نقد فیلم انتقام جویان: جنگ بی نهایت – Avengers: Infinity War

فیلم انتقام جویان: جنگ بی نهایت؛ شجاعانه ترین فیلم مارول استودیوز، فیلمی که پس ۱۰ سال برنامه ریزی ساخته شد تا بالاخره به مقابله‌ی انتقام جویان با شخصیت خبیثی بپردازد که طرفداران ۶ سال است منتظر رویارویی او با انتقام جویان هستند. و حالا این شما و این هم نقد نبرد نهایی انتقام جویان برای نجات تمام دنیا.

هشدار: این نقد ممکن است دارای اسپویلر های جزئی باشد اما چیزی از داستان اصلی را شرح نمیدهد.

انتقام جویان: جنگ بی نهایت

شاید اولین چیزی که مخاطب بعد از دیدن نیم ساعت اول فیلم انتقام جویان: جنگ بی نهایت با خود بگوید، گفتن جمله‌ی “عجب ویلن باحالی!” باشد و این واقعاً حقیقتی غیر قابل انکار است که ثانوس که ایفای نقش آن برعهده “جاش برولین” می باشد با درخشش بی نظیر خود و با داستان وسیع و نقش مهمی که در فیلم دارد مهمترین شخصیت فیلم و حتی بدون اغراق بهترین شخصیت آن است.

در طول ۱۰ سال گذشته، مارول استودیوز، شخصیت های خبیث زیادی را به مخاطبین تحویل داده است. از خبیثی مانند والچر با انگیزه هایی مناسب در برابر یک ابرقهرمان نوجوان گرفته تا خبیثی همچون ایگو با انگیزه‌ی دوباره سازی تمام زندگی در پهنه گیتی؛ در این میان، اغلب منتقدین مدت ها از ضعف شخصیت های خبیث در فیلم های مارول انتقاد هایی کردند که بی جا هم نبود به خصوص از شخصیت های خبیثی همچون اولتران، مالکیث، رونان، ویپلش، ماندرین و … که به پتانسیل های حقیقی خود حتی نزدیک هم نشدند. اما باید قبول کرد که ثانوس به سبک عجیب خودش، نه تنها استاندارد های شخصیت های خبیث قبلی مارول استودیوز، بلکه استاندارد های یک شخصیت خبیث کمیک بوکی را جا به جا میکند؛ شاید در میان تمام شخصیت های خبیث دنیای سینمایی مارول، این لوکی با انگیزه های مکارانه و قابل همذات پنداری اش و کیلمانگر با آن شخصیت پردازی فوق العاده اش باشند که قابل مقایسه با خبیث تمام عیاری همچون ثانوس هستند.

ثانوس خبیثی است که به فیلمی در ابعاد و عظمت جنگ بی نهایت احتیاج داشت، و با توجه به اینکه بیشترین زمان فیلم را به خود اختصاص داده است به مخاطبین اجازه میدهد که بیشتر در عمق شخصیت او فرو بروند و در طول فیلم زمانیکه اشک های ثانوس را ببینند به جای اینکه تعجب کنند دنیا را از دید تایتان دیوانه و به شکلی که او می بیند درک می کنند و بالاخره در جایی که ثانوس پس از رسیدن به هدفش در پاسخ به سوال “به قیمت چه چیزی تموم شد؟”، می گوید: “همه چیز…” هر کسی بتواند عظمت شخصیت خبیثی را ببیند که سالیان دراز از عمرش را صرف رسیدن به هدفش کرده؛ هدفی که برای تمام دنیا به عنوان بزرگ ترین تهدید شناخته می شود و برای خود او به عنوان چیزی که دنیا باید به خاطر آن از او تشکر کند!

در این فیلم پیش از هر چیزی باید هوش فوق العاده کارگردانان فیلم جو و آنتونی روسو و نویسندگان فیلم یعنی “استفن مک فلی” و “کریستوفر مارکوس” را ستود چرا که کار آن ها در این فیلم واقعاً هوشمندانه بود؛ مهمترین کاری که نویسندگان در این فیلم انجام دادند این است که به جای تمرکز بر خیل عظیم ابرقهرمانان حاضر و تلاش های  آنها برای مقابله با دشمن نهایی، به بزرگی شخصیت واحدی پرداختند. این موضوع که قهرمانان فیلم باید با آن دشمن به صورت رو در رو مواجه شوند و این کار به طور غیر مستقیم باعث درخشش شخصیت هایی می شود که با تایتان دیوانه تقابل دارند. از میان این شخصیت ها میتوان گامورا را مثال زد که با صحنه های فوق العاده احساسی اش و بازی بی نظیر “زویی سالدانا” خود را در میان ۵ بازیگر برتر فیلم جای میدهد و بدون شک هر مخاطبی از دیدن تقابل گامورایی که در کودکی و معصومی به سر میبرد و تایتان دیوانه ای که قدرت عشق ورزیدن را دارد لذت خواهد برد.

از سوی دیگر کار برادران روسو و نویسندگان فیلم برای پرداختن به شخصیت ها به نحوی است که حضور شخصیت ها در فیلم نه اضافه باشد و نه بیش از حد به نحو احسنت انجام شود تا مخاطب در فیلم هرگز احساس شلوغی نکند؛ حتی با وجود خیل عظیم شخصیت هایی که در این فیلم حضور دارند در واقع این مساله با گروه بندی و بخش بندی داستان به چند قسمت جمع و جور تقسیم می شود، درست مثل کاری که بارها در سریال های بی نظیری همچون بازی تاج و تخت دیده ایم؛ هر چند این مساله هم به اندازه ای نیست که تمام هواداران را راضی کند و ممکن است عده ای از هواداران از شخصیت های فیلم و از میزان حضور بعضی از آنها راضی نباشند، به خصوص شخصیت هایی مثل ناتاشا رومانوف با بازی “اسکارلت جوهانسون” و کاپیتان آمریکا با بازی “کریس اوانس” که انتظار داشتیم بیش از این در فیلم حضور داشته باشند؛ اما باید این مساله را هم در نظر گرفت که برادران روسو روی فیلم های گذشته مارول استودیوز حساب باز کرده اند و در واقع این فیلم با این پیش فرض ساخته شده که مخاطبین حاضر در سینما فیلم های گذشته مارول استودیوز را دیده اند.

از میان داستانک های فیلم نمیتوان یکی را پیدا کرد که برای مخاطبین حوصله سر بر باشد یا انتظارات را برآورده نکند؛ از تعامل فان و خنده دار بین ثور و محافظین کهکشان گرفته تا تقابل دکتر استرنج و تونی استارک که شیمی فوق العاده ای با هم دارند، و ثانوسی که به دنبال به دست آوردن شش سنگ بی نهایت است. اینها همگی داستانک هایی مهیجی هستند که در خود سورپرایز هایی را برای مخاطبین در نظر می گیرند اما شاید بزرگ ترین مساله فیلم زمانی باشد که این داستانک ها تدوین می شوند و در کنار هم قرار می گیرند؛ این مساله در بعضی از قسمت ها باعث می شود هیجان مخاطبین تحت الشعاع قرار بگیرد، مثال بارز آن را میتوان در میانه‌ی نبرد واکاندا دید؛ نبردی که بی شک یکی از عظیم ترین نبرد های تاریخ سینماست و شاید بتوان آن را از نظر ابعاد با مبارزه هِلم (Battle Of Helm) در سه گانه ارباب حلقه ها مقایسه کرد ولی زمانی که در میانه‌ی این نبرد، ناگهان فیلم به دنبال ثور و داستانک او میرود موضوعی نیست که هواداران بتوانند با آن سازگار شوند، با وجود اینکه این داستانک به نتیجه ای هیجان انگیز می انجامد. به علاوه شخصیت های جدید زیادی هم در فیلم معرفی نمی شوند و این خود نکته مثبتی است چرا که فیلمی با این تعداد شخصیت ظرفیت پذیرش قهرمانان جدیدی را ندارد و به جز فرقه سیاه که حضورشان تایید شده بود و “پیتر دینکلیج” با آن نقش آفرینی کوتاه ولی به یاد ماندنی و لهجه جالبش، شخصیت جدید خاصی در فیلم معرفی نمی شود.

