پروژه ۲۰۱۷: برترین کمیک های دی‌سی در سالی که گذشت

خب بالاخره بعد از گذشت مدتی از رونمایی نسخه جدید وبگاه کمیک اسکواد حالا نوبت به ادامه‌ی پروژه ۲۰۱۷ رسیده است! این سلسله مقالات با ۳ مقاله‌ی دیگر به پایان می رسد که مقاله‌ی دوم در اصل با یک لیست ۱۰ تایی از کمیک های برتر دی‌سی در سال ۲۰۱۷ تدوین شده است. امسال عناوین کمپانی دی‌سی در صنعت کمیک کولاک عظیمی به پا کرده اند، پس پیشنهاد میکنم با مقاله‌ی معرفی آنها همراه ما باشید.

 

Doomsday Clock

کمیک ساعت قیامت

کمیک ساعت قیامتِجف جانز” شاهکار دیگری در کارنامه‌ی او می باشد. این بار جف جانز به همراه “گری فرانک” برگشته است تا داستان دیگری را درباره‌ی یونیورس دی‌سی بازگو کند اما به شیوه ای متفاوت زیرا که این بار قرار است برای اولین بار ساختۀ ذهن “آلن مور” یعنی شخصیت های برجسته دنیای نگهبانان در آن نقش داشته باشند.

کاری که جف جانز در پیش رو داشت کار سختی بود. بیرون آمدن از سبک روان و ساده نویسی به دیالوگ های سنگین و پرمفهوم که تداعی کننده‌ی دیالوگ های آلن مور باشند مطمئناً چالش جالبی برای جف جانز بوده است، چالشی که از آن سربلند بیرون آمد. طراحی های شخص گری فرانک هم به خوبی فصای کمیک های نگهبانان ساختۀ دست های “دیو گیبونز” را القا می کنند.

متاسفانه در سال ۲۰۱۷ تنها دو شماره از این رویداد منتشر شد و بخش زیادی از داستان اصلی را به نمایش نذاشت و این دو شماره تنها پیش زمینه‌ی  کار های جف جانز برای شماره های بعدی بودند و با توجه به عناوین بسیاری که در سال ۲۰۱۷ توسط انتشارات دی‌سی منتشر شدند و اکثراً هم عالی بودند، این کمیک از قرار گرفتن در لیست ۱۰ تای برتر این مقاله بازماند. اگر چه مسلماً جز سه کمیک برتر در حال انتشار دی‌سی می باشد.

Batman – Creature of the Night

کمیک بتمن - ماهیتی در شب

کرت بیوسیک” دوباره بازگشته تا کاری را که در کمیک هویت مخفی (Secret Identity) برای شخصیت سوپرمن انجام داد را این بار برای شخصیت بتمن انجام دهد. کمیک ریتم مناسبی دارد و پیش زمینه های لازم را در طول روایت داستان بازگو می کند. کاری که کرت بیوسیک به همراه “جان پائول لئون” در کمیک مخلوقِ شب انجام داد به یک اصل کمیک های دی‌سی ادای احترام می کند، یعنی اریجین محور بودن شخصیت های مطرح دنیای دی‌سی؛ پیوند شخصیت “بروس وین رایت به پیشینه‌ی بتمن و بازگو کردن آن به روشی متفاوت که تنها با توانایی های کرت بیوسیک در نوشتن مینی سری امکان پذیر است، دیدگاه های جدیدی را نسبت به شخصیت بتمن ارائه می کند. کرت بیوسیک در تکرار موفقیت کمیک هویت مخفی نتوانست عالی عمل کند اما تلاشی که او و جان پائول لئون برای شخصیت بتمن انجام دادند خالی از لطف نیست و این کمیک می توانست جز ۱۰ تای برتر سال ۲۰۱۷ قرار بگیرد اما به دلیل اینکه تنها یک قسمت از این کمیک در سال ۲۰۱۷ و شماره دوم آن در ۳۱ دسامبر ۲۰۱۷ منتشر شد بنابراین عقلانی نبود که در این لیست قرار بگیرد زیرا که هنوز ۳ قسمت دیگر از این مینی سریِ کرت بیوسیک در طی سال ۲۰۱۷ روایت نشده است پس مسلماً هنوز این کمیک قابل قضاوت نیست.

۱۰ – Super Sons

سوپر سانز

اواخر سپتامبر ۲۰۱۶ بود که از سوپر تیم جدید کمپانی دی‌سی یعنی سوپر سانز رونمایی شد. با انتشار این سری، تیمی دو نفره متشکل از سوپربوی (پسر سوپرمن) و رابین (دیمین وین، پسر بتمن) در مرکز توجهات انتشارات ماهانه قرار گرفت. هیچ کسی تا قبل از این سری فکر نمی کرد که پسران دو ابرقهرمان برتر دنیای دی‌سی چقدر می توانند پتانسیل داشته باشند اما به لطف آقای “پیتر جی. توماسی” (نویسنده کمیک های سوپرمن) به عنوان نویسنده و آقای “جرج جیمنز” به عنوان طراح، این پتانسیل به حد اعلا در سری کمیک های سوپر سانز نشان داده شد.

