیگران میکشد. او داستان خود را یک قدم به سوی “تاریک ترین شب” نزدیک و حلقه ی قدرت دیگری به حلقه های قدرت دنیای دی‌سی اضافه می کند و در کنار این موضوع موفق می شود به زیبایی هر چه تمام تر ویرانگری خشم را به تصویر بکشد. نشان دهد که چگونه خشم یک فرد می تواند به قدری بزرگ شود که دیگر هیچ حس دیگری در او وجود نداشته باشد و نشان می دهد چگونه خشم می تواند بر احساس اراده غلبه کند و هال جوردن را مطیع خود کند که با اراده ترین فرد در میان سپاه فانوس های سبز است. تقابل رنگ ها و عواطف در این کمیک بی نظیر است اینکه “جف جانز” موفق می شود نشان دهد که اراده راه غلبه بر ترس است. اینکه او نشان می دهد امید بدون اراده معنایی ندارد و این که او پیروزی امید بر خشم را به تصویر میکشد همگی مسائلی هستند که به زندگی روزانه ما متصلـند و پیامی پشت شان نهفته است. حالا چه کسی می گوید کمیک بوک ها برای بچه ها ساخته شده اند؟

Agent Orange

این آخرین جلد کمیک های فانوس سبز قبل از رویداد عظیم “تاریک ترین شب” (Blackest Night) می باشد. این جلد روی یکی دیگر از حلقه های قدرت یعنی حلقه ی قدرت نارنجی متمرکز می شود و البته این بار به معرفی یک خبیث متفاوت، موجودی با طمع بی پایان، به نام لارفلیز می پردازد. داستان بی شک پیشروی خوبی دارد و در نهایت مخاطب را راضی خواهد کرد. درگیری های هال جوردن با حلقه‌ی قدرت آبی که توانایی استفاده از آن را ندارد واقعاً جالب و سرگرم کننده است.

اما بهترین بخش این جلد بی شک طراحی های بی نظیر “فلیپ تن” است که مخاطب را در جای خود میخ کوب میک ند. “فیلیپ تن” به خوبی موفق می شود که ابهت و حرص بی پایان لارفلیز را به مخاطب تفهیم کند و نشان می دهد که این تهدید تا چه حد می تواند برای کهکشان و حتی محافظین و سپاه فانوس های سبز خطرناک باشد. علاوه بر این شخصیت پردازی لارفلیز هم در نوع خود جالب و منحصر به فرد است. در کل این جلد یکی از داستان هایی است که مخاطب از آن بی چون چرا لذت خواهد برد.

Blackest Night

و بالاخره بزرگ ترین و معروف ترین رویداد دنیای دی‌سی با محوریت فانوس های سبز؛ داستانی متفاوت در مورد مرده های زنده شده به رهبری خبیث تمام عیاری به نام نکرون که قصد نابودی دنیای زنده ها را دارند. بی شک لحن حماسی “جف جانز” مهم ترین عامل محبوبیت این رویداد بی نظیر است اما نباید از این مسأله غافل شد که این طراحی های فوق العاده “ایوان ریس” بود که کار بی نظیر “جف جانز” را تکمیل کرد.

طراحی های “ایوان ریس” برای این کمیک به معنای واقعی کلمه بی نظیرند، استفاده بیشتر از رنگ سیاه و تیره تر کردن تصاویر نسبت به حالت معمول باعث هماهنگ تر شدن تصاویر با دیالوگ ها می شوند. از سویی دیگر جدی بودن فوق العاده این رویداد فراموش نشدنی می باشد. رویدادی که در مورد یک گروه یا یک شهر نیست، بلکه در مورد تمام زندگی موجود در جهان است! “جف جانز” در این کمیک نشان می دهد چگونه می توان روان و ساده دیالوگ نوشت و در عین حال یک داستان حماسی خلق کرد.