موضوع دیگری که در فیلم خودنمایی می کند زمانیست که قهرمانان فیلم در مقابل ثانوس و فرقه سیاه او قرار می گیرند؛ هر چند باید اعتراف کرد که فرقه سیاه ثانوس به اندازه کمیک ها خوب در نیامده اما هنوز هم صحنه های تقابل آن ها با انتقام جویان بی نظیر و دیدنیست؛ اما اوج فیلم در تقابل انتقام جویان با خود ثانوس است، جایی که هر کسی برای دلیل خودش می جنگد، یکی برای عشق، یکی برای وظیفه و دیگری برای انتقام ولی با این وجود در این بین، شیمی بی نظیری میان برخی از شخصیت ها شکل می گیرد که در نوع خود باورنکردنی است؛ چیزی که میتوان نقطه‌ی اوج آن را میان تونی استارک و دکتر استرنج دید که با وجود مخالفت هایی که در ظاهر با یکدیگر می کنند، در باطن نشان میدهند تا چه اندازه شبیه به هم هستند و در آخر این ثانوس است که با حضورش به مخاطبان بهت زده نشان میدهد انتقام جویان تا به کجا سقوط کرده اند.

اما شمشیر دو لبه‌ی فیلم در روایت داستانکی است که به سنگ های بی نهایت می پردازد؛ در فیلم شاهد این هستیم که دکتر استرنج به تونی استارک می گوید: “اگه قرار باشه بین محافظت از سنگ زمان و جون تو و اون بچه (به پیتر پارکر اشاره می کند) یکی رو انتخاب کنم، مطمئن باش محافظت از سنگ زمان و جهان رو انتخاب می کنم.” مساله ای که مسلماً منطقی جلوه می کند ولی در میانه‌ی نبرد بعضی جاها نقض می شود و قهرمانان اجازه میدهند احساسات بر آن ها غالب شود و به جز دکتر استرنج با آن دیالوگ راز آلود پایانی اش خطاب به تونی استارک، بقیه‌ی شخصیت ها توضیحی ندارند برای اینکه چرا اجازه داده اند احساسات بر آن ها غلبه کند؛ هر چند که این مساله میتواند به این صورت برداشت شود که هیچکس حتی توانایی مقابله با اراده ثانوس برای گذشتن از احساسات و عواطف او را هم ندارد (به خصوص با اتفاقات بی نظیر و احساسی که برای ثانوس در میانه های فیلم می افتد) چه برسد مقابله با قدرت او ولی این موضوع میتواند به این صورت هم برداشت شود که قهرمانان با لغزش های خود به سادگی سرنوشت جهان را تغییر داده اند. پاسخ به این سوال برای هر فرد میتواند متفاوت باشد و من به شخصه مورد اول را پاسخ آن میدانم ولی به هر حال این دوگانگی، مساله ایست که بدون تردید ذهن هواداران را درگیر خود خواهد کرد اما به هر حال جستجوی ثانوس برای به دست آوردن شش سنگ بی نهایت و حوادثی که در طول فیلم برای او اتفاق می افتد، بدون شک بهترین داستانک فیلم را در کنار هم تشکیل میدهند.

صحنه های اکشن و جلوه های ویژه فیلم انتقام جویان: جنگ بی نهایت در یک کلمه بی نظیرند؛ صحنه های درگیری، تک به تک، نفس ها را در سینه مخاطبین حبس می کنند. کسانی که می میرند و زخمی می شوند استرس این را به مخاطبین القا می کنند که نکند این آخرین فیلمیست که شخصیت محبوب مان را در آن می بینیم و علاوه بر این، یکی از بارز ترین نکات فنی فیلم را شاید بتوان CGI صورت ثانوس نامید که به قدری خوب است که کوچک ترین حرکات صورت او را به تصویر میکشد.

جاش برولین” در نقش ثانوس به “اندی سرکیس” نشان میدهد در موشن کپچر بی رقیب نیست! صحنه های اکشن فیلم هم واقعاً خوب به تصویر کشیده شده اند و رویارویی های اعضای فرقه سیاه با انتقام جویان همگی جز بهترین های مارول استودیوز هستند و در نهایت اوج آن را میتوان در نبرد واکاندا دید که هر ضربه استرس خاصی را به مخاطبین القا می کند، به این دلیل که فیلم به خوبی نشان داده است تا چه حد میتواند غیر قابل پیش بینی باشد.

موسیقی متن فیلم هم واقعاً عالی است و آقای “آلن سیلوستری” متناسب با صحنه ها و در بعضی جاها با وفاداری به تم زیبای موسیقی انتقام جویان به خوبی مخاطب را در حال و هوای فیلم فرو میبرد.

و در آخر فیلم در جایی که کسی انتظار ندارد مخاطب را سورپرایز می کند. پایان فیلم انتقام جویان: جنگ بی نهایت بدون شک یکی از بزرگ ترین نقاط اوج آن است؛ علامت های سوالی که باقی میگذارد و نشان میدهد برادران روسو با گفتن این جمله که “داستان فیلم انتقام جویان: جنگ بی نهایت داستان مجزایی از فیلم انتقام جویان ۴ دارد” چطور این همه مدت همه‌ی ما را سرکار گذاشته بودند! پایانی که به مزاق خیلی ها خوش نیامده بود، چرا که صبر کردن یک ساله برای بخش دوم داستان کار ساده ای نیست و علاوه بر این، مساله‌ی دیگری که سنگینی می کند این است که این فیلم مثل یک “قسمتِ اول واقعی” عمل نکرد! منظور این است که در فیلمی مثل هری پاتر: یادگاران مرگ (قسمت اول)، عملاً نیمی از داستان روایت شد و قسمت دوم هم نیمه‌ی دیگر آن را روایت کرد اما پایان فیلم انتقام جویان: جنگ بی نهایت به مخاطب این را القا می کند که این فیلم هنوز نیمی از داستان را به ما نشان نداده و این تازه آغاز داستان است؛ مساله ای که میتواند منجر به نارضایتی برخی از هواداران شود که البته منتقدین هم چندان به این مساله واکنش مثبتی نداشتند ولی به نظر من میتوان آن را به عنوان همان چیزی دید که هست و از آن لذت برد، زیرا به عنوان یک هوادار واقعی نمیتوان انتظار داشت مارول استودیوز بزرگترین داستانش را در یک فیلم بگنجاند.

در پایان باید گفت فیلم انتقام جویان: جنگ بی نهایت (که حقیقتاً عنوان جنگ بی نهایت برازنده آن هست) بدون عیب و ایراد نیست اما بهترین فیلمی بود که میتوانست ساخته شود، ایراد هایی که در فیلم وجود دارند حقیقتاً غیرقابل پیشگیری هستند و باید گفت که شاید فیلم انتقام جویان: جنگ بی نهایت بهترین فیلم مارول استودیوز نباشد اما با آن شیمی فوق العاده بین شخصیت ها، شخصیت خبیث فراتر از توصیف و پایان غیر منتظره اش، بی شک شجاعانه ترین فیلم دنیای مارول است که مارول استودیوز تا به امروز آن را ساخته است.

8.1
عالی و بی نهایت عظیم!

Avengers: Infinity War

  • ComicSquad 8.8
  • Metacritic 6.8
  • Rotten Tomatoes 8.6
36 نظرات
  1. Captain Steve Lover می گوید

    نقدتون خیلی خوب بود…

    راستش نظرم در مورد فیلم

    *این متن حاوی اسپویل است*

    این فیلم نزدیک ترین و شاید یجورایی یه تقلید بسیار خوب از فیلم امپراطوری ضربه میزند باشه

    فیلمی شلوغ که قهرمان ها را در نقاط مختلف کیهان دسته دسته میکند و هرگونه داستانک های خود را دارد و البته همه ی داستانک ها جذابند و فیلمی پد از شوک که تک تک شوک ها تاثیر گذارند…خصوصا وقتی یکی از شخصیت هایی که در أواسط فیلم یهو ظهور میکند و یجورایی محافظ سنگ روح است که واقعا بهترین پیچشی بود که بین فیلم های مارول دیدم!

    شلوغی فیلم اصلا احساس نمیشه! با وجود شخصیت های بسیار زیاد همه شخصیت ها(بجز بلک اوردر) پرداخت کامل دارند و شخصیت پردازی ها همه عالیه…

    فقط در مورد بلک اوردر باید بگم گرچه درگیری اونا با قهرمانا؛قدرت هاشون؛ظاهر و جلوه های ویژشون فوقالعادس ولی باید قبول کرد که پرداخت زیادی ندارند؛خصوصا بلک دوارف که بیخود ترین شخصیت فیلم هست…

     

    اما این وسط!!!تایتان دیوانه!!! خفن ترین؛متفاوت ترین؛بهترین شخصیت منفی ای که دنیای سینمایی مارول به خودش دیده! مارول طَی دو سال اخیر با ایگو یا والچر یا هلا یا کیلمانگر یا ثانوس نشون داده میتونه ویلین های محسوب تحول بده!!!