این سری از جذابیت و پویایی بالایی برخوردار است و فضای جدیدی را برای خواننده به نمایش می گذارد؛ لحظات فان و اکشن توسط این دو پسر بی نظیرند و مطمئناً شخصیت پردازی و نوع دوستیِ این دو پسر، هر کسی را مجذوب خودش می کند. (همانطور که رابطه‌ی دوستی بتمن و سوپرمن به عنوان Super Friends یاد می شود)

این کمیک، یک کمیک سرگرم کننده با  آرک های کاملاً هماهنگ با شخصیت پردازی این دو قهرمان کوچک و جوّی دوستانه و خانوادگی می باشد که با طراحی های زیبای جرج جیمنز و دیالوگ های باحال پیتر توماسی اجین شده اند. تنها راهی که برای فهمیدن جذاب بودن این کمیک پیش روی تان هست فقط خواندن آن است، مخصوصاً اگر دردسر های این دو پسر و صحنه هایی که آلفرد و لوییز لین به خدمت آنها میرسند را ببینید!

۹ – Batman

کمیک بتمن

تام کینگ” نابغه‌ی عناوین فانتزی می باشد و این را بارها به اثبات رسانده است اما با این وجود، شیمی او نتوانست بزرگ ترین کارآگاه جهان را آنطور که باید نشان دهد و عملکرد سری بتمن او به همتایی سری شاهکار اسنایدر نرسید ولی هنوز ایده های تام کینگ در کمیک های بتمن در نوع خود، عالی و جریان ساز هستند. تام کینگ در سری خود سعی کرد شخصیت پردازی بتمن/بروس وین را به نسخه‌ی کلاسیک آن نزدیک تر کند؛ با این حساب او یک بتمن سرسخت و سردمزاج را به مخاطبان عرضه کرد اما می توان گفت حتی این کار او هم خالی از لطف نبوده و کاملاً حساب شده انجامشان داده است تا بتواند بتمن را به سمت ایده های جدید خود بکشاند.

بتمنی سردمزاج و سرسخت را فرض کنید که اکنون عاشق شده است و در برابر عشق دچار ضعف می شود، بتمنی که با وجود موانعی که شخصیتش برای او ایجاد کرده در حال راضی نگه داشتنِ اطرافیانش است. دوستی و عشق در اصل معجزه هایی بودن که توسط عصاره‌ی سحر تام کینگ وارد داستان های بتمن شده اند و جنبه‌ی دیگری از شخصیت پردازی بتمن که کمتر در کمیک های گذشته دیده شده را به مخاطب عرضه می کند.

معرفی شخصیت های جدید و ارتباط عمیق بتمن با شهر گاتهام به همراه ترکیب ایده های فانتزی با تم کارآگاهی بتمن از دستاورد های سری تام کینگ بودند و البته رویداد دکمه، جنگ معماها و جوک ها، نامزدی بتمن با کت‌ومن، کار کردن روی روابط بتمن با دوستان و اطرافیانش (در آرک Super Friends) همه در سری بتمنِ تام کینگ در سال ۲۰۱۷ رخ دادند و واقعاً یکی از خواندنی های جذاب امسال بوده اند.

۸ – Wonder Woman

کمیک واندرومن (زن شگفت انگیز)

سری واندرومن بعد از «تولدی دوباره» به طرز چشمگیری پیشرفت قابل توجهی داشت. برگشتن “گرگ روکا” به عنوان نویسنده کمیک های واندرومن این شخصیت درجه یک دنیای دی‌سی را دوباره به اوج بازگرداند.

گرگ روکا در سری «تولدی دوباره» یک ترفند جدید را اجرا کرد و در دو بازه‌ی زمانی متفاوت که یکی در زمان حال و دیگری در زمان گذشته جریان داشت در جهت پیش راندن ایده های خود برای واندرومن اقدام کرد و البته طراحان خوبی از جمله “نیکولا اسکات” (برای خط زمانی گذشته در واندرومن سال اول) و “لیام شارپ” (برای واندرومن در زمان حال) او را همراهی کردند. بحث برتر بودن کمیک های واندرومن و علت قرار گرفتن آن در این لیست، به بازه‌ی زمانی حال و آرک داستانی The Truth برمیگردد که ادامه‌ی آرک قبلی منتشر شده در سال ۲۰۱۶ یعنی The Lies بود. کاری که گرگ روکا به همراه لیام شارپ در این آرک انجام داد تمام حفره ها و مشکلاتی که سری واندرومن در نیو ۵۲ به شدت به آنها دچار شده بود را از بین برد. فهمیدن دروغ هایی که در دنیای نیو ۵۲ رخ دادند و مسیر دنیای دی‌سی را تحت تاثیر قرار دادند چیزی نبود که دایانا به راحتی بتواند آن را قبول کند.

شخصیت پردازی دایانا در این کمیک بی نظیر می باشد. حتی خود گرگ روکا هم در سری دوم کمیک های واندرومن در دهه ۹۰ نتوانسته بود چنین شخصیتِ گیرایی را از دایانا بسازد؛ شخصیتِ آسیب پذیر و دردمندِ دایانا اینجا توسط گرگ روکا به درستی به تصویر کشیده می شود. دایانا اکنون دیگر آن خدای جنگ و الهه‌ی حقیقت نیست. او دیگر هیچ کسی نیست زیرا تمام زندگی او بر پایه‌ی دروغ بنا شده بود. این زن درمانده و پریشان حالا باید به دنبال حقیقت برود و در آرک The Truth، ما شاهد کشمکش های دایانا با خودش و با گذشته اش هستیم، گذشته ای که از آن چیزی به یاد نمی آورد.