داستان رویداد واقعاً فوق العاده پیش می رود و در هر شماره سورپرایز هایی را با خود به همراه دارد تمام قهرمانانی که در این میان زنده می شوند و می میرند، تمام تیم آپ های بی نظیر بین صاحبان حلقه های قدرت متفاوت و البته مبارزه‌ی سپاهیان تمام حلقه ها با فانوس های سیاه تا پای مرگ باعث می شود پانل های بی نظیری خلق شوند که عده‌ی بسیاری آن ها را جز خاص ترین پانل های تاریخ کمیک قرار می دهند.

جدا از این مسائل رویداد تاریک ترین شب یک برتری دیگر نیز دارد و آن این است که این رویداد تنها مختص به فانوس های سبز نیست، این رویداد قهرمانانی همچون آکوامن را دوباره به زندگی باز میگرداند و تأثیر مهمی در آینده کمیک های شرکت دی‌سی میگذارد؛ عناوینی که امروزه دارد توسط کمپانی دی‌سی عرضه می شود و عناوین دیگری که بعد از رویداد تاریک ترین شب عرضه شدند تماماً پیش زمینه و موفقیت خود را مدیون این کمیک می باشند. به جرأت می توان گفت که این رویداد یکی از جذاب ترین رویداد های انتشارات دی‌سی است که تا به امروز چاپ رسیده است. واقعاً چه کسی می تواند از رویارویی قهرمانان و زامبی هایی که می خواهند دنیا را تصرف کنند لذت نبرد؟ (آن هم به سبک جف جانز!)

Brightest Day

این کمیک نوشته شد تا پاسخگوی سوالاتی که در پایان کمیک تاریک ترین شب مطرح شد باشد. این کمیک دارای ۳ آرک هشت قسمتی بود. هر یک از این آرک ها، داستانک هایی را پیش می بردند که در نهایت آرک آخر، آن ها را به هم متصل کرد.

نحوه طرح معمای این کمیک بسیار جالب بود. بوستون برند که در گذشته نقش ددمن را بر عهده داشت زنده شد، آکوامن به زندگی بازگشت و مارشن منهانتر موفق شد زندگی را به مریخ بازگرداند و البته هاکمن و هاک گرل که دوباره به زندگی بازگشتند و تصمیم گرفتند برای آخرین بار با کابوس زندگی خود یعنی “هث ست” (یک کشیش شیطانی) رو به رو شوند. اما همه با یک چیز مشترک مواجه شدند، شانس دوباره فقط با پرداخت بهایی خاص ممکن است.

پایان این کمیک نیز بسیار جنجالی بود و نشان داد که حلقه‌ی زندگی یا همان حلقه‌ی سفید رنگ هیچ کاری را بیهوده انجام نمی دهد. از سوی دیگر صحنه های دردناکی مانند شکست رابطه دُو و ددمن و البته کشته شدن کیارا صحنه های بودند که می توانستند احساسات هر مخاطبی را تحت تأثیر قرار دهند.

War Of The Green Lanterns

و آخرین جلد از رانِ نابغه ای به نام “جف جانز” برای فانوس های سبز قبل از ریبوت نیو ۵۲؛ این کمیک واقعاً پایانی با شکوه برای ران ۷ ساله “جف جانز” در کمیک های فانوس های سبز بود. داستانی راجع به کرونا، مالتوسی شورشی که حاضر است برای خلقت دوباره دنیا دست به هر کاری بزند، شخصیتی که بر خلاف هم نژادان محافظ خود بر این عقیده است که عواطف برای همه ضروری اند و با به دست گرفتن کنترل آواتار های عواطف قصد دارد تمام دنیا را در اختیار خود بگیرد. (کرونا آواتار های عواطف را در کمیک روشن ترین روز به دست آورد.)