    شوخی های فیلم واقعا جالبند و برعکس دکتر استرنج و محافظان کهکشان ٢ واقعا بجا و خنده دارند…

    به قولی Forced Joke داخل فیلم نیست!

    اکشن و جلوه های ویژه فیلم بی نظیره و موسیقی هم که استاد ألن سیلوستری دیگه نیازی به گفتن نیست

     

    و اخرین و به نظرم بزرگترین نکته مثبت فیلم رابطه و شیمی فوقالعاده ی اسکارلت ویچ و ویژن هست که بدون شک با پشت سر گذاشتن رابطه ی استیو راجرز و پگی کارتر خودشو به بهترین رابطه ی دنیای سینمایی مارول تبدیل میکنه…

     

    اما نکات منفی

    راستش بنظرم حفره های داستانی فیلم کمی غیر قابل توجیح هستن ؛مقلا وقتی ثانوس اول فیلم ظهور کرد والکری کجا بود؟ چرا برای بدست اوردن سنگ روح باید یکی از عزیزات رو بکشی؟

     

    هالک چش بود؟ چرا ظهور نمیکرد؟

    البته نجات تونی استارک توسط دکتر استرنج به هیچ وجه یه حفره نیست چون مطمنم وقتی استرنج به اینده میره میبینه کلید شکست دادن ثانوس تونی استارک هست!! واسه همین سنگش رو فدا میکنه

     

    نکته منفی دیگه حضور نداشتن شخصیت هالک تو فیلمه؛یا بهتره بگم حضور کمتر از دو دقیقش…بروس بنر بهترین حضورش رو توی کل سینما تجربه میکنه…اما هالک😐

     

    نکته منفی نهایی هم فرقه سیاه

    اما

     

    از طرفی برخی شخصیت ها حضور خیلی بزرگی نداشتند اما واقعا scene stealer بودند و فوقالعاده بودند!مثل استیو راجرز که به عنوان فن کاپیتان امریکا واقعا از حضورش لذت بردم و خیلی خفن و بد اس بود؛

     

    در نهایت فیلم جنگ بینهایت ارزش ده سال صبر کردن رو داشت!!! و واقعا محشر بود…حداقل بین سه گانه ی انتقام جویان(و اونجرز ۲/۵😏) بهترین فیلم بود

     

    نمره من به فیلم : ۸/۸ از ۱۰

    رتبه فیلم تو ranking من از mcu : دو از نوزده تا

     

    ترین هایی که این فیلم به خودش اختصاص میده…شجاع ترین؛جسور ترین؛شکه کننده ترین؛غمگین ترین؛حماسی ترین فیلم ابرقهرمانی تاریخه

     

     

    1. ارشیا بشیری می گوید

      با عرض پوزش ولی جنبه داشته باشید آقای استیو لاور
      یه چیزی رو حالا با کیفیت پرده ای دیدید درجا نیاید توی اولین کامنت اسپویل کنید
      حداقل مثل الان که کامنت تون رو ویرایش کردیم می تونستید یه هشدار اسپویل بنویسید
      این همه شایان و من روی این موضوع حساس بودیم که نقد بدون اسپویل باشه و همه لذت ببرن از خوندنش
      ولی یهو توی بخش نظرات کلش به فنا رفت
      رعایت کنید خواهشاً

  2. Captain Steve Lover می گوید

    یه چیز دیگه اقا شایان

    *این متن حاوی اسپویل است*

    ثبت نظرتون با توجه به اینکه دکتر استرنج اول فیلم میگه

    اگه قرار باشه بین تو(تونی) و اون بچه(پیتر) یا سنگ یکی رو انتخاب کنم سنگ رو انتخاب میکنم

    ‌ولی اخر فیلم بخاطر نجات استارک سنگ رو میده به ثانوس

    به نظرتون این تئوری درسته که

    ” وقتی دکتر استرنج به آینده رفت و تمام ۱۴ میلیون آینده های احتمالی رو دید ؛متوجه شد تنهاتره برای شکست ثانوس تونی استارک هست!!!؛واسه همین سنگ زمان رو تقدیم ثانوس کرد تا از جون استارک مراقبت کنه”

    این تئوری درسته؟؟؟بنظرتون؟؟؟

    1. بهنام احمدی می گوید

      آقای عزیز

      به نظر شما شایان مرض داشته نقد رو بدون اسپویل نوشته؟؟

      همینجوری میای همه چی رو لو میدی میری!!!

      آخه چرا اسپویل میکنی؟؟! چرا؟؟!

      الان دلم میخواد طوری سرمو بکوبم تو دیوار که ترک بخوره…

    2. وحید اویسی می گوید

      دوست عزیز اگه میخواین درمورد وقایع فیلم طوری بحث کنین که اسپویل داره اول کامنت یه اخطاری چیزی بزنین همه که نمیتونن و یا نمیخوان کیفیت پرده ای ببینن

  3. AAF می گوید

    سلام دوستان، امروز فیلم را دیدم. بعد از اینکه تمام شد یک مدتی گیج بودم. نمی دونستم فیلم را فیلم خوبی بدانم یا اثری ضعیف خطابش کنم. متاسفانه به نظرم برادران روسو از طرفی در دیالوگ های کمدی زیاده روی کرده بودند که این حجم از شوخی و خنده در فیلم های این کارگردانان (سرباز زمستانی و جنگ داخلی) بی سابقه بود و از طرفی با توجه به سکانس های جدی و غم انگیزی که در فیلم شاهد بودیم به نظرم باید از حجم این شوخی ها کم میشد. (مثلا طنز موجود در صحنه های مربوط به تبدیل نشدن بروس بنر به هالک واقعا زیاده روی بود)
    فیلم پایان عجیبی هم داشت. نمی گویم تا اگر فیلم را ندیده اید، اسپویل نشوید. اما فقط در این حد می گویم که برادران روسو در مورد مستقل بودن (دنباله دار نبودن) به ما دروغ بزرگی گفته اند و نتیجه نهایی این جنگ در اونجرز ۴ مشخص خواهد شد.
    فعلا دیگر نظر خاصی ندارم.

    1. AAF می گوید

      البته این را هم اضافه کنم که شخصیت پردازی تانوس واقعا تاثیرگذار و ماندگار بود و جلوه های ویژه فیلم هم فوق العاده بودند.

      1. AAF می گوید

        فکر کنم تنها نکته منفی فیلم همونی باشه که در نظر اولم گفتم. نظر شما چیه آقای محمودی؟

  4. ALI می گوید

    سلام

    من نمیدونم شما ها چرا به MARVEL و حرفای برادران روسو اعتماد کردید؟

    من حتی لحظه ای هم به حرف هاشون برای اینکه فیلم تک قسمتی است و ادامه نداره باورنداشتم چونکه وقتی میگن عنوان اونجرز۴ داستان جنگ بینهایت رو اسپویل میکنه یعنی این دو فیلم بهم ربط دارن و ما رو دارن سر کار میزارن

    بعدشم واقعا نمیشه اصلا به حرفای استودیوی MARVEL اعتماد کرد چون حتی فیلم نامه رو نداده بازیگر ها بخونن بعد بیاد به بیننده ها راست بگه؟

    به هر حال من از اولی که از فیلم رو نمایی شد با خودم عهد کردم که فیلم رو نبینم تا قسمت ۴ بیاد پشت سر هم ببینمشون اسپویل هم اصلا برام مهم نیست چون حوصله ندارم ۱ سال صبر کنم ببینم چی میشه

    سلامت باشید

    یاعلی مولامدد

  5. بهنام احمدی می گوید

    این نقد فوق العادس! نسبتا جمع و جور. اما کامل و دقیق و منصفانه و مهمتر از همه بدون اسپویلر.

    خب همه میدونیم که با وجود این همه شخصیت ریز و درشت توی فیلم خود به خود کار سخت میشه. هرجاشو میگیری از جای دیگه کار از دستت درمیره. اینطور که معلومه برادران روسو کار همیشگیشون رو انجام دادن ولی با این تفاوت که این بار به خاطر تعداد زیاد کاراکترها ساختن یه شاهکار واقعی مشکل بوده. ولی با این وجود بازم حرفهای زیادی برای گفتن داره و میتونه جزو تاپ ۵ فیلمهای مارول باشه. پرانرژی و سرگرم کننده و پر از کاراکترای جورواجور و سرشار از احساسات مختلف… و یه ویلن عالی.

    به هر حال منتظر نسخه بلو ری هستم. دو سه ماه دیگه هم صبر میکنم چون ارزشش رو داره.