چیزی که داستان The Truth را متمایز می کند این است که گرگ روکا با ایده هایی که روی میز گذاشت توانست تمام مشکلات شخصیت پردازی دایانا و روابط نه چندان جالب سوپرمن و واندرومن و مشکلات دیگری که قبل تر به عنوان حفره از آنها یاد شد را از بین ببرد؛ آن هم تنها با اجرای بازیِ دروغ یا حقیقت! و طوری پایان داستانِ این دو آرک را بست که تمامی طرفداران را راضی نگه داشت.

البته به غیر از گرگ روکا، آقای “جیمز رابینسون” هم داستان های متعددی را در سال ۲۰۱۷ برای واندرومن نوشت که از سطح خوبی برخوردار بودند اما به اندازه‌ی داستان و ایده های گرگ روکا نتوانستند پیشرفتی داشته باشند و البته در داستان های آقای رابینسون کم و بیش ایده های زاید و نه چندان ضروری هم دیده میشد (مانند برگرداندن دارکساید بعد از «تولدی دوباره» و پرده برداری کردن از برادر دایانا) اما همانطور که گفته شد برتری کمیک های واندرومن و قرار گرفتن آنها در این لیست بیشتر به خاطر کار عظیم گرگ روکا در ارک The Truth بوده است که توانست پرنسس دایانا را دوباره به اوج خود برگرداند.

۷ – Supergirl: Being Super

کمیک سوپرگرل

 این مینی سری شاهکار توسط خانم “ماریکو تاماکی” (نویسنده برنده جایزه آیزنر) و خانم “جوئل جونز” (طراح سری Lady Killer) روایت شد.

این کمیک، داستانِ یک نوجوان ۱۶ ساله ایست که در نوزادی به سیاره زمین سقوط کرده است. یک بیگانه به اسم کارا زور ال دارای قدرت های ماروایی که از آنها اطلاعی ندارد؛ زنی که قرار است در آینده تبدیل به سوپرگرل شود اما این بار این سوپرگرل در سن ۱۶ سالگی می باشد! به عبارتی در این کمیک ماریکو تاماکی از استعداد خود در نوشتن کمیک های مخصوص رده سنی نوجوان استفاده کرد و با برگرداندن کارا به سن ۱۶ سالگی قدم بزرگ و موفقی را برای باز تعریف کردن اریجین سوپرگرل برداشت. از طرفی کارا یک نوجوان ساده، با دوستان و آشنایان صمیمی و درگیر سر و کله زدن با کلاس های درس می باشد و از طرفی دیگر قدرتی در او نهفته است که تصوری از آن ندارد و با بروز این قدرت ها مسئولیت او در قبال زمین و انسان ها هم برای کارا حائز اهمیت می شود و تعادل ایجاد کردن برای او تا حدودی سخت میگردد؛ مخصوصاً اگر قرار باشد قدرت هایت را پنهان کنی و در حال ورود به اجتماع و رسیدن به سن بلوغ باشی و در این میان مسئله‌ی خانواده و مسئولیت پذیری و ترس از گذشته و تراژدی های در حال وقوع تماماً مثل یک کوه بر شانه های یک دختر ۱۶ ساله سنگینی کنند.

این کمیک علاوه بر شخصیت پردازی واقعاً عمیق سوپرگرل و ایده های جدید، اهمیتی که دارد در جهت ایجاد تصویری جدید از شخصیت سوپرگرل می باشد؛ دقیقاً همانطور که کمیک سوپرمن: بیگانه آمریکایی (Superman: American Alien) سعی در ایجاد این تصویر برای پسرعموی کارا یعنی سوپرمن داشت. این تصویر همان چیزی است که باعث می شود ابرقهرمانانی مثل سوپرمن و سوپرگرل که قدرت هایی مافوق تصور دارند در حد یک انسانِ آسیب پذیر قابل درک باشند، مانند یک انسان زندگی کنند، احساس کنند، عشق بورزند و گریه کنند. این کمیک بهترین گزینه برای شناخت شخصیت سوپرگرل و آشنایی با پیشینه‌ی او می باشد زیرا غیر ممکن است در این کمیک با شخصیت کارا زور ال همذات پنداری نکنید و سعی در درک کردن زندگی او نداشته باشید.

۶ – White Knight

کمیک بتمن و جوکر

کمیک شوالیه سفید از آن دسته کمیک هایی بود که جز یکی از برترین های بتمن در عصر مدرن شناخته می شود. واقعاً کسی انتظار نداشت که طراح نامدار یعنی “سین مورفی” این بار به غیر از هنرِ طراحی به هنرِ نویسندگی روی آورد و چنین داستان عمیقی را خلق کند.

داستان در نگاه اول کلیشه ای به نظر می رسد؛ انگار همان درگیری همیشگی بتمن و جوکر دوباره دارد رخ می دهد اما این بار جوکری که سین مورفی سعی در معرفی آن دارد بدنبال درگیری نیست بلکه بدنبال اثبات است.

کمیک شوالیه سفید، فرقی که با دیگر کمیک های بتمن و جوکر دارد در این می باشد که فقط درباره‌ی ارتباط متقابل بتمن با جوکر یا ارتباط متقابل بتمن با شهر گاتهام نیست بلکه این کمیک به دنبال ارتباط درون محتوایی جوکر و بتمن با شهر گاتهام است؛ شهری که به کارهای این دو معنا می بخشد و فلسفه‌ی مورد نیاز این شخصیت ها را برای انجام اعمالشان فراهم می کند. نویسنده‌ی این کمیک به دنبال اثبات این است که بدون جوکر شهر گاتهام چه می شود؟ بدون بزرگ ترین تهدید موجود در این شهر آیا باز هم خطرات دیگری این شهر را تهدید می کنند؟ آیا بدون جوکر، بتمن تنها یک مجرم خطرناک و تحت تعقیب مراجع قانونی نیست؟ و سوالات دیگری که سین مورفی با ظرافت تمام به آنها اشاره می کند و برای هر کدام با پانل هایی که طراحی می کند جوابی دارد.