داستان واقعاً نوآوری های خاصی به همراه دارد که جالب ترین آن ها فساد حلقه های سبز است که باعث می شود هال جوردن و سه فانوس زمینی دیگر مجبور شوند حلقه های قدرتی با رنگ های متفاوت را به دست کنند. بارز ترین ویژگی این کمیک طراحی های بی نظیر آن است که بدون شک مدت ها در ذهن مخاطب باقی خواهد ماند. کمیکی که در پایان با جدایی هال جوردن از بزرگ ترین هدف زندگی اش خاتمه می یابد، اخراج او از ارتش فانوس های سبز به دلیل اراده‌ی بیش از حد که توانایی کشتن کرونا را به او داد.

 

یادداشت نویسنده:

این آخرین مقاله از سری مقالات معرفی فانوس های سبز بود. در این جا لازم می دانم که از دوست عزیزم ارشیا بشیری به خاطر کمک هایی که در طول نوشتن این مقالات به من کرد تشکر کنم و هم چنین از دوست خوبم علی آقا که این مقالات رو با معرفی مالتوسی ها و محافظین جهان دی‌سی استارت زد و البته از دوستانی که عکس های مقالات رو آماده کردند هم سپاسگزارم که شامل دوستانم عادل اسلامی، آریان نعمتی و پارسا ذی قیمت می شود. از تمام کسانی هم که در این مدت با این سری مقالات همراه ما بودند هم ممنونم که با حضورشان برای ادامه کار به من دلگرمی دادند.

دوست دارید سری بعدی مقالات پیرامون چه شخصیت هایی باشد؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

4 نظرات
  1. بهنام احمدی می گوید

    واقعا جا داره بگم: وااااااااو :))
    خیلی عالی. دستت درد نکنه شایان جان. بالاخره سری مقالات فانوس سبز رو هم تموم کردی.
    واقعا این سری مقاله کار هرکسی نیست و میدونم که واو به واو این ران بینظیر رو با دقت خوندی بعد رفتی سراغ مقالاتش. احسنت.
    ران فانوس سبز جف جانز (واقعا دیگه باید بگیم استاد جف جانز چون دست روی هرچیزی گذاشته طلا شده) یکی از معدود ران هایی هستش که تک تک آرکهاش جذاب و خوندنیه. البته طراحی چشم نواز اتان ون سایور و ایوان ریس هم واقعا توی جذابیت این ران تاثیر مستقیم داشته.
    آرکهاش یکی از یکی قشنگ تر و جذاب تر. دیگه نیازی به تعریف نیست. این مقاله گویای همه چیزه.
    فقط جا داره بازم از زحمات شایان محمودی عزیز تشکر کنم که واقعا گل کاشت.

  2. عادل اسلامی می گوید

    خیلی عالی بود!
    شایان عزیز خسته نباشی واقعا با این سری مقالات گل کاشتی! این مبحث گرین لنترن ها واقعا موضوع پیچیده و زمان بری هستش برای توضیح دادن و مقاله نوشتن که البته با همت خودت تکمیل شد. خیلی ممنونم ازت بخاطر وقتی که گذاشتی و زحمتی که کشیدی تا این مقالات جامع رو بنویسی. همینطور منتظر مقالات بعدیت هستم :))