    در پایان بگم با وجود نقدهای عالی شایان فکر نکنم تو این سایت دیگه کسی جرئت کنه سراغ نقد بره 🙂

  6. وحید اویسی می گوید

    خسته نباشید میگم به دوست عزیزم شایان که با همه گرفتاری ها وقت گذاشت و تونست اولین و بهترین نقد رو برای این فیلم بنویسه
    من هم فیلمو دیدم(البته اول میخواستم تا بلوری صبر کنم ولی دیگه این فیلم انقدرمهم بود نتونستم و اینکه به هیچ عنوان نمیخواستم اسپویل بشم)
    ثانوس حقیقتا بهترین شخصیت فیلمه.و بهترین ویلن mcu.جاش برولین واقعا قشنگ بازی کرد نقشش رو و دیدیم که کسی که سنگ های بی نهایت رو داره نیازی به زره نداره چون به زور میتونستن نزدیکش بشن.با این حال داشتن زره میتونست از لحاظ جذابیت ظاهری باز هم بهتر باشه ولی خب اینا کلاه خود و زره رو احتمالا برای این حذف کردن که حالات چهره ثانوس بهتر معلوم باشه و من که کلا مشکلی نداشتم واقعا لذت بردم از ثانوس.

    سکانس های اکشن بی نهایت جذاب بود.با اینکه میگن فان فیلم زیاده روی شده بود مخالفم فان کاملا در تعادل بود.شخصیت تور خیلی بهتر از رگناروک بود و یه صحنه ای داشت که من بی نهایت لذت بردم که مربوط به آخرای فیلمه.چیزی نمیگم تا خودتون ببینین.

    تعامل دکتر استرنج و تونی استارک هم قطعا جز نقاط قوت فیلم بود و واقعا برای من که لذت بخشه که این دو بازیگر موردعلاقم رو کنار هم در قالب شخصیت های مورعلاقم میبینم.البته هنوز هم بهترین نقش آفرینی رابرت داونی جونیور در mcu رو در فیلم سیویل وار میدونم ولی در این فیلم هم خیلی قشنگ و روون بازی کرد کلا فیلم مشکل بازیگری نداشت.

    و اینکه من با این فیلم به شخصیت مانتیس علاقمند شدم خیلی بامزه بود به نظرم XD

    اما خب فیلم قطعا مشکلاتی داشت.روایت داستان مشکل داشت عوض شدن لوکیشن ها بعضی اوقات تو ذوق میزد.بروس بنر/هالک واقعا اعصاب خوردکن بود تنها مشکلی که من با فان فیلم دارم همین سکانس های شوخی های بروس بنر بود.پایان فیلم هم کلیف هنگر داشت و واقعا شوکه کننده بود ولی بیش از حد همه چیز رو به فیلم بعدی محول کردن.

    در کل این فیلم واقعا خوب بود به نظرم.سنت شکنی های جالبی داشت وخلاصه که شدید گذاشت تو خماری برا اونجرز ۴

  7. شایان محمودی می گوید

    خوب یکم دیر اومدم

    در جواب نظر دوست عزیز آقای aaf باید بگم یادتون باشه من همون کسی هستم که به خاطر فان فیلم راگناروک رو کوبیدم ولی از فان این فیلم انتقادی نکردم به چند دلیل

    ۱ توی نقد گفتم برادران روسو تو این فیلم مجبور بودن که به فیلمای گذشته تکیه کنند و از شخصیت پردازی های اونا بهره ببرند پس من میگم فان بودن گاردینز یا ثور دست روسو ها نیست چون وقتی آقای وایتیتی اومده بدون توجه به ۴ حضور قبلی ثور کلا شخصیت پردازی ثور رو تغییر داده کاری نمیتونن بکنن روسو ها و دوباره فیلمی رو که سال قبل ساخته شده نادیده بگیرند گاردینز هم خوب فان بودن جزیی از شخصیت شونه و من لذت بردم از خیلی از شوخی های فیلم

    ۲ من از فان راگناروک انتقاد کردم چون به کل لحن فیلم رو تغییر داد از اون چیزی که باید می‌بود ولی اینجا ما تغییر لحن رو میبینم ولی لحن کل فیلم دارک و حماسیه واقعا چون فیلم حول ثانوس می‌چرخه و ثانوس همین لحنو داره

    و خوب نظر دوست عزیز آقای استیو لاور که شاهد تلفاتش هستیم😂😂 حالا من به عنوان جوگیر بودن بعد فیلم درنظر میگیرم ولی جان خودت دفعه بعد اون هشدار لامصبو بزن آقا

    نظر منم ممکنه اسپویلر داشته باشه از اینجا به بعد کسایی که می‌خوانید اسپویل نشن نخونن

     

     

     

    فیلمو که نظرمو راجع بهش گفتم تو نقد

    روفالو اصلا خوب نبود به نظرم واقعا حضورش بی معنی بود هالکم که هیچی

    فیلم سوتی داشت

    مثلاً یه جور نشون دادن انگار دستکش بعد از نابودی ازگارد ساخته شده در حالی که ما دستکش و آخر فیلم التران دیده بودیم

    ولی اینا ایرادای مهمی نیست در برابر عظمت فیلم

    اون تئوری رو هم بله تو مقدم اشاره کردم باهاش موافقم

    1. AAF می گوید

      ممنون از پاسخت شایان جان، و خسته نباشید میگم بهت به خاطر نقد زیبایی که نوشتی. خدا قوت پهلوان! و خوشحالم که این سایت اولین سایت کمیک بوکی فارسی زبانی بود که نقد حرفه ای این فیلم را نوشت. فکر کنم مشکل من هم با فان فیلم بیشتر ناشی از حضور بی معنی روفالو در فیلم بود. گاردینز و استارک که همیشه فان بودن و مشکلی نداره. ثور هم که به قول شما تایکا وایتیتی یهو اومد از ریشه تغییرش داد! 😁

      روفالو این وسط فقط اومده بود تا جُک بگه و ادا و اطوار دربیاره. کلا به نظر منم حضورش میتونست خیلی بهتر باشه. البته اینم شاید مربوط به همون تغییر فضای فیلم راگناروگ باشه که روی بروس بنر هم تاثیر گذاشته وگرنه اون بنری که ما توی اونجرز ۱ و ۲ دیده بودیم، دانشمند نسبتا جدی بود که از این مسخره بازیا در نمیاورد!

  8. شایان محمودی می گوید

    و در اخر از ارشیا میخوام ی صفحه اسپویلر برای این فیلم بزنه تا کسی نظری یا سوالی داره اونجا بگه

  9. Doomsday می گوید

    با تشکر از نقد شایان

    خب من الان تو شوک این فیلم به سر میبرم دقیقاً نمیدونم چجور اظهار نظری باید راجع بش کنم ولی حقیقت مطلب اینه از این فیلم خوشم اومد مخصوصا ثانوس که با اختلاف بسیاری از تصور ما این فیلم و داستانش رو از آن خودش کرد!

    این فیلم پر از نبردهای جذاب و نفس گیر و میخکوب کننده بود و واقعا ادم ازشون لذت میبره!

    برای این همه فیلم که با کلی شخصیت و جزئیات ریز و درشت به سر میبره واقعا جای شگفتی و تحسین داره که اینقدر خوب کنار هم قرار گرفتن ولی خب این فیلم همچین بی ایراد نیست و اونطوری که بعضی‌ها ازش تعریف میکردن بی نقصم نیست واقعا الان که فکر میکنم همچین از نمرات منتقدین متعجب نمیشم کاری هم به پایان متفاوتش ندارم کاری هم به اینکه این فیلم اغاز چیزی هست که تازه شروع شده ندارم فکر کنم این فیلم بیشتر به اجبار داستانی که حمل میکرد ضربه خورد که واقعا این مورد عجیبم نیست به هرحال کار عظیمی هست که این همه کارکتر و داستان برای یک داستان اصلی دور هم جمع بشند ولی خب باید قبول کرد این مورد کار تدوین رو بسیار مشکل میکرد خود به خود و واقعا بعضی جاها حوصله آدمو سر میبرد هرچند که واقعا میشه گفت خیلی شخصیت ها بنا به نحوه و کارکردشون در داستان تقریبا دست نخورده موندن و این احتمالاً برمی‌گرده به ادامه این فیلم که واقعا میشه داستان کسانی که کمتر حضور داشتن جای مابقی که حضور بیشتری داشتن رو میگیره!