شوالیه سفید با اثبات این بیان گامی بزرگ در کمیک های عصر مدرن بتمن و جوکر برداشت. با شخصیت پردازی عمیق و دراماتیک جوکر، ایده های نو و البته طراحی های منحصر به فرد سین مورفی، این کمیک به یکی از عجایب سال ۲۰۱۷ تبدیل شد.

۵ – Wild Storm

کمیک وایلد استروم

وارن الیس” با نوشتن سری وایلد استورم سعی در ریبوت شخصیت های وایلد کتز (Wild C.A.T.s) از انتشارات WildStorm را داشت که زمان زیادیست زیر مجموعه‌ی دی‌سی می باشد. قضیه‌ی یکپارچه سازی دی‌سی کامیکس با دیدن کمیک های ۲۰۱۷ این کمپانی به نظر برنامه‌ی کاملی می آید. ریبوت تمام شخصیت ها و برگرداندن آنها در مسیر درست شخصیت پردازی، نشان دادن شخصیت های دنیای چهارم، برگرداندن شخصیت های دنیای سندمن و نگهبانان در دنیای دی‌سی و حالا نوبت به ریبوت شخصیت های وایلد استورم و گل سرسبد آنها یعنی سری وایلد کتز رسیده است. در این سری وارن الیس با طراح خوبی هم همکاری داشته است، آقای “جان دیویس-هانت” به خوبی توانست ایده های وارن الیس را برای مخاطبان به نمایش بگذارد و در کنار آنها فضاسازی را در حد کمال به انجام رساند.

وارن الیس به همراه قلم شیوای خود با هنرمندی تمامُ عناصر رئالیسم را با فانتزی پیوند میزند و یک اثر سوررئالیسم خلق می کند؛ یک داستان دارک و کارآگاهی که در ادامه‌ی آن، فانتزی جذابی موجود است و این بهترین شیوه برای ریبوت سری وایلد کتز بود یعنی ترکیب عناصر خیالی و کارآگاهی در یک فضای دارک و فانتزی؛ با این حساب نمی توان چیز دیگری جز شاهکار از شخصی با مهارت بی بدیلِ وارن الیس توقع داشت.

۴ – Doom Patrol

کمیک دووم پاترول

جرارد وی“، خواننده‌ی راک که اکنون استعداد خود را به کمیک های دووم پاترول در کمپانی دی‌سی آورده است و همزمان با شروع ریبوت «تولدی دوباره» و سری DC’s Young Animals، جرارد وی به همراه “نیک درینگتون” به سراغ ریبوت سری معروف دووم پاترول (که قبل تر جز بخش ورتیگوءِ دی‌سی بود) رفتند و این گروه را در دنیای جدید دی‌سی به نمایش گذاشتند.

ایده های جرارد وی و نوآوری هایی که او در این سری انجام داد واقعاً ستودنی اند. حس و حال پانک و آلترنتیو فشنی که او از دوران راک با خود آورده بود کاملاً با کمیک های دووم پاترول سازگاری داشتند و این نویسنده‌ی ۴۰ ساله توانست چیزی را ارائه دهد که در مقابل سری دووم پاترولِ بی نظیر “گرنت موریسون” هم بتواند حرف های جدیدی برای گفتن داشته باشد که در عین داشتن جذابیت و پویایی لازم، حس و حال امروزی فرهنگ آمریکا را در خود جای دهد.

این کمیک واقعاً برای خواندن ساخته شده است زیرا کارِ جرارد وی چیزی جدید و قابل لمس بود؛ چیزی که خواننده به راحتی می تواند با آن ارتباط بگیرد و با شخصیت هایی که اکنون رنگ و رویی تازه یافته اند بیشتر به همذات پنداری بپردازد، چون این شخصیت ها جدیدند و نماینده‌ی هر یک از قشر های جامعه می باشند؛ قشر هایی که مسلماً هر یک از ما، حداقل جز یکی از آنها می باشیم.

۳ – Metal Event

رویداد متال

نام “اسکات اسنایدر” به عنوان یکی از برترین نویسنده های بتمن برای همیشه با سری نیو ۵۲ حک شده است. کمپانی دی‌سی بعد از انتشار رویداد های قبلی خود اکنون در سری ریبرث رویداد جدیدی را با محوریت شخصیت بتمن انتخاب کرد و زوج خلاق و مبتکر دنیای بتمن یعنی “اسکات اسنایدر” و “گرگ کاپولو” را در صدر این رویداد قرار داد.

رویداد متال داستانی بسیار گیرا با داستان پردازی محشر به سبک اسنایدر می باشد. اسنایدر در این کمیک علاوه بر به رخ کشیدن استعدادش در بازی با علم و تئوری های فیزیک به سراغ تاریخ دنیای دی‌سی رفته است و آن را باز تعریف می کند. ارتباط رویداد متال با پیشینۀ بتمن و البته رویداد های قبلی کمپانی دی‌سی مثل «بحران نهایی» و «بازگشت بروس وین» غیر قابل انکار است و در اصل اسنایدر در صدد بازگرداندن دنیای دی‌سی به اصالت  قبلی اش می باشد و این کار را با صدای داستان حیرت انگیز خود در سبک متال به گوش هواداران می رساند.