  3. شایان محمودی می گوید

    ممنون از همه کسایی که تو این مدت این مقالات رو خوندن.
    به امید اینکه به کمک همدیگه روز به روز سایتو بکشیم بالاتر تا به یه سطحی برسیم که یه مخاطب بتونه به عنوان یه مرجع کامل، یه سایت مرجع که کمیک فنا توشن به سایتمون مراجعه کنه نه سایتی که صرفا بیاد توش و از یه چیزی بد بگه!! :/
    سری مقالات فانوس سبز واقعا وقت و انرژی زیادی از من گرفت و قبلش اول چند بار کمیک های فانوس سبز رو خوندم تا بتونم اطلاعاتی رو به بقیه ارائه بدم که کامل و درست باشن،
    حقیقتش خوندن این همه کمیک از فانوس های سبز یه تاثیر مهمی که روی من گذاشت این بود که باعث شد بیش از قبل به این موضوع پی ببرم که فن یه شرکت و انتشارات بزرگ بودن به معنی تنفر از دیگری نیست. وقتی یه کمیک فن از همه ی انتشارات معروف به اندازه کافی کمیک بخونه متوجه میشه اصلا مرزی وجود نداره بین انتشارات های کمیک وجود نداره و واقعا توی تمام این انتشارات ها آثاری هست که آدم بتونه بخونه و لذت ببره این آدمو به همون سمتی سوق میده که سلیقه همه رو بپذیره و قبول کنه اگه کسی طرفدار یه شرکتیه یا به این دلیله که بیشتر باهاش خاطره داره یا شخصیت هایی توشن که میتونه بیشتر باهاشون همزاد پنداری کنه. من خودم همیشه به مارول علاقه ی خاصی داشتم و دارم اونم به دلیل تمام خاطرات خوبیه که با مارول داشتم از بچگی تا حالا و کاملا متوجهم اگه من به مارول بیشتر علاقه دارم به این معنی نیست که باید سلیقمو به بقیه تحمیل کنم و با آوردن دلایلی که شاید برای خیلیا قابل قبول نباشه بخوام قانعشون کنم که مارول از همه بهتره چون خودم متوجهم که نیست چون هر روز که بیشتر کمیک میخونم میبینم که چه شاهکار هایی توی شرکت های دیگه هست از این طرف اگه مارول شاهکار داره دی سی هم شاهکار های خودشو داره کمپانی ایمیج پره از کمیکایی که هر کدومشون به زندگی روزمره ما اشاره دارن کمیک های غیرابرقهرمانی که فقط خوندشون میتونه فوق العاده بودنشون رو تداعی کنه و یا والیانت با شخصیتای خاصش و ورتیگو با شاهکارایی مث هل بلیزر و فیبلز و سندمن و حتی شرکت های دیگه ای که هر کدومشون ممکنه قشر خاصی رو به خودشون جذب کنن.
    بازم تشکر میکنم از تمام کسایی که در طول این سری مقاله با من همراه بودن ایشالله در آینده بتونم با معرفی شخصیت های بیشتر از شرکت های متفاوت به کارم ادامه بدم.

  4. مرتضی می گوید

    سلام و خسته نباشید خدمت همه عوامل سایت مخصوصا نویسنده این مقاله ی عاااالی که واقعا لذت بخش بود خوندش برام
    راستش این اولین کامنت من هستش تو سایت و همین امروز عضو شدم و کلیییی زیاد عاشق مقاله ها و کمیکایی ک ترجمه کردین شدم امیدوارم که همینطور روز به روز شاهد پیشرفت سایت باشیم
    واقعا جف جانز از وقتی که اومده دی سی حکم یه اهرم رو داشته برای کمپانی و نشریاتش به خصوص کمیکای گرین لنترن که من واقعا عاشق شخصیت هال جوردنم(البته شخصیت مورد علاقه و شماره یکم تو دی سی خوده هال ه و بعدش بتمن و بقیه دوستان :)) )
    راستش من همه اینایی که معرفی شد رو نخوندم ولی حتما دوباره از اولش میخونم و واقعاااااا جنگ سپاه سینسترو و بلکس نایت یکی از شاهکارترینا و لذت بخش ترین کمیکایی بود که خوندم
    بازم خسته نباشید خیلیییی خیلیییی خوشحال شدم از آشنایی با سایت و اینکه واقعا لذت بخش بود خوندن مقاله ی شخصیت مورد علاقه ت از دنیای بزرگ دی سی
    امیدوارم که بازم از این دسته از مقاله ها باشیم :))
    با سپاس فراووون

ارسال یک پاسخ

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئواجاره ویلا و فروش ویلا شمالسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلااجاره ویلافروش ویلاویلا شمالویلا زیباکنار