    جسارت کلمه ای است که میشه این فیلمو از دقیقه اولش تا آخرش باهاش توصیف کرد!واقعا همچین جسارتی رو از هیچ کمپانی فیلمسازی بیاد نمیارم! وفاداری به کمیک هم واقعا در این فیلم موج میزد سوپرایزا و غافلگیری ها هم در نوبه خودشون خوب بودن و واقعا جالب توجه نشون میدادن!

    مطمئنم قریب به اتفاق بیننده های این فیلم قطعا از ثور بیشتر از تمام شخصیتا لذت میبرن واقعا نقش و اثر گذاری خیره کننده ای داشت که بعضی موقع ها ادم واقعا جا میخورد!(گمونم کسایی که هنوزم ثور رو قویترین بین شخصیتای دنیای مارول نمیدونن باید بعد این فیلم قطعا یکمی به خودشون بیان😏)

    ولی بگم بعضی جاها و مخصوصا جاهایی که پتانسیل بی نظیر شدن رو داشتن به خاطر بیشتر نحوه تدوین اثرگذاری خودشون رو یا از دست میدادن یا به اون حداکثری که براشون در نظر گرفته میشد نمیرسیدن!(مثالش نبرد واکاندا میتونست یه چیز بیاد موندی در تاریخ سینما بشه ولی همین پرش ها واقعا پتانسیلش رو کم کردن!)

    و در اخر بنده نه خودمو شاخ میدونم که با کوبیدن الکی یه فیلم ارزشش رو کم کنم نه اینکه اینقدر نمیخوام چشمامو به حقیقت ببندم که یه چیزو الکی گنده کنم ولی فکر میکنم عادلانه این بود که نمره این فیلم در متا حداقل بالا یا۷از۱۰نمره می‌بود!

    من خودم به این فیلم نمره ۸ از۱۰ میدم هرچند که امیدوارم در قسمت دوم با توجه به این نقطه پایانی فیلم مشخصه سازندگان بتونن این فیلمو حتما به یه شاهکار نه تنها بین اثار کمیک بوکی بلکه بین فیلمای تاپ تاریخ سینما تبدیل کنن چیزی که من متاسفانه در این فیلم ندیدم ولی پتانسیل اینو هم داره البته من این آدمای متوهم که این فیلمو امپراتوری ضربه میزند میخونن رو هم قبول ندارم اینا دیگه زیادی تحت تاثیر پایان فیلم قرار گرفتن!

  10. محمد مسیح نیا می گوید

    خب متاسفانه هنوز فرصت پیدا نکردم فیلم رو تماشا کنم! برای همین نظری هم راجب بهش ندارم. جز اینکه با خوندن این نقد به قلم دوست و رفیق عزیزم شایان محمودی واقعا به این فیلم علاقه پیدا کردم و دوست دارم هرچه زودتر اون رو ببینم ( حتی به نسخه ی پرده ای هم راضی شدم)

    این نقد با زبانی ساده و خلاصه به تمام ابعاد فیلم اشاره کرده و شما را برای دیدن فیلم ترقیب میکند.

    خوشحالم که این سایت اولین سایت کمیک بوکی به زبان فارسی است که توانست این فیلم را نقد کند. اینکه نقدی را در حداقل زمان و با این جزئیات و نکات و بدون هیچ گونه اسپویل بنویسید واقعا کار دشواریه….اما خب همیشه شایان از پس کار های دشوار به خوبی بر میاد.

    ممنون بابت نقد دوست عزیز!

  11. محمد شهبازی می گوید

    با تشکر از استاد محمودی گرامی 😂(دیگه با دست به قلمت این لقب قشنگ بهت میاد)که با تمام گرفتاری ها و مشغله هایی که داشت تونست ه این فیلمو ببینه هم این نقد عالی رو براش بنویسه اونم بدون اسپویل منم تا جایی که جا داره و واقعا هم سخته سعی میکنم تو کامنت و توضیحاتم اسپویل نکنم تا کسایی که ندیدن لطمه ای نخورن

    خب این فیلم قرار بود نتیجه ده سال صبر و برنامه ریزی مارول باشه و واقعا میتونم بگم از این حین مارول تونست رو دست تمام کمپانی هایی بزنه که پیش از اون هدف همچین کاری رو داشتن و متاسفانه بنا به هر دلیلی گند میزدن به آخر کار ولی مارول فوق‌العاده عمل کرد و چیزی ساخت که واقعا همه رو انگشت به دهان نگه داشت و واقعا باید بقیه از دستش نت برداری کنن چون واقعا مارول ثابت کرد وقتی برنامه ریزی و وفاداری و توجه به علایق بیننده و طرفدار باشه قطعا موفقیت هم پشت در خوابیده!

    ثانوس در این فیلم بی نظیره و واقعا نشون میده که مثل آپوکالیپس خسته کننده و بی توجیح نیست و نشون میده مثل استپن وولف حال بهم زن و بی‌معنی هم نیست بلکه نه در حین فیلم میخواد مدار زمین رو جابجا کنه نه میخواد با یه ایده تکراری زمینو به یه چیزی غیر از خودش تغییر بده درسته تهدیدش کیهانی محسوب میشه ولی تقریبا همونی شد که سازندگانش قبل از ساخت و اکران فیلم میگفتن این فیلم یک تعقیب و گریز فوق‌العاده بود که آدم از لحظات فان و عاطفی و اکشن خوبش لذت میبرد تقریبا انگار این تنها نکته ای بود که به ما دروغ گفته نشده بود ولی مابقی موارد همه دروغی پوچ بودن که ذهن ما رو الکی منحرف میکردن! مطمئن باشید بعد از دیدن فیلم و  قضیه سنگ روح همگی خودمون رو مسخره میکنیم به خاطر ایده هایی که براش معلوم نبود از کجامون درمیاوردیم 😂

    جلوه های ویژه این فیلم مثال نزدنی بود و کسی نمیتونه ایرادی بهش بگیره نبردها و اکشن هم به نظر من خوب و جذاب بود شخصیت پردازی ها هم بعضی ها فاجعه و حضورشون بی معنی و مسخره بود و بود و نبودشون یکی بود و بعضی ها فوق‌العاده و تاثیر گذار بودن من جمله ثانوس ستاره بی چون چرای فیلم،ثور،گاموراو…

    من رابطه عاطفی ویژن و واندا زیاد جذبم نکرد و تاثیری که باید رو نذاشت ولی خب رابطه عاطفی بین گامورا و ثانوس واقعا عالی بود و تا حدودی قابل پیش بینی بود ولی خب نقطه برجسته فیلم شد

    از لحاظ حماسی بودن کلی از صحنه ها پتانسیل تبدیل شدن به حماسی ترین نبردهارو داشتن ولی از نظر من نشدن ولی الزاما به معنی بد بودنشون نیست من فقط نمیگم بی نظیر و بی بدیل شدن مثلا من مقایسه شایان در مورد نبرد هلمز دیپ ونبرد واکاندا رو درست نمیدونم خوب بود اکشنش هم خوب بود ولی اون شور و حرارت احساسات رو به نظرم زیاد ایجاد نکرد و بیشتر هول هولکی بود و نقطه قوتش آتیش بازی و نبرد جذاب میانه نبردشون بود که به لطف پرش های متعدد مزش کم شد!

    خیلی از شخصیتا بهشون پرداخته نشد و فقط حضور داشتن عملا مثلا استیو راجرز برخلاف انتظارات نقشش جزئی بود در مقابل شخصیتایی مثل تونی،استارلرد و حتی اسپایدرمن دیگه ثور و اصل کاری ها بماند ولی خب بازم حجم داستان و روایتش سنگین بود و واقعا بعضی جاها اذیت میکرد که ناگفته نمونه بازم این فیلم از خیلی از فیلمهای جمعی ابرقهرمانان بهتر بود و سگش به کلی فیلم می ارزید ولی از نظر من بی ایراد نبود و نمیشه الکی ازش بت ساخت با پایان جنجالیش مشکل ندارم فقط حسابی رو دست خوردیم!

    خلاصه این فیلم تازه آغاز راه بود و امیدوارم کسایی که تو این فیلم فرصت پرداخته شدن بهشون نرسید قسمت بعدی بترکونن!