طراحی های گرگ کاپولو نسبت به سری ۵۲ پیشرفت بسیاری داشته اند و این بار کاپولو توانست با تمایز چهره و فضاسازی عالی مالتی ورس دی‌سی به سبک دنیای چهارم “جک کربی” هیاهوی عظیمی به پا کند. پانل بندی های کاپولو مثل همیشه عالی اند اما چیزی که طراحی های کاپولو را این بار خاص تر کرده است خلق ترکیبی نو از کاستوم دیزاین که با فرهنگ و حال و هوای متال هماهنگ است می باشد و این کمیک را بسیار خواندنی تر کرده است.

پانل ها، دیالوگ ها و حتی طراحی ها تماماً تحت اختیار داستان کمیک می باشند و هیچ چیزی در داستان اسنایدر دیده نمی شود که به نظر اضافه و بیهوده بیاید. شخصیت پردازی ها و درکی که اسنایدر از شخصیت های دی‌سی دارد بی نظیر است و او با دیالوگ هایی که بین شخصیت های لیگ عدالت مبادله می شود این موضوع را به مخاطب نشان می دهد. جدای شخصیت پردازی عالی، ارتباط متقابل شخصیت های لیگ در این کمیک از تمامی کمیک های چندسال اخیر دی‌سی بهتر است.

این کمیک مطمئناً چیزی است که تنها با شیمی بی نظیر اسکات اسنایدر و گرگ کاپولو امکان پذیر بود و آنها توانستند با شیمی خود، کیمیایی بسازند که هر خواننده ای را مبهوت می کند!

۲ – Superman/Action Comics

کمیک سوپرمن

شاید دیدن چنین عنوانی با چنین رتبه‌ای دور از منطق بنظر برسد اما این دو سری، بی اغراق شاید مهم ترین کمیک های ماهانه‌ی در حالِ پخشِ کمپانی دی‌سی  باشند. به شما اطمینان می دهم تنها با شرحِ تاریخچه ای مختصر بتوانید به این نتیجه برسید که انتخاب این سری از کمیک های سوپرمن چندان بی دلیل نیست.

بعد از ریبوت نیو ۵۲ (New 52)، شخصیت های دی‌سی دچار تغییرات گسترده ای شدند و در طی این تغییرات اولین ابرقهرمان و مهم ترین شخصیت دی‌سی یعنی سوپرمن نتوانست با عملکرد مناسبی از این تغییرات جان سالم به در ببرد و می توان گفت در دوره‌ی نیو ۵۲ کمیک های این شخصیت به قدری افت کردند که حتی حکم کمیک های درجه ۲ انتشارات دی‌سی را هم نداشتند و این مسأله برای شخصیت درجه یکِ دی‌سی گران تمام شد.

میزان افت شدید سوپرمن در نیو ۵۲ باعث شد نویسندگان به این فکر برسند که سوپرمنِ دنیای ۵۲ را به قتل برسانند و سوپرمن جدیدی را جای او معرفی کنند؛ یعنی سوپرمنی که در سری «تولدی دوباره» شاهدش بودیم. در ابتدا این ایده، مورد رضایت طرفداران و منتقدان واقع نشد ولی بعد از دیده شدن شخصیت قابل درک سوپرمن جدید، این نتیجه حاصل شد که این سوپرمن جدید چیزی است که دنیای دی‌سی و طرفداران به آن نیاز دارند اما این موضوع برای مغزان متفکرِ کمیک های سوپرمن یعنی پیتر جی. توماسی و دن جورگنز (نویسنده‌ی مشهور کمیک های سوپرمن) کافی نبود.

این افراد بعد از نشان دادن جهش شخصیتیِ سوپرمن جدید، در جهت پاک کردن تفکرات باقی مانده از دنیای ۵۲ و از بین بردن خاطرات آن دوره اقدام کردند. با اقدام برای بازگرداندن سوپرمن حقیقی، در آرک سوپرمن: دوباره (Superman: Rebornسوپرمن دنیای ۵۲ و سوپرمن جدید به یک ماهیت تبدیل شدند و از سوپرمن حقیقی رونمایی شد و در نتیجه ی این تغییر، خاطرات جدید کلارک اسمیت جای خاطرات گذشته‌ی کلارک کنت را گرفتند اما این بار ماهیت حقیقی سوپرمن بود که این خاطرات را دارا بود. (یعنی ترکیب دو سوپرمنِ نیو ۵۲ و تولدی دوباره)

بعد از این تغییر بزرگ در ادامه‌ی سال ۲۰۱۷، دن جورگنز سری کمیک‌های اکشن را در جهت بازگرداندن سوپرمن حقیقی به ریشه های کرپیتونی اش تنظیم کرد و از طرف دیگر پیتر توماسی و پاتریک گلیسون داستان های سوپرمن در زندگی شخصی اش و دغدغه هایی که با خانواده اش و دشمنانش داشت را نوشتند و سعی در بازگرداندن سوپرمن به ریشه های زمینی او کردند. این پیشبرد، راهکار واقعاً مناسبی در روند تکاملی شخصیت سوپرمن و باعث بوجود آمدن نگاهی جدید در تصویر ارائه شده از سوپرمن در نظر طرفداران شد.