    نمره من به این فیلم ۸ از ۱۰عه و از نظر رضایت هم به عنوان کسی که کمیک فنه واقعا راضی هستم تغییرات بوجود اومده نسبت به کمیک کاملا به جا و وفادارانه بود از نظرم این فیلم نگینی در بین فیلمای ابرقهرمانی جمعی هست ولی شاهکار بی بدیل در تاریخ سینما؟!از نظر من که نه ولی نشانه خوبی از اینکه مارول واقعا میدونه چیکار میکنه و ضمن خالی کردن جیب تماشاگران چیزی رو که اونا میخوان رو بهشون عرضه میکنه

     

  12. Pmw می گوید

    واقعا پایان شاه کاری داشت به خصوص ۵ دقیقه پایان

  13. پارسا ذی‌قیمت می گوید

    خوب من فیلم رو کامل ندیدم صرفا ده دقیقه اخر رو دیدم و یه سری اسپویل هارو خوندم. در کل باید بگم با این شیوه که قهرمانا گروه گروه شدن و جدا جدا با تانوس مبارزه کردن خیلی حال نکردم. ۱۰ ساله همه منظر یه صحنه ی نبر عظیمیم نه این. ولی خوب در کل پایانش رو دوست داشتم. اصلا کلیشه ای نبود و خیلی وقته منتظر همچین پایانی در فیلم های کمیکی‌ام ولی خوب تو اونجرز ۴ مسلما گند میزنن توش. در کل همونطور که حدس میزدم فیلم به قدری عظیم شده که بعضی جاها بعضی چیزا از چارچوب میزنه بیرون. به نظرم بین جنگ داخلی و اونجرز ۳ جای یه فیلم ایرون من خالی بود.

  14. S. Mahdi می گوید

    خب، من هنوز فیلمو ندیدم قصد دارم تا اومدن بلوری صبر کنم… اما واقعاً از خوندن نقد آقا شایان لذت بردم؛ با نقد شما به طور کُلی فهمیدم که فیلم چه نقاط قوت و ضعفی داره و انگار واقعاً برادران روسو گل کاشتن و مخصوصاً همه دارن از پایان فیلم و البته خبیپ فیلم یعنی ثانوس تعریف میکنن. اما نکته مهمی که باعث شد خیلی از نقدتون لذت ببرم، این بود که نقد حاوی کوچک ترین اسپویلی هم نبود (مگر خیلی خیلی کوچیک) و درعین حال به تمامی بخش های فیلم اشاره و مورد بررسی قرار داده شده بود. از کمیک اسکواد (و آقا شایان) ممنونم که به عنوان اولین سایت فارسی زبان، نقد این فیلم رو بدون هیچ اسپویلی برامون گزاشتن.

  15. عادل اسلامی می گوید

    خیلی ممنونم از نقد دوست عزیزم شایان…
    من هم با اومدن نسخه پرده ای با کیفیت تر نتونستم صبر کنم و این فیلم رو دیدم، حقیقتا لذت بردم.
    واقعا آفرین به مارول و برادران روسو که تونستن همچین فیلمی با چنین تعداد شخصیت هایی رو تا این حد خوب در بیارن. مدت زیادی نشده که این فیلم رو تموم کردم و هنوزم حقیقتش از پایانش و شوک ام.
    نمیتونم به هیچ نکته ای بدون هیچگونه اسپویل اشاره کنم حقیقتا، واقعا سخته، باید به شایان عزیز افرین گفت که چنین نقدی رو بدون کوچکترین اسپویلی نوشته.
    خیلی حرف ها درباره این فیلم داشتم اما وقتی فیلم تموم شد خشکم زد و هرچی در یادم بود از یادم رفت!
    فقط میتونم بگم مارول اصلا نا امیدم نکرد و تونست فیلمی رو بسازه که شخصی مثل من که واقعا از روند نسبتا تکراری فیلم های این اواخر مارول خسته شده بودم سر جام میخکوب کنه.
    شاید تنها دلگیری که در حال حاظر از مارول و دیگر عوامل داشته باشم این هستش که واقعا چرا؟
    چرا جوری فیلم رو تموم کردید که واقعا نشه تا قسمت بعدی صبر کرد؟
    در قسمت آخر کامنت هم یکی از بخش های نقد شایان عزیز رو نقل میکنم چون واقعا تنها چیزیه که میشه گفت:
    فیلم انتقام جویان: جنگ بی نهایت (که حقیقتاً عنوان جنگ بی نهایت برازنده آن هست) بدون عیب و ایراد نیست اما بهترین فیلمی بود که میتوانست ساخته شود، ایراد هایی که در فیلم وجود دارند حقیقتاً غیرقابل پیشگیری هستند و باید گفت که شاید فیلم انتقام جویان: جنگ بی نهایت بهترین فیلم مارول استودیوز نباشد اما با آن شیمی فوق العاده بین شخصیت ها، شخصیت خبیث فراتر از توصیف و پایان غیر منتظره اش، بی شک شجاعانه ترین فیلم دنیای مارول است که مارول استودیوز تا به امروز آن را ساخته است.

    1. Arash moradi می گوید

      راستش بنظرم عنوان شجاعانه ترین رو نمیشه برای این فیلم بکار برد

      شاعانه ترین فیلم مارول محافظان کهکشان ۲۰۱۴ بود

      1. شایان محمودی می گوید

        خوب ولی به نظر من شما اشتباه میکنی آقای مرادی(می‌دونم الان تو دلت اون بارفیکس و اینا رو میگی ولی همینه که هست😂😂😂)

        فیلم محافظین کهکشان فیلمی بود که پیش بینی میشد شکست بخوره به خاطر شخصیتای گمنامش ولی شکست نخورد و شگفتی ساز شد ساختش ریسک بزرگی بود ولی به بزرگی ریسکی که برادران روسو و مارول با این پایان و این سبک (ویلن محور بودن)برای فیلم اینفینتی وار کرد بود؟معلومه که نه!

        اگه محافظین کهکشان شکست میخورد اتفاق خاصی نیفتاد ضرر مینداخت رو دست دیزنی و مارول کسی هم نه خیلی منتظرش بود نه انتظار موفقیتشو داشت ولی اگه اینفینتی وار شکست میخورد نه تنها شهرت مارول بلکه تمام ۱۰ سال برنامه ریزیش برای رسیدن به این فیلم زیر سوال می‌رفت پس این فیلم بی شک مستحق عنوان شجاعانه ترین فیلم مارول استودیوزه

        1. Arash moradi می گوید

          شایان جان دقیقا درست حدس زدی

          بکذریم…

          شجاعانه رو برای من تعریف کن
          اونحرز جنگ بینهایت به نوعی نوفقیتش تضمین شده بود و و یه سری سنت شکنی هایی کرد که من بهش نمیگن ریسک کردن
          میگم حرکت عاقلانه

          به هر حال تصمیمات محترمه اما….

          1. شایان محمودی می گوید

            و همچنان مخالفم ولی همونطور که من جواب تو رو بارفیکس فرض کردم توام جواب منو همون همیشگیا فرض کن :))))))

  16. علی مجیدیان می گوید

    من هنوز فیلمو ندیدم وبا خوندن این نقد بیشتر مشتاق شدم که صبر کنم کیفیت بهترازش بیاد بیرون اون وقت ببینمش.

    شایان دمت گرم بازم یه نقد منصفانه دیگه در چاچوب کمیک استریپ رو نوشتی.بنظرم تمام گفتنی ها رو گفتی و چیزی رو از قلم نداختی.

    در مورد نمره فیلم هم باید بگم کاملا منصفانس(راتن و متا رو میگم)خب معلومه یه فیلم با این همه شخصیت و داستانک های مختلف نمیتونه نمره بالای ۹۰ بگیره….

    همین نمره ای که گرفته خیلی هم نسبت به شرایطش خوبه و از این بیشتر نمیشه انتظار داشت.اون عزیزانی که نمره این فیلمو با واندرومن مقایسه میکنن اصلا انگار حواسشون به این نکته مهم نیست.واندرومن یه سولوئه که دست نویسنده بازه  تا برای یه شخصیت چند داستانک درست کنه ولی اینفینیتی وار همینجوریش از بس داشت از شخصیت منفجر میشد که حتی چن تا از شخصیت های معروفشو نیاورد تو فیلم فقط بهشون اشاره شد.(هاوکای و انت من).

    #کمی_منطقی_باشیم

  17. محمد مسیح نیا می گوید

    ممنون از شایان محودی عزیز که با نقد بسیار زیبا اش من رو به دیدن این فیلم مشتاق کرد. و باعث شد که نهایت لذت رو از این فیلم ببرم.

    خب فیلم جنگ بینهایت رو بالاخره دیدم  اونم نه یه بار ،بلکه بالغ بر ۶ الی ۷ بار من این فیلم رو دیدم نه بخاطر اینکه فیلم خیلی روی من تاثیر گذاشته باشیه یا خیلی باهاش حال کرده باشم بلکه بخاطر ترجمه ی متن زیرنویس و هماهنگی اون !