انجام این تغییرات و قدم برداشتن در جهت رشد شخصیتی سوپرمن و در کنار اینها بوجود آوردن یک فضای خانوادگی به همراه اکشن مهیج در داستان های سوپرمن و کم رنگ کردن تاریخچه‌ی نیو ۵۲ و از همه مهم تر به تصویر کشیدن سوپرمنی که هوارادان آن را صدا میزدند، چیزی بود که ارزش کار آقایان توماسی، گلیسون و جورگنز را می رساند. این نویسندگان کاری را که به نظر غیر ممکن می آمد به بهترین نحو، ممکن ساختند و در آخر کاری کردن که با خواندن داستان های سوپرمن به خودمان بگوییم: “این دقیقاً همان سوپرمنی است که باید باشد!”

۱ – Mister Miracle

کمیک مستر میراکل

همانطور که قبل تر گفته شد تام کینگ نابغه‌ی آثار فانتزی است و این را با کمیک هایی مانند ویژن، امگامن و امثال اینها ثابت کرده است. این بار تام کینگ به همراه “وی جراردز” به سراغ یکی از شخصیت های مهم دنیای چهارمِجک کربی” رفته است. شخصیت مستر میراکل، پسر های فادر می باشد و بعد از اتمام جنگ بین دو سیاره‌ی آپاکالیپس و نیو جنسیس، طبق تصمیمی که سران این دو سیاره برای پایداری صلح گرفتند و قصد معاوضه‌ی فرزندان خود را کردند مستر میراکل به سیاره آپاکالیپس (سیاره ای که دارکساید بر آن حکومت می کند) منتقل شد و پس از مدتی با زنی به اسم بیگ باردا آشنا شده و دل باخته ی او می شود.

داستان تام کینگ روایت داستان این زوج بعد از ازدواج شان و ریبوت «تولدی‌دوباره» جریان دارد. اکنون که این زوج جالبِ دنیای دی‌سی بروی زمین سکونت دارند و سعی می کنند با انسان ها و مشکلات روزانه‌ی خودشان کنار بیایند و به همراه آن مشکلاتشان در دنیای چهارم نیز همچنان گریبان گیر آنهاست، اما این زوج همدیگر را دارند و با کمک هم در حال تلاش برای رهایی از شر مشکلات شان هستند؛ رهایی یافتن از مشکلات، چیزی که به شخص اسکات (مستر میراکل) لقب فری (آزاد) را می دهد.

تام کینگ دوباره استعدادش را در نوشتن روابط عاشقانه توأم با مشکلات و احساسات پیچیده به رخ می کشد؛ چیزی که در کمیک مستر میراکل مانند طلای ناب می ماند و باعث رشد شخصیت پردازی این زوج شده است.

کمیک مستر میراکل، ترکیبی از عناصر زندگی است؛ ترکیبی از عشق، نفرت، حسرت، شادی، فروتنی و درماندگی یا بهتر از این می توان گفت این کمیک ترکیب بی نظیری از زندگی است، کمیکی که هر کسی بعد از خواندن آن احساس زنده بودن می کند.

12 نظرات
  1. amir batman می گوید

    به به واقعا که عجب مقاله ای نوشتید اقای بشیری دستتون درد نکنه.
    من از بین این همه شاهکار خب متال و دومزدی کلاک رو که از خود سایت شما خوندم و از کمیک های دیگه هم مستر میراکل و اکشن کامیکس و وایت نایت و بتمن ربیرث رو خوندم که واقعا حق این جایگاه رو داشتن.
    رتبه بندیتون عالی بود و اگه اشتباه نفهمیده باشم بیصبرانه منتظر مقاله ی بعدیتون هم هستم. واقعا سایت به همچین مقالاتی نیاز داره.
    و البته حالا که بحث متال دومزدی کلاک شد لطفا این کمک ها رو هم ادامه بدید مخصوصا رویداد جذاب متال رو.
    بازم ممنون از زحمتتون اقای بشیری برای نوشتن این مقاله ی تاپ.

    1. ارشیا بشیری می گوید

      آره حتماً متال و ساعت قیامت رو ادامه میدیم
      منتها ادیت شون رو انداختیم اونور عید ترجمه ها آمادست
      یه سری برنامه ها برای عید ترتیب دیدیم بچه ها دارن روی اونا کار میکنن
      بعد از برنامه ی عید مون ایشالا دوباره برمیگردیم سراغ متال و دومزدی کلاک و بقیه ی سری های مونده مثل عصر اوتران و بازگشت به خانه و تاثیر آز
      خیلی هم ممنونم از نظرتون،چاکرتون هم هستم خیلی لطف دارید و این نظرات باعث دلگرمی من میشه

  2. مرتضی می گوید

    اول یه خسته نباشید بگم به آقا ارشیا بابت چنین مقاله ای و بگم wow چقد هیجان انگیز بود خوندنش 🙂
    بازم مثل همیشه با یکی از مقاله های خیلی خیلی خوب دیگه
    از بین اینایی که معرفی شد رویداد متال و وایت نایت که فوق العاده زیبا بود البته فاکتور از دومزدی کلاک که هنوز ادامه داره و اینکه متال رو بیشتر از همه دوس داشتم و اگه رتبه بندی میکردم متال رو اول میذاشتم 🙂
    راجب کمیک وایلد استورم هم ینی کل یونیورسش وارد دنیای اصلی دی سی شده؟!
    اصلا فکرشم نمیکردم مستر میراکل اول باشه! حتما باید خوندش پس
    در حال حاضرم که بیشتر دی سی فن ها از جمله خودم منتظر ادامه ی دو مورد اولی که گفتی هستن بعلاوه کمیکای جدید بلک لیبل و همینطور گرین لنترن ارث وان :)))
    امیدوارم از اینجور مقالات برای مارول و ایمیج هم نوشته بشه

    1. ارشیا بشیری می گوید

      خیلی ممنونم بابت کامنت تون آقا مرتضی
      آره اصلاً سران دی سی تصمیم گرفتن که همراه با ریبوت تولدی دوباره بیان کل یونیورس شون رو یکپارچه کنن
      سال ۲۰۱۶ چونکه باید پی ریزی میکردن و برنامه می چیدن واسه همین شروع نکردن ولی دقیق از ۲۰۱۷ شروع کردن
      الانم که دیدید سندمن توی متال برگشت و کل یونیورس سندمن و شخصیت های مکملش هم توی سندمن یونیورس برمیگردن به دی سی
      نگهبانان هم که با دومزدی کلاک وارد دی سی شد و فقط شخصیت های وایلد استروم مونده بود
      که از اونا هم فعلا گروه وایلد کتز وارد شده با سری وایلد استورم اما گروه The Authority هنوز مونده و شخصیت Planetary هم هنوز وارد ریبرث نشده
      مستر میراکل هم واقعاً کمیک قشنگیه یعنی واقعاً جور دیگه ای نمیتونستم توصیفش کنم
      فقط همون حرفا رو داشتم که بزنم
      فقط باید رفت و خوند کمیکشو تا بشه فهمید چرا رتبه اوله

  3. بهنام احمدی می گوید

    بسیار عالی
    اکثر این کمیکها رو نتونستم تموم کنم. بعضیاشم هنوز نخوندم.
    دومزدی کلاک تا پایانش خیلی مونده. فکر کنم تا سال ۲۰۱۹ طول بکشه. ولی احتمالا وقتی که تموم بشه بهترین کمیک سال دی سی شناخته بشه. رویداد متال و سری واندرومن و سوپرمن و مستر میراکل هم عالی بودن. با بقیشون زیاد آشنا نیستم و نظری ندارم. ولی توی خوب بودنشون شکی نیست.
    واقعا سال ۲۰۱۷ سال خوبی برای دی سی و هوادارانش بود. همه چیز خوب پیش رفت. برنامه ریزی های خیلی خوبی هم انجام شد که امسال (۲۰۱۸) نتیجشو بیشتر میبینیم.
    اما یه تشکر ویژه بکنم از دوست گلم ارشیا بشیری که برای این سایت کارای زیادی انجام میده ولی به چشم نمیاد. واقعا کارش درسته. توی مقالات کمیکی هم کارش عالیه ولی متاسفانه به خاطر مشغله ها کم مینویسه.
    ارشیا جان خیلی ممنون و خسته نباشی

    1. ارشیا بشیری می گوید

      چاکرتم بهنام جان
      همش انجام وظیفه است از روی علاقه ام انجام شون میدم
      خودت هم باید کم کم دست به قلم بشیا
      یه چیزایی درونت نهفته است که رو نمیکنی فقط ؛)

  4. Doomsday می گوید

    بسیار مقاله خوبی بود انتخاب ها و رتبه بندی ها هم از نظر بنده که خوب بودن هر چند بتمن نیو ۵۲کجا ریبرث کجا؟!😞
    در مورد سوپرمن که معجزه کردن و خدا رو شکر شخصیت اصلی دیسی رو زنده کردن و گند نیو ۵۲ رو جمع کردن،سوپرسانز هم سوپرایز دیسی بود که واقعا نقل همه محافل شد و مستر میراکل با توجه به تعریف هایی من ازش شنیدم حتی رتبه اول هم کمشه!😓
    و از همه مهمتر اینه دو رویداد تاپ و بهترین این لیست هم جزو کمیک های در حال ترجمه شماست که قطعا ما منتظر کیفیت عالی ترجمه و ادیتشون هستیم که واقعا حرف نداره کارتون!👏
    با تشکر برای این مقاله عالی 😉

  5. عادل اسلامی می گوید

    به به واقعا چه مقاله ای!
    واقعا از صمیم قلب تشکر میکنم از ارشیای عزیز به خاطر وقتی که گذاشت تا این مقاله جامع و کامل رو بنویسه. همچین مقالاتی واقعا ارزش بالایی دارن و خیلی میتونن به کمیک فن ها کمک کنن تا اگر کمیکی رو فراموش کردن بخونن برن سراغش و ازش لذت ببرن.
    نکته عجیب برای شخص خودم نویسندگی جرارد وی در کمیک های دووم پاترول بود که واقعا بعد دیدنش جا خوردم، چون کمتر خواننده مخصوصا کمتر خواننده “راک” یی رو میبینیم که به دنیای کمیک بیاد و بتونه اثر تاپی رو از خودش به جا بزاره که البته شکر خدا جرارد وی تونست اینکار رو بکنه و برای همیشه اسم خودش رو در کنار اسطوره ای مثل گرنت موریسون ثبت کنه!
    و البته وقتی رتبه اول رو دیدم کمی جا خوردم ولی با توضیحات کامل ارشیا مطمئن شدم واقعا حق این کمیک بود که همچین رتبه نصیبش بشه.
    باز هم تشکر میکنم از ارشیای عزیز و امیدوارم مقالات بیشتری ازش ببینیم.