    بگذریم، فیلم شروع بسیار شوکه کننده ای دارد که اگر تمام فیلم های دنیای سینمایی مارول رو دنبال کنید و ۱۰ دقیقه ی اول این فیلم رو نگاه کنید واقعا با اون صحنه ها اشک میریزید. در این فیلم تمام کاراکتر ها یه پله به اون جوهره ی اصلی خودشون در کمیک ها نزدیک تر شدند.( مخصوصا ثور؛که واقعا با مقایسه با فیلم رگناروک به مراتب بهتر و خفن تره ). این فیلم اشارات و ایستراگ های خیلی زیبا و جالبی به دنیای کمیک داره که علاقه مندان به سرعت میتونند اونها رو پیدا کنند. این فیلم شامل: غم،شادی،تاسف،پشیمانی واحساس غروره که در لحظه به لحظه ی فیلم جلوی چشم تماشاچی ظاهر میشه.

    راجب داستان فیلم باید بگم: روند سریع داستان ممکن یکی از ایرادات فیلم باشه،به طوری که اگر نگاهی اجمالی به وقایع فیلم بیندازید متوجه میشید که خیلی از اتفاقات در کمتر از ۳۰ دقیقه در فیلم بوجود میاد،و جالب تر از اون انگار کل اتفاقات در فیلم در یک روز بوجود میاد.

    در این فیلم بنظر همانند کمیک ها دکتر استرنج بیشترین نقش رو به خود اختصاص داده.و باید گفت که حتی تماشاچی هم از دیدن این موضوع بسیار خوشحاله چون اون رو،با یه دکتر استرنج با تجربه تر مواجه میکنه و در مقایسه با فیلم اختصاصی دکتر استرنج واقعا توی این فیلم کولاک بود.

    اما مردعنکبوتی که در این فیلم میبینم درست همونطوری است که در فیلم جنگ داخلی و بازگشت به خانه ملاحضه کردید،هیچ چیز جدیدی راجب به اون در این فیلم نیست بجز دیالوگ های آخر اون با تونی استارک که بانگی بر آغاز یه شروع نوع برای این شخصیه. امیدواریم که پس از این با مردعنکبوتی ای که از نظر شخصیتی تا حد زیادی پخته شده و آماده است برای نبر های حماسی تر خودی نشان دهد مواجه بشیم.

    بروس بنر بامزه ترین کاراکتر این فیلمه و قطعا در آینده شاهد تقابل  بیشتر بروس با هالک خواهیم بود. و اما نکته ای که راجب به عدم حضور هالک در این فیلم باید بگم اینه که: در کمیک دستکش بینهایت در ابتدا هالک از حضور در گروه اونجرز خود داری میکرد و اصلا دوست نداشت با این تیم همراهی کنه و بنظر در این فیلم هم شخصیت سبز رنگ قصه ی ما هم بخاطر همین دوست نداشت عرض ادبی در این فیلم بکنه.

    در طول فیلم تضاد های بسیار زیادی به چشم میخوره،از تضاد های اخلاقی استرنج و استارک تا تضاد فکری گامورا نسبت به ثانوس. یا تضاد رفتاری گامورا و استارلرد، تک تک این اتفاقات به نوعی واقعا خلاقانه و با پشتوانه ی شخصیت پردازی در فیلم های اولیه استودیو مارول شکل گرفته.

    بهترین صحنه های این فیلم مربوط به حضور شخصیت های نگهابانان کهکشانه و همچنین بهترین دیالوگ های رد و بدل شده بین کاراکتر ها بی شک با حضور ثانوس انجام شده،و به نوعی میتونم بگم دیالوگ های ثانوس من رو به یاد دیالوگ های گالاکتوس ( از دشمنان درجه ی ۴ شگفت انگیر ) میندازه. که از این شخصیت یک موجود خونسرد،دانا و همینطور دوستداشتنی!! میسازه.

    استیو راجرز که همگان وی را با نام کاپیتان آمریکا میشناسند در این فیلم بسیار خوش درخشید و باز هم با رفتار خود ثابت کرد که گذشته برایش چندان اهمیتی ندارد و باید کدورت ها رو کنار گذاشت،دیالوگ های کپ و ویژن در فیلم هاکی از این امر است.

    به طور کلی این فیلم رو میتونم عامه پسند ترین اثر استودیوی مارول بنامم که با وجود داشتن کاراکتر های بسیار زیاد تونسته هماهنگی میان تمام اونا بوجود بیاره و چیزی در خور شخصیت اصلی اونا در کمیک بوک ها بوجود بیاره.

    منم به این فیلم ۱۰/۸ رو میدم.

  18. شایان محمودی می گوید

    جا داره ی تشکر ویژه بکنم از تمامی دوستانم که زیر این پست نظر دادن.درسته که الان زمان اجازه نمیده ب تک تک نظرات جواب بدم ولی باید بگم تمامشون ب من لطف داشتن و من مستحق این تعریفایی که شد نیستم. بازم ممنون از تمام کسایی که نظرات خودشون در مورد فیلم رو نوشتن و باعث شدن کسی که این نقدو میخونه بتونه از نظرات چند تا کمیک فن بهتر و با اطلاعات تر از من هم بهره مند بشه

     

  19. علی زراعت می گوید

    امروز webdl رو دیدم و واقعا معرکه بود.

    خطر اسپویل.

    .

    تانوس شخصیت مورد علاقه من تو دنیای سینمایی مارول هست بعد از این فیلم. دکتر استرنج خیلی عالی بود. همه چی عالی بود. بلک اوردر هم عالی بودن. منتظر فیلم کاپیتان مارول هستم.

    1. شایان محمودی می گوید

      من فقط با یه بخشی از حرف شما مشکل دارم.

      بلک اوردر نه تنها عالی نبود بلکه مزخرف ترین و بیخودترین بخش فیلم بود بیخودی دفاع نکنید.

      بلک اوردر توی فیلم واقعا هیچی نبودن
      با این حال نظرتون محترمه ولی واقعا متوجه نمیشم چطوری از بلک اوردر خوشتون اومده :/

      1. Mirabilis می گوید

        ببینید با نظرتون کاری ندارم ولی چندتا دلیل میاوردین خیلی خوب میشد ، بیخودن قبول میکنیم ولی به شرط اینکه بگین چرا!!!

        1. شایان محمودی می گوید

          بلک اوردر یا همون کل ابسدان یه گروهی بودن که اولین بار توی ولوم پنجم کمیکای اونجرز به قلم جاناتان هیکمن حضور پیدا کردن و البته حضور اصلیشون توی رویداد اینفینتی و پایاپای با ثانوس بود.

          شاید بزرگترین نکته بلک اوردر به عنوان یه گروه از شخصیت های خبیث شخصیت پردازی خاصشون بود

          کوروس گلایو به عنوان یه فرد جاه طلب که میخواد همه چی رو تصاحب کنه برای خودش

          ابونی ماو به عنوان یه نابغه استراتژیک که موفق میشه یکی مثل دکتر استرنج به عنوان وسیله ای برای کسب اطلاعات استفاده کنه و هدفش اینه با استفاده ابزاری از بقیه خودشو بالا بکشه(منو یاد بیلیش میندازه!) و دیدیم که چطور از ثین برای مزایای خودش بهره میبره و البته جدای تمام اینا قدرتو ابهتشون.

          بلک اوردر نابود کننده دنیاهان که بعد از تصمیم ایلومناتی برای دست کشیدن از مبارزه به نیمور ملحق میشن و در کنار ثانوس به نابودی دنیا ها مشغول میشن و این چیز کمی نیست در حالی که واقعا تو فیلم نه خبری از این ابهت بود نه خبری از این قدرت و نه حتی خبری از اون شخصیت پردازی خاص تازه اینایی که من گفتم نیمی از خوبی ها و نکات مثبت بلک اوردر نبود که تو فیلم جنگ بینهایت بلا استفاده موند یادتون باشه قبل از فیلم جنگ بینهایت هم یه مقاله نوشتم و در موردشون توضیح دادم و فک کنم معلومه اونجا که چقدر این گروه پتانسیل داشت که بلا استفاده موند.

          امیدوارم قانع شده باشید که چرا بلک اوردر تو فیلم جنگ بینهایت یکی از بزرگترین نقاط ضعف و یا حتی بزرگترین نقطه ی ضعف بودن

          1. Mirabilis می گوید

            خوبه ، من گفتم اصلا کاری به خود نظر ندارم ؛ اصلا هم نمیخواستم قانع شم ، ولی اینطوری صحبت کردن که فلان چیز بیخوده چطوری خوشت اومده در شان یه کمیک فن نیست اونم توی یه سایت کمیکی که میخواد رشد و بالندگی حاصل شه .