  6. ارشیا بشیری می گوید

    یه تشکر هم از عادل عزیز و کاربر Doomsday (ببخشید اسمتون رو نمیدونم) بابت نظراشون
    خیلی ممنونم که این مقاله رو که کم هم نبود وقت گذاشتید و خوندید
    واقعاً برای من مایه ی دلگرمیه
    ممنونم از همه تون

  7. DARK FACE می گوید

    من حقیقتش زیاد نمی خونم ولی وایت نایت از نظرم عالی بود و حرف نداشت. دومزدی کلاک هم خوب بود ولی به پا وایت نایت نمی رسید. این قالب جدید هم باحاله مثل قبلی

  8. S. Mahdi می گوید

    یک مقاله عالی از آقای بشیری، واقعا مقاله تون عالی بود. باید بگم واقعا تو این دو سال اخیر، دی سی خیلی در صنعت کمیک از مارول بهتر بوده؛ چون بعد از ریبرث کاملا شخصیت هارو به ریشه های قدیمی و کمیک بوکی شون برگردونند و دوباره همون قهرمانانی رو بهمون تحویل داد که از دوران کودکی باهاشون بزرگ شدیم و عاشقشونیم. بین این کمیک ها من واقعا عاشق رویداد متال (که اسکات اسنایدر دوباره به معنای واقعی شاهکار آفریده) و White knight (که واقعا یک کمیک با حال و هوای رئالیستی و محشر و داستان به شدت متفاوت و زیبا داشت) و سری Superman rebirth و Action comics (که دوباره بعد از افت فاجعه بار سوپرمن تو New 52 سوپرمنی با شخصیت پردازی کلاسیک و داستان های نوآورانه و کلاسیک بهمون نشون داد) هستم. از سری Wonder woman rebirth هم خیلی تعریف شنیدم و همچنین سریSuper sons. اما واقعیتش چندان با سری Batman rebirth حال نمیکنم، آرک های اولیش خوب بود و توشون تام کینگ داستان های خوب و جذابی خلق میکرد ولی بعد از قسمت ۲۴ (که یک داستان وان شات محشر بود که توش بتمن از کتوومن خواستگاری کرد و عنوانش هم Every epilogue is a prelude بود) افت نسبتا زیادی داشت و کینگ به جای اینکه داستان های حماسی و پرتنش خلق کنه بیشتر داستان هایی خلق میکرد که رابطه بتمن با اطرافیانش رو نشون میداد (که درنوع خودش خوب بود ولی در بعضی مواقع به شدت لوس میشد)؛ این آرک جدیدشم (Everyone loves Ivy) که تاالان خیلی سیر غیرمنطقی ای داشته (مثلا کتوومن کُل اسپیدستر هارو با چندتا مشت زد، آخه کتوومن چجوری اون اسپیدسترا که سرعتشون از همه موجودات بیشتره رو زد؟!) خلاصه ران خوبیه اما من وقتی این ران رو با سری Batman new 52 مقایسه میکنم، حتی نمیتونم از این ران لذت ببرم، چون خودتون میدونید که Batman new 52 چه شاهکاری بود.
    با رتبه بندی های مقاله هم موافقم (فقط از نظرم رویداد متال باید رتبه دوم میبود؛ چون سری مستر میراکل رو نخوندم نمیتونم درموردش نظر بدم). خیلی ممنون بابت مقاله، خسته نباشید آقای بشیری.

    1. ارشیا بشیری می گوید

      ممنونم از شما که مقاله رو خوندید و اینقدر کامنت پر باری نوشتید
      خیلی کیف کردم با نظر تون
      رویداد متال هم قبول دارم از نظر کیفیت باید دوم می بود ولی اهمیتی که سری سوپرمن و کمیک های اکشن برای شخصیت درجه یک دی سی یعنی سوپرمن داشت خودش خیلی محشر بود واقعاً اهمیتش خیلی بالائه
      بخاطر اهمیتش هم که شده گذاشتمش رتبه دوم
      مگر نه رویداد متال خیلی محشره ولی اون اهمیتی که سری سوپرمن و کمیک های اکشن برای سوپرمن داشتن رو متال برای بتمن نداشت
      البته ناگفته نَمونه توی همین سری متال، شما یه شخصیت پردازی ای از شخصیت های لیگ عدالت می بینی که توی این ۴۰ و خورده ای کمیک که از ریبرث به اینور برای لیگ عدالت نوشته شده نمی بینید؛ این خودش روند موثر اسنایدر رو نشون میده که چقدر روی شخصیت های لیگ عدالت و داستان هاشون اشراف داره
      یه چیزهایی اصلاً توی متال می بینی یه فن قدیمی هم به زور کشف شون میکنه؛ یه سری اشارات و ایستراگ ها به رویداد های قبلی دی سی (مثل بحران در دنیای های نامحدود یا Cosmic Odyssey) و مخصوصاً کمیک های سری اول لیگ عدالت؛ به طور مستقیم هم که کاملاً به دو کمیک بحران نهایی و بازگشت بروس وین اشاره کرده که توی مقاله گفتم
      اسنایدر کارش خدایی درسته
      بهتون هم پیشنهاد میکنم حتماً مسترمیراکل رو بخونید؛ تام کینگ اصلاً توی خط کمیک های کارآگاهی و جنایی و اکشن نیست مثل بتمن، این بشر فقط باید کمیک هایی مثل ویژن و امگامن و مسترمیراکل خلق کنه، اثرای فانتزی با تم های خاص…
      بازم ممنون بابت کامنت تون
      امیدوارم بتونیم مقالات بیشتری بدیم که شما کاربران بتونید بیشتر لذت ببرید

ارسال یک پاسخ

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئواجاره ویلا و فروش ویلا شمالسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلااجاره ویلافروش ویلاویلا شمالویلا زیباکنار