            الان تازه طرف مقابلت میتونه خودشو جمع کنه، فکر کنه و با توجه به شرایط و اطلاعاتی که داره پاسخ بده.

            وقتی به تجربه من برسین میفهمین یه کلمه رو هم بدون دلیل مدرک نباید بیارین .

  20. Arya3fff می گوید

    خب بالاخره بعد کلی صبر و انتظار فیلم اونجرز ۳ رو دیدم و اینم نقد من :

    قبل از هرچیز میخوام استودیو مارول رو بخاطر مهارت تریلر سازیشون تحسین کنم … واقعا تریلر هاش خیلی خوب تونسته بودن روند داستان فیلم رو پنهان کنن و به قول معروف نَم پَس نمیدادن . مثلا همه فکر میکردن اونجایی که ثور داره زور میزنه مربوط به یکی از سفینه های تانوسه اما …

    یکی از ایراد های فیلم که خیلی رو اعصابم بود ، بعضی شوخی های بیجا بود . مثلا اونجایی که استرنج داشت درمورد سنگ ها توضیح میداد یا بدتر از همه اونجایی که راکت و ثور داشتن باهم حرف میزدن … چطوری کسی که همین چند ساعت پیش مردمش ، برادرش و بهترین رفیقش رو کشتن لبخند بزنه و جک بگه ؟

    درمورد جلوه های ویژه ، فیلم فوق العاده بود و خیلی کیف کردم مخصوصا اون صحنه نبرد واکاندا . طراحی اعضای بلک اوردر هم عالی بود خدایی.  جلوه های ویژه تانوس که شگفت انگیز بود و تو یجاش میشد موهای روی صورتش رو هم دید و درست کردن اینهمه جزییات قابل تحسینه … فقط و فقط یجاش بود که منو آزار میداد و خیلی تو چشمم بود ، اونم زره تونی بود . منظورم وقتیه که صورتش روی زره معلوم بود . یه ناهماهنگی واضحی بین صورت و زره وجود داشت . همین

    و درمورد فرقه سیاه … راستش من کمیکی درموردشون نخوندم اما با توجه به مقاله ای که خود آقا شایان نوشته بود و درموردشون توضیح داده بود ، خیلی ازشون انتظار داشتم و تو فیلم ناامید شدم ازشون . مخصوصا کوروس گلایو … مگه این رهبر گروه نبود ؟ پس چرا اصلا حضورش تو فیلم احساس نمیشد ؟ خیلی راحت و مبتدیانه توسط کپ ابتدای فیلم و ویژن آخر فیلم شکست خورد و کشته شد . کلا همشون خیلی مسخره کشته و حذف شدن . کوروس که راحت از پشت کشته شد . ایبونی ماو هم که با اون قدرت زیادش که ابتدای فیلم شاهدش بودیم راحت پرت شد تو فضا .  بلک دورف با اون هیکل و پوست محکمش راحت جزغاله شد و … واقعا این گروه پتانسیل خیلی عظیمی داشت و نمیدونم چرا مارول اینقدر راحت حذفشون کرد . بنظر من مشکل اصلی این گروه این بود که ناشناخته بودن و تو این فیلم هم با توجه به این حجم از ابرقهرمانا و تانوس ، کاملا گم شدن . مارول باید مثل تانوس این گروه رو هم تو فیلم های قبلیش معرفی میکرد تا مردم باهشون آشنا میشدن تا تو این فیلم میتونستن باهاشون ارتباط برقرار کنن . .

    و اما درمورد خبیث فیلم ، تانوس . در یک کلام فوق العاده بود . راستش بنظر من بکاربردن خبیث اصلا درست نیست . تانوس تو این فیلم برای من یه آدم با احساس شریف و قابل احترام بود . من واقعا استودیو مارول رو بخاطرش تحسین میکنم . اینکه موفق شدن تانوس کمیک رو بکنه این . واقعا دی سی باید یاد بگیره ازش . تو داستان کمیک تانوس واقعا یه آدم دیوونه و عقده ای بود . کسی که بخاطر جلب رضایت مرگ نصف جهان رو کشت اما تانوس فیلم اینجور نبود . هدفش ، خواسته خیلی از مردمه . من خودم همیشه اعتقاد داشتم جمعیت انسان ها باید کم بشه و اعتقاد مزخرفه ” بچه با خودش برکت میاره ” از بین بره ( البته بماند که تانوس فیلم یکم اسکل بازی دراورد … اخه به ذهنش نمیرسید که حالا بجای یه بشکن ، یه کف مرتب ! با دستکشت میزدی و یکاری میکردی که مثلا هر موجودی فقط بتونه دو تا بچه داشته باشه یا مثلا وسایل محافظتی ! رایگان در اختیار همه باشه یا همچین چیزی حتما که نباید میکشتی شون ! )

    یه چیز دیگه ای هم که رو احصاب این بود که استرج خیلی کارا میتونست با سنگ زمان انجام بده . یعنی تانوس از دورمامو بالاتر بود ؟

    اما البته که این یه داستان تخیلیه و یه همچین چیزایی برای پیش برد داستان لازمه . خب اگه استرنج از قدرت سنگ استفاده میکرد که داستان همون اول کار تموم میشد که .

    اما یه چیز دیگه اون صحنه مرگ پیتر بود … که من اصلا نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم . وقتی میدونی فیلم بعدیش داره میاد چرا باید از پودر شدنش ناراحت باشی ؟ یادتونه که چقدر چیز درمورد مرگ سوپرمن تو bvs یه عده گفتن … خب این چه فرقی با اون داره ؟ بعضیا گفتن ما که میدونیم سوپرمن تو فیلم بعدی هستش پس چرا باید مرگش برامون مهم باشه . خب مرگ پیتر هم همینطور بود .

    دیگه همه گفتن و فکر نمیکنم لازم باشه منم بگم که این فیلم عالی بود و فوق العاده و هرکی بگه بد بود و ازش لذت نبرده یه چیزیش میشه …

    فقط یه چیز دیگه اینکه خیلی ها این فیلم رو با مثل ارباب حلقه ها میدونن که بنظر من اصلا اینطور نیسر و اونجرز ۳ خیلی با شاهکار ارباب حلقه ها فاصله داشت . اینو با قاطعیت میگم چون دقیقا همین چند روز پیش بود که بعد سالها هوس کردم و سه گانه ارباب حلقه ها رو دوباره دیدم . اصلا قصد ندارم نظرم رو به هیچ کس تحمیل کنم فقط نظرمو نوشتم .

    شایان جان خودت نبرد واکاندا رو با صحنه نبرد هلم تو فیلم دوم مقایسه کردی . اما بنظر من نبرد هلم خیلی خیلی بهتر از نبرد واکاندا بود … قبل از شروع جنگ رو بادتون هست ؟ حس ناامیدی محض . کودکانی که به ناچار شمشیر به دست گرفتن تا به جنگ اوروک هایی به اون گولاخی برن … واقعا نبرد شگفت انگیزی بود پر از مرگ و خونریزی واقعا نمیدونم چطور توصیفش کنم … اما نبرد واکاندا همچین حسی نبود . و من اصلا یه ذره هم احساس نکردم لشکر تانوس خطری برای واکانداست . واکاندا با اونهمه امکانات و تکنولوژی … دیدیم که همون اول کار یکی از سفینه های تانوس راحت ترکید و اما تو نبرد هلم اصلا اینطور نبود تو نبرد حرام زاده های بازی تاج و تخت هم همین حس ناامیدی وجود داشت .

     

    در آخر ممنون از آقا شایان بخاطر نقدش

    1. علی زراعت می گوید

      موافقم نبردش می تونست بهتر باشه همینطور بازیگری ها. دی نی تو این موارد کم آورد از نظرم. تانوس عالی بود. دکتر استرنج هم خب تانوس می تونست از نظرم حتی با سنگ زمان هم شکستش بده ولی تو همون فیلم هم گفتن عواقبی داره  استفاده ازش به اون شکل و دکتر هم می دونست یک راه وجود داره پس همون راه رو رفت.

      1. علی زراعت می گوید

        ولی از نظر من تو همون فیلم دکتر استرنج که موردو بهش گفت عواقب داره از نظرم عواقبش این بود که تانوس فهمید سنگ زمان هم وجود داره هنوز و تو کره زمین هست

ارسال یک پاسخ

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی