پروژه ۲۰۱۸: برترین اقتباس های کمیک بوکی در سالی که گذشت – قسمت اول

سال ۲۰۱۸ را می توان به عنوان سالی شلوغ در عرصه‌ی اقتباس های سینمایی و غیر سینمایی (ساخت انیمیشن) از آثار و شخصیت های کمیک بوکی در نظر گرفت؛ سالی که در آن، شرکت های مختلف برخی از جاه‌طلبانه ترین عناوین خود را روانه‌ی پرده‌ی سینماها کردند تا علاوه بر کسب رضایت مخاطبان و البته سود کافی، راه پیش روی خود را برای ادامه‌ی مسیر هموارتر کنند. اکنون به رسم هر ساله تصمیم گرفته‌ایم تا برخی از برترین اقتباس های کمیک بوکی سال گذشته را معرفی و مورد بررسی قرار دهیم.


۱۰ – Deadpool 2

برترین اقتباس های کمیک بوکی سال 2018: فیلم ددپول 2

نام اثر: ددپول ۲

کارگردان: دیوید لیچ

ناشر: Fox Entertainment

منتقد اسکواد: عادل اسلامی

در سال ۲۰۱۶ و با اکران فیلم سینمایی ددپول، شاهد عنوان ساختارشکن و متفاوتی بودیم که در کنار بالا بردن استاندارد و هنجارهای ژانرِ خود، با استفاده از فرمول هجویه‌گویی به یکی از برترین آثار سال تبدیل شد و فروش فوق العاده‌ای را نیز کسب کرد. در ادامه، طبق انتظارات، ساخت قسمت دوم این اثر با روی کار آمدن دیوید لیچ و کناره‌گیری تیم میلر از سر گرفته شد.

دومین قسمت از فیلم ددپول، همواره بر روی یک موضوع استوار است؛ یعنی تکرار عناصر موفقی که در قسمت قبل جواب داده‌اند، اما وجه تفاوت این قسمت با قسمت اول، این است که عناصر موجود در خدمت پیشروی و نوآوری های داستان به کار برده شدند، ولی در دنباله‌ی این اثر وضعیت کاملاً برعکس است. دیگر نه شاهد آن نوآوری ها و دیالوگ های پیاپی هستیم و نه آن حس تازگی که در قسمت اول مشاهده می کردیم. ددپول ۲، حکم فیلمی را دارد که نمی داند در کدام جهت قدم بردارد؛ گاهی تصمیم می گیرد به یک اکشن تمام عیار تبدیل شود که هدفش به چالش کشیدن بزرگ‌ترین آثار سبک مربوطه است، گاهی نسبت به روابط و تعامل نامناسب برخی شخصیت ها علاقه نشان می دهد و گاهی نیز با تکرار جوک های پی در پی، سعی در خنداندن مخاطبان دارد. بزرگ‌ترین ناکامی قسمت اول ددپول، شخصیت خبیث بی آلایش و آبکی آن بود، اما در قسمت دوم با اضافه کردن پیچش شخصیتی به خبیث فیلم، این فرصت به وجود می آید تا سازندگان کمی متفاوت عمل کنند و با ایجاد نوآوری، حداقل در این سبک، باعث ایجاد تضادی بین فیلمِ خود و دیگر آثار هم رده شوند. هر چند در این میان، منسجم نبودن خبیث فیلم، خودش مشکلات دیگری را به همراه دارد.

البته نمی توان از نکات مثبت ددپول ۲ غافل شد. این اثر توانست با بهره‌گیری از تعاملات صحیح برخی از شخصیت های خود، میزان تاثیرگذاری‌اش را بالاتر ببرد و این امکان را به بازیگران خود بدهد تا فرصت شکوفایی داشته باشند و شخصیت خود را همانگونه که باید بسازند. اوج این مطلب، در بین روابط ددپول و راسل دیده می شود که همواره با تعاملاتِ ضد و نقیض خود، لحظات زیبایی را در فیلم رقم می زنند و جای خالی این موضوع را تا حدی پر می کنند. نقش آفرینی ها نیز در سطح خوبی قرار دارند، اما به علت پرداخت غلط و حتی اضافه‌ی برخی از شخصیت ها، شاهد ضعف فیلم از لحاظ شخصیت پردازی هستیم. نمونه‌ی بارز آن، در شخصیت کیبل با بازی جاش برولین قابل مشاهده است؛ زیرا کیبل به خاطر گذشته‌ی تراژیک و قابل درکِ خود، یکی از بهترین گزینه ها برای پرداختن بود، اما در فیلم ددپول ۲، پتانسیل و شکوه این شخصیت به سخره گرفته شد و نویسندگان نتوانستند عمق خاصی را در شخصیت کیبل ایجاد کنند و طبق انتظار، او را به عنوان یک شخصیت معمولی به تصویر کشیدند که قربانیِ پیشبرد داستان می شود. شخصیت دومینو نیز برتری چندانی نسبت به کیبل ندارد، هر چند که برخی از برترین لحظات اکشن فیلم را از آن خود می کند، اما به عنوان یک شخصیت مکمل هیچ تاثیری در داستان ندارد و همانند بقیه‌ی کاراکتر ها صرفاً ابزاری برای پر کردن فیلم است.

فیلم ددپول ۲ عنوانی متوسط است که برای طرفداران قسمت اول، می تواند لذت بخش باشد و برای کسانی که به دنبال نوآوری های اساسی هستند تا حدودی طاقت فرسا و کلیشه‌ای است؛ اما با این حال، به هیچ عنوان نمی توان از بداهه‌گویی های شخصیت ددپول و آن رفرنس های مداومش گذشت و آن ها را تماشا نکرد، حتی اگر به اندازه‌ی قسمت اول چیز جدید و درخوری تحویل نداده باشد.


۹ – Aquaman

میانگین نمرات فیلم آکوامن - Aquaman

نام اثر: آکوامن

کارگردان: جیمز وان

ناشر: Warner Bros. Pictures

منتقد اسکواد: آرش مرادی

پس از ناکامی های فیلم لیگ عدالت، کمپانی برادران وارنر با اکران آکوامن در پی جبران شکست های متعددش در دنیای سینمایی دی سی بود. این فیلم با وجود آن که پس از فیلم واندرومن، بهترین فیلم این مجموعه به شمار می آید، اما متاسفانه به حد ایده آل خود نرسیده و خروجی نهایی صرفاً اثری سرگرم کننده همراه با نقص هایی اساسی است.

بدون شک یکی از مهم ترین جذابیت های فیلم های ابرقهرمانی، سکانس های اکشن آن می باشد. خوشبختانه جیمز وان در این زمینه، بهترین کارش را ارائه کرده است و فیلم از سکانس های اکشن خلاقانه همراه با فیلمبرداری جالبی به سبک بازی های ویدئویی پر شده است که مخاطب را بیشتر از همیشه با مبارزات پر تحرک فیلم همراه می کند. آکوامن از لحاظ ژانری در دسته‌ی اکشن-ماجراجویی/فانتزی قرار می گیرد و همین نکته به لطف نویسندگان حفظ می شود. در آکوامن برخلاف بسیاری از فیلم های ابرقهرمانی دیگر، اکثر سکانس های اکشن برای هدایت داستان خلق شده‌اند و کنش های مربوط به این موضوع، گامی فراتر از آنچه که باید باشند برنداشته‌اند و به داستان ماجراجویانه‌ی فیلم، آسیبی نمی رسانند. البته این موضوع در بسیاری از آثار مشابه رعایت نمی شود و داستان صرفاً در اختیار سکانس های اکشن قرار می گیرد. ضمن اینکه جلوه های مکانیکی حرفه‌ای فیلم، به زیبایی آن افزوده‌اند.

ضعف در شخصیت پردازی ها و نبود درام کافی در فیلمنامه، از عوامل حائز اهمیتی هستند که مانعِ پیشروی آکوامن نسبت به همتایان خود می شوند. در این میان، کاراکتر منفی داستان یعنی اوشن مستر با بازی ضعیف پاتریک ویلسون، کمترین سهم از پرداخت را دارد و در نهایت تبدیل به آنتاگونیستی ضعیف و تکراری می شود. لازم به ذکر است که انتخاب کادر بازیگری برای این فیلم، سنجیده و مناسب نبوده و بسیاری از بازیگران، عملکرد خوبی را ارائه نکرده‌اند. هم چنین قلمرو آتلانتیس چه از نظر سناریو، چه از نظر فرایند ساخت، به شکل صحیح به تصویر کشیده نشده است. در فیلمنامه، اشتباه اصلی از نپرداختن به این قلمرو و فرهنگ آن نشأت می گیرد و در طی ساخت فیلم، ایراد از بخش طراحی تولید آن است؛ زیرا طراحی تولید در فیلمسازی، شمایل کلی بصری فیلم را تعیین و طراحی می کند. در حقیقت، به وجود آوردن موجودیت بصری برای فیلم و ایده پردازی برای آن، از وظایف طراحان تولید (و گاهی کارگردانان هنری) می باشد. در فیلم آکوامن برخلاف تصاویر هنری زیبایی که از آن منتشر شده، قابل مشاهده است که این موضوع به درستی انجام نپذیرفته و عوامل مذکور، در اجرای ایده هایشان برای خلق چشم اندازهای لذت‌بخش در آتلانتیس دچار ضعف بوده‌اند که این نکته حتی به دلیل نبود جزئیات کافی در جلوه های بصری، بیشتر خودنمایی می کند.

فیلم آکوامن شاید از لحاظ تجاری، یک اثر موفق تلقی شود اما از لحاظ کیفی، در سطح مطلوبی قرار ندارد. آکوامن از آن دسته از فیلم هایی است که می توانید در اوقات فراغت‌تان، آن را ببینید و از سکانس های اکشن، لحظات حماسی و موسیقی خوب آن، لذت ببرید و برای دو ساعت سرگرم شوید. اما به دلیل نکات گفته شده، به هیچ عنوان نمی توان این فیلم را اثری تاثیرگذار و ماندگار خطاب کرد.


۸ – Ant-Man and the Wasp

برترین اقتباس های کمیک بوکی سال 2018: فیلم مرد مورچه ای و واسپ

نام اثر: مرد مورچه‌ای و واسپ

کارگردان: پیتون رید

سازنده | ناشر: Walt Disney Pictures | Marvel Studios

منتقد اسکواد: عادل اسلامی

نخستین فیلم مرد مورچه‌ای را می توان به عنوان فیلمی ایده‌آل در چارچوب سینماییِ مارول به حساب آورد. در واقع این فیلم، که قبل از اکران جهانی با استقبال چندانی مواجه نشد، توانست با تزریق ایده هایی زیبا در داستانی کلیشه‌ای، به یکی از دلنشین ترین آثار این استودیو تبدیل شود. پس از موفقیت این فیلم، ساخت دنباله‌ی این اثر تایید شد و باری دیگر، کارگردان قسمت پیشین یعنی پیتون رید برای هدایت پروژه بازگشت.

دومین فیلم از این سری که با همان ترکیب پیشین به همراه تغییراتی اندک، روانه‌ی پرده‌ی سینماها شد، علاوه بر این که نسبت به فیلم اول تازگی نداشت، ثابت کرد که فرمت داستان‌گویی و پردازش شخصیت ها در فیلم های مارول، نیازمند تغییرات اساسی برای قسمت های بعدی هستند؛ زیرا دیگر آن طراوت سابق را ندارند و کهنه شده‌اند.

برجسته ترین نکته‌ای که همواره در قسمت دوم مشاهده می شود، داستان تکراری و نبودِ تمایز کافی نسبت به فیلم های این رده است. داستان این فیلم، بیشتر در خدمت شخصیت های داستان است و این موضوع علاوه بر این که چندان باعث تمایز نمی شود، بلکه از گسترش صحیح نقاط قوت فیلم اول در طرح داستانی جلوگیری می کند؛ اما این موضوع زمانی بدتر می شود که غیر از برخی روابط و شخصیت ها، گسترش چندانی در پردازش صورت نمی گیرد. به عنوان مثال، پخته تر شدن وجه رمانتیک اثر و روابط خانوادگی با این که هنوز جای کار دارد اما قابل قبول است، اما وجود کاراکتر ها و بخش های زائد در فیلم، دائماً باعث سلب لذتِ مخاطب می شوند. البته خبیث ضعیف این فیلم نیز نقش بسزایی در این موارد ایفا می کند؛ خبیثی که سازندگان به وضوح سعی داشته‌اند با احساسی کردن پیشینه‌اش و افزایش همذات پنداری مخاطبان، او را به شخصیتی ماندگار تبدیل کنند، اما در آخر برخلاف انتظارشان، یک خبیث کاملاً فراموش شدنی را تحویل داده‌اند.

بخش مهمی که در قسمت اول به سبب محدودیت های زمانی به آن کم لطفی شد، رومنس و بخش عاطفی فیلم بود که در حاشیه به سر می برد و توجه چندانی به آن نمی شد، اما اکنون این مسئله در قسمت دوم، به شکلی صحیح، تبدیل به یکی از ارکان اصلی فیلم شده است. خارج از بحث های داستانی و نوع روایت، این فیلم از نکات مثبتی مانند تیم بازیگری، جلوه های ویژه‌ی خوب و هم چنین کمدیِ قابل قبولی بهره مند است. البته در حین تماشای فیلم، کم پیش می آید که نوآوری جدیدی در صحنه های اکشن مشاهده کنیم اما گسترش دایره‌ی همین صحنه ها را می توان به عنوان یک ویژگی مثبت در نظر گرفت. بخش های کمدی فیلم نیز به لطف شخصیت لوییس با بازی زیبای مایکل پنا و اجرای دلنشین او، همانند قسمت اول، به یکی از بهترین دستاورد های این اثر تبدیل می شود.

در آخر، لازم به ذکر است که این فیلم را نمی توان با هیچ منطقی در لیست یکی از بهترین دنباله های MCU قرار داد، اما با تماشای آن، در کنار سپری کردن ساعاتی خوش، شاهد گسترش چشمگیر جهان مارول و خصوصاً بخش کوانتومیِ آن خواهید بود و در عین حال، می توانید از لحظات مفرح آن به عنوان یک اثر سرگرم کننده لذت می برید.


۷ – Teen Titans Go! To The Movies

برترین اقتباس های کمیک بوکی سال 2018: انیمیشن تایتان ها نوجوان به سینما می آیند!

نام اثر: تایتان های نوجوان به سینما می آیند!

کارگردانان: پیتر ریدا میکل، آرون هوروِث

سازنده/ناشر: Warner Bros. Animation

منتقد اسکواد: عادل اسلامی

همه‌‌ی ما در بیشتر اوقات تا صحبت از آثار کمیک بوکی می شود، فکرمان سریعاً به سمت فرمت و فضای خاص این آثار می ‌رود و همواره انتظار یک اثر حماسی و متناسب با آن شخصیت را داریم. اما در طی چند سال اخیر و با پیشرفت اقتباس های کمیک بوکی و تبدیل آن ها به یک سرگرمیِ عظیم جهانی، شاهد آثاری متفاوت اما با تفاوت هایی مثبت هستیم که در کنار گسترش این ژانر، با ایجاد پیوند با ژانر های دیگر سینما، سبب بهبود سلیقه‌ی مخاطب نیز می شوند.

انیمیشن Teen Titans Go! To the Movies را می توان در یک سری از زوایا در این دسته قرار داد. این انیمیشن به دست کمپانی برادران وارنر و با حضور گروه تایتان های نوجوان (از انتشارات دی‌ سی) تولید شده است و حکم یک اثر ساده اما مورد نیاز را در میان آثار کمیکی بوکیِ این چند سال اخیر دارد. در درجه اول شاید بزرگ‌ترین دلیلی که این انیمیشن جزءِ آثار خوب این دسته قرار می گیرد این باشد که انیمیشن مربوطه خود را جدی نمی گیرد و با توجه به ریتم داستان در یک خط حرکت می کند. هم چنین با شوخی هایی که غالباً جواب می دهند سعی در سرگرم کردن بیننده دارد و هدفش را می داند.

داستان این انیمیشن، همانطور که از اسمش پیداست، درباره‌ی جهش گروه Teen Titans به سمت جایگاهی والاتر و رسیدن به یک فیلم اختصاصی همانند دیگر قهرمانان حاضر در صحنه است. حرکت مثبت دیگری که سازندگان در داستان این انیمیشن لحاظ کرده‌اند، وجود هماهنگی بارز آن با شرایط کنونی سینماست؛ سینمایی که بیشترِ شخصیت های معروف کمیک بوکی، در آن صاحب فیلمی اختصاصی هستند و یکی پس از دیگری بر تعداد فیلم هایشان افزوده می شود. هم چنین، در کنار سایر پیام هایی که این انیمیشن در فرمت ساده‌ی خود سعی در انتقال‌شان دارد، نمی توان از کنایات و انتقادات ریز و درشت آن به شخصیت ها و انتشارات کمیک بوکی چشم پوشی کرد، خصوصاً زمانی که این انتقادات سنگین و جنجالی، در بخش های مختلف انیمیشن با جوک های بسیاری همراه می شوند و به شکل بهتری، مقصودشان را به بیننده می رسانند.

چه چیزی می تواند برای یک طرفدار، بهتر از شوخی های متعدد با شخصیت های مورد علاقه‌اش باشد؟ قطعاً پاسخ این پرسش به داستان و شخصیت پردازی باز می گردد. همانطور که در بخش اول گفته شد، بزرگ‌ترین نکته‌ی مثبت این انیمیشن، سادگی در جلوه های بصری است؛ اما به حدی این موضوع در روایت داستان تاثیر می گذارد که باعث می شود اثر نهایی، در نوع خود، بسیار متفاوت به چشم بیاید. حتی جدا از بحث داستان و شخصیت پردازی، این انیمیشن در بخش صداپیشگی و همین طور موسیقی نیز بسیار قوی ظاهر شده است، و با بهره گیری از ترانه هایی فان و زیبا، از آن ها به صورت درست در راستای پیشبرد داستان و لحظات خنده‌دار استفاده می کند.

انیمیشن Teen Titans Go! To the Movies قطعاً یک اثر عالی برای طرفداران کمیک و هم چنین مخاطبین عام است که با کسب سود چهار برابری، و بواسطه‌ی فضا و شخصیت های دوست داشتنی‌اش توانست به اثری موفقیت آمیز برای کمپانی سازنده و هم چنین سرگرم کننده، برای بینندگان، تبدیل شود.


۶ – Bumblebee

برترین اقتباس های کمیک بوکی سال 2018: بامبلبی

نام اثر: بامبلبی

کارگردان: تراویس نایت

ناشر: Paramount Pictures

منتقد اسکواد: آرش مرادی

سری فیلم های تبدیل شوندگان (Transformers)، از همان ابتدا تواناییِ ارائه‌ی چیزی فراتر از یک داستان تکراری همراه با مبارزات عظیم و پرخرج را نداشتند. در واقع این مجموعه، تنها بواسطه‌ی موفقیت های تجاری‌ توانست به حیات خود ادامه دهد و البته سود قابل توجهی را برای سازندگانش به ارمغان بیاورد. در دسامبر ۲۰۱۸، اسپین آف این مجموعه، به تهیه کنندگی مایکل بی و کارگردانی تراویس نایت، تحت عنوان بامبلبی اکران شد و در کمال تعجب با اصلاح بسیاری از اشتباهات گذشته، موفق شد تا با اختلافی قابل توجه، تبدیل به بهترین فیلمِ مجموعۀ تبدیل شوندگان شود و کورسوی امیدی مبنی بر ساخت فیلم هایی بهتر از این مجموعه برای طرفدارانش باشد.

می توان بامبلبی را ترکیبی از قسمت اول سری تبدیل شوندگان و یکی از برترین آثار اسپیلبرگ یعنی E.T. the Extra-Terrestrial دانست و همین ترکیب، باعث پدید آمدن نقاط قوت و ضعف فراوانی در فیلم شده است. نخستین گام موفقیت بامبلبی، وجود یک سازمان ساختاری سنجیده‌ است که این امکان را به سازندگان داده تا با استفاده‌ی درست از پتانسیل های موجود در داستان، سبب استقرار جایگاه مناسب کاراکتر های موجود در فیلم، از لحاظ طبقه‌بندی وزن داستان در فیلمنامه، شوند و برای بهبود شخصیت پردازی کاراکتر های اصلی، از لحاظ زمانی، وقت و شرایط لازم را داشته باشند.

شخصیت پردازی کاراکتر چارلی واتسون به صورت کاملاً رضایت بخشی انجام شده است که این امر، بدون بازی زیبای هیلی استاینفلد امکان پذیر نبود و به راستی این بازیگر، کار خود را به مراتب بهتر از بازیگرانی چون شایا لابوف و مگان فاکس انجام داده است. هم چنین به نظر می رسد که سازندگانِ بامبلبی به این حقیقت پی برده‌اند که جذابیت فیلم های تبدیل شوندگان نباید در سکانس های اکشن و مبارزات آن خلاصه شود بلکه باید تمرکز لازم بر روی روابط احساسی میان انسان‌ها/ربات‌ها و شخصیت پردازی ها انجام شود تا بیننده اثر، با کاراکتر های فیلم همراه شود و حس و حالی همانند آن ها داشته باشد. در فیلم بامبلبی مشاهده می کنیم که نکات گفته شده، تا چه حد در موفقیت دخالت دارند.

بزرگ‌ترین مشکل بامبلبی، تعدد فیلم های مجموعۀ تبدیل شوندگان قبل از آن است که باعث می شود مخاطب، تکراری بودن داستان را در طول فیلم احساس کند و در نتیجه، داستان فیلم، جذابیت لازم را نداشته باشد. در حقیقت، فیلم بامبلبی، فاقد نبوغ و خلاقیت کافی در داستان سرایی است و همانطور که گفته شد، این مسئله باعث شده این فیلم، یک تقلید از دو فیلم ذکر شده باشد؛ نه صرفاً الهام گرفته شده از آنان! البته بامبلبی با وجود داستان نسبتاً تکراری، به لطف نویسنده و خصوصاً کارگردانش سعی می کند تا هر آنچه که در توان دارد را به نمایش بگذارد و با استفاده از تاثیرگذاری و درام خوب، می تواند احساسات بیننده را در اختیار بگیرد و ضعف های خود را پوشش دهد تا در نهایت در امر رضایت بیننده، موفقیت لازم را کسب کند.

33 نظرات
  1. آرمان صفا می گوید

    ممنون از آقای مرادی و عادل عزیر بابت این مقاله.

    خسته نباشید بهتون میگم. نقد فیلم یعنی این. سلیقه رو کنار گذاشتن و خیلی تخصصی به ایراد ها و نکات مثبت فیلم پرداختن.

    اخیرا هم یه چیزی مد شده متاسفانه که اون هم محاوره ای نوشتن مقالاته که واقعا فاجعست. حال کردم و خفن بود و این صفت های ضعیف یا بدتر از اون، میتواند رو بنویسی میتونه. جای را بنویسی رو و …..

    من فقط با رتبه ی ده و نه مخالفم و به نظرم باید مکانشون عوض می شد.

    قبول دارم ددپول ۲ هیچ نو آوری نسبت به فیلم قبلی نداشت و خبیث فیلم هم  خیلی جالب نبود ولی باز از آکوامن قابل قبول تر بود.

    آکوامن رو بار دوم که میبینید تازه متوجه میشید  با ارفاق میشه بهش گفت متوسط.

    بازی های همه بد. برخی دیالوگا انقد ضعیفن که انگار چهارتا بچه دبیرستانی استخدام کردند برای اینا دیالوگ بنویسه. نمونه ی بارزشم قبلا گفتم صحنه ای که پدر مانتا موقع مرگ به پسرش میگه you should live and kill that son of a b. مضحک به تمام معنا. هیچ چیزی از آتلانتیس یا دلیل علاقه مندی آرتور بهش رو شما تا آخر فیلم نمیبینی و البته رشد شخصیتش یا تبدیل شدن به قهرمان که مهمترین عنصر یه فیلم ابرقهرمانیه. ارم اگه میومد قلمروهای مختلف را با دلیل دیگه ای مثل آلودگی محیط دریا، با هم متحد میکرد به مراتب قابل قبول تر بود تا شما مثل آب خوردن شاه یه منطقه رو بکشی و کل کشور رو بگیری دست خودت. تازه دخترشم از ترس با قاتل پدرش متحد میشه. ایرادای ذکر شده رو هم آقای مرادی عزیز خیلی حرفه ای و تخصصی بهشون پرداخته.

    آکوامن از بین اقتباس های کمیک بوکی تنها از ونوم بهتر بود. تازه ونوم اصلا فیلم حساب نمیشه که بشه با چیزی مقایسش کرد.

     

    1. Arash Moradi می گوید

      ممنون از کامنتتون

      حقیقتش آقا آرمان این بحث محاوره ای نوشتن یا رسمی نوشتن مقاله در سایت ها  چیزی نیست که با قاطعیت گفت این درسته و دیگری اشتباهه

      بعضی از خواننده ها و نویسنده ها معتقد هستند که محاوره ای نوشتن مقالات در فضای مجازی ، میتونه باعث ایجاد ارتباط میان متن ، نویسنده و خواننده بشه

      و در مقابل خیلی از خواننده ها و نویسنده ها هم نظرشون اینه که مقاله ای که بصورت محاوره ای نوشته بشه ، از اعتبارش کاسته میشه و تاثیرگذاری لازم رو نداره

      در مقاله نویسی برای سایت ها ، میشه گفت که هر دو طرف تاحدودی درست میگن

      اما بنظر من در نهایت همه چی به مخاطب و سایت برمیگرده ؛ بدین صورت که ما باید اول سایت و مخاطبینش رو بشناسیم و بعد از شناخت کافی دست به نگارش مقاله بزنیم

      برای مثال ، سایتی هست که کاربر هاش به متن محاوره ای عادت کردند و خب به احتمال زیاد به متن رسمی که قرار بگیره زیاد واکنش خوبی نشون نمیدن ( این نکته رو من دیدم که میگم )

      و از طرفی ، سایتی هم که کاربرانش مقداری مطالعه داشتند و آشنایی کافی رو دارن ، اکثرا از متن رسمی استقبال میکنن

      عوامل دیگه ای هم دخیل هستن در این موضوع نظیر سن کاربران ، دانش و سواد کاربران و صد البته سلیقه اونها

      در کل نمیشه واقعا این موضوع رو فاجعه خطاب کرد ؛ اما در هر حال این نکته رو درست گفتید که حتی در محاوره ای نوشتن مقالات ، وجود برخی از لغات و صفت ها قطعا باعث سخیف شدن نوشته میشه

      آقا آرمان مشکلاتی که در نوشته های امروزی در سایت ها وجود داره فراتر از لحن مقالات هستند … حقیقتش من گاهی نوشته هایی رو میبینم که جدا از اینکه محتوای بی اندازه نادرست و فاقد منطق ، این موضوع من رو متعجب میکنه که چرا یک نویسنده در متنی که داره مینویسه باید ده خط از خودش تعریف کنه یا دیگران رو خوار بشمره ؟ آیا این باعث نمیشه که متنی که خواننده میخونه ، بجای اینکه تاثیرگذار باشه و آموزنده ، بیشتر یک متن بی ارزش و خنده دار بشه ؟

       

      در حقیقت من زیاد وارد حواشی و موضوعات اینچنین نمیشم و معتقدم که آدم باید شان خودش رو حفظ کنه اما بنظرم نیاز بود که این رو خدمت شما و خواننده های این کامنت بگم

       

      1. آرمان صفا می گوید

        جدا از سلیقه ی مخاطبین مختلف. خیلی از اساتید و آدمای حوزه ی ادبیات هم نقد دارن به شیوه ی نگارش محاوره ای. چون از لحاظ دستور زبانی غلط هست.  البته برا نظریا کامنت منظورم نبود. برا مقالات خیلی مهم هست که اصول نگارش و دستور زبان رعایت شه که مخاطب هم عادت کنه به شیوه ی صحیح. یا خیلی ها حرفشون این هست که با املای صحیح هم میشه محاوره ای نوشت. اگر بلد باشه نویسنده.

        البته آقای مرادی چیزی ه شما می فرمایید رو من در سایت های انگلیسی زبان هم دیدم. موقع ترجمه فلان مقاله یه اصطلاحی میارن که به شدت رسمی یا formal  هست و یه دفعه یه slang ظاهر میشه که به شدت کوچه بازاریه. ولی با املای صحیح

        ممنون از نظرتون دوست عزیز و گرامی

        1. Arash Moradi می گوید

          بله درست میگید.

          در رابطه با ددپول هم باید بگم که من متاسفانه وقت نکردم فیلم رو کامل ببینم و متاسفانه نمیتونم راجبش اظهار نظر دقیقی بکنم

  2. Arash Moradi می گوید

    سال گذشته هم فیلمهای خوب داشتیم و هم بد … به شخصه در این لیست از فیلم بامبلبی خوشم اومد چون فراتر از انتظاراتم بود

    اما سال اینده من هم فیلمها و هم به سریال های کمیک بوکی امیدوارم … چون عناوین مورد انتظار زیادی رو در پیش داریم

    از اقا ارشیا و صدالبته آقا عادل تشکر میکنم که کل زحمت مقاله رو این دو عزیز کشیدن

    انشاءالله در قسمت دوم هم درخدمتتون هستیم

     

  3. آرمان صفا می گوید

    در رابطه با مقایسه ی ددپول ۲ و آکوامن نظرتون چیه آقای مرادی؟ کدوم لیاقت رتبه پایین تر داره از نقطه نظر سینمایی؟

    1. Arash Moradi می گوید

      حقیقتش این نقطه نظر سینمایی رو فکر کنم چند جا دیگه هم ذکر کردین …

      یه سوالی داشتم ؛ منظورتون از بررسی یک اثر از لحاظ سینمایی چیه ؟

  4. علی زراعت می گوید

    بین این گزینه ها که ددپول دو از نظرم چند لول بالاتر بود وقتی مقایسشون کنی باهم. انت من و واسپ حتی نزدیک ددوپل دو نیستند. آکوآمن هم خب که بیخیال. این تایتانز هم هرچقدر هم بخوان روش کار کنن من سبک انیمیشنش رو میبینم دیگه نمیرم سراغش. بامبلبی یکم جالب بود ولی در اون حد هم خفن نبود ولی باز خوب بود. ددپول دو از نظرم خیلی جک ها رو تو تریلر نشون داد ولی دیدنش خدایی هزار برابر اینا لذت بردم تقریبا کلش رو داشتم می خندیدم. اون سکانس که ددپول داشت می مرد و با بقیه حرف می زد به تنهایی کل لیست رو می خوره. هرچند از نظرم مفاهیمش از قسمت اول هم بیشتر بود.

    اگه بخواین بازی هم جزو اقتباس های لیست بیاریم بازی اسپایدرمن می تونست هفتم باشه. ولی بازیش از نظرم بهترین بخشش تار زنی و گردش تو شهر هست و مبارزش هم کمی بهتره هرچند گجت ها بتمن رو ترجیح میدم ولی تو بقیه چیز ها جلو سری آرکهام از نظرم جوک بود. هرچند حس می کنم مشکل از خود کاراکتر اسپایدرمن بود. چون تو سری آرکهام ما جوکر و داستان معرکش رو داریم یا اسکرکرو که شهر رو غیر قابل سکونت کرد ولی ویلن های بازی اسپایدرمن جوک بودن. راینو که جوک خالص بود. الکترو هم من از باس فایتش اصلا خوشم نمیومد که با والچر هم بود و والچر هم همون جوک بود. شوکر که ولش کنیم سنگین تره. دکتر اختاپوس هم حتی نزدیک جوکر هم نمی‌رسه و خیلی ساده هم شکست می خوره. و تنها ویلنی که خوب بود تو کل بازی کسی بود که هیچکس فکرش رو نمی مرد اونم مستر نگتیو. باس فایتش خوب بود و تو داستان واقعا تأثیر داشت و کلی دزدی تو شهر کرد و یک ارتش داشت. و ویلن و داستان بزرگترین ضعف بازی اسپایدرمن هست. هرچند فضا سازی آرکهام یک چیز دیگه بود. من بعد اینکه تموم کردم اسپایدرمن رو اومدم تو ذهنم با سری آرکهام مقایسشون کردم و گفتم برم دوباره بازیشون کنم چون همه مراحل فرعی هاش رو نرفتم. مراحل فرعی اسپایدرمن که مسخره بودن و من دیگه اصلا سراغ مراحل فرعی اسپایدرمن نرفتم. حقیقتش تا امید شدم تو شوک بودم چطور بهش ۸۷ دادن و این همه تعریف. فوقش ۸۰ خوب بود براش.

    بهترین اقتباس سینمایی که اینفینیتی وار بود (هرچند اینم از نظرم در اون حد خوب نبود که چندین بار ببینمش حقیقتش) ولی باز محافظین کهکشان و تانوس و تونی ایتارک و استرنج و تور عالی بودن. ولی باز هم جا داشت.

    تو این سایت سوپرمن خیلی طرفدار داره و خودم هم حقیقتش چون کمیکی هست هرچی مرتبط ازش اقتباس بشه رو میبینم و جا داره بگم لکس لوتر سریال سوپرگرل شاهکار خالصه. ترکوند. چون می دونم خیلی ها از لکس بتمن وی سوپرمن خوششون نیومد به دلایلی هرچند من خوشم اومد ولی نسخه سوپرگرل دقیقا بهترین نسخه هست. از نظرم ببینینش حداقل به خاطر لکس لوتر چون واقعا خوب اجرا شد لکس لوترش و قراره برا فصل بعد از شخصیت های دائم باشه. من خودم وقتی این نسخه لکس لوتر رو دیدم در حد جوکر برام این کاراکتر ارتقا پیدا کرد هرچند تو همون بتمن وی سوپرمن از نظر انگیزه از نظرم واقعا عالی بود و خوب بود ولی این نسخه سوپرگرل چند درجه بالاتر بردن همه چی رو و تکامل داده اون رو. من که راضیم.

    1. ارشیا بشیری می گوید

      خب به نظر من شما دیگه این مقاله رو ادامه نده، چون نظر ماها کاملاً با تمام حرفاتون در تناقضه 😂 (به جز بخش گیم که حساب نمیشه)
      در مورد سوپرگرل هم از نظر من، شخصیت پردازی هاش عالیه و صد برابر بهتر از DCEu ئه. ولی خب از لحاظ جلوه های ویژه ضعیفه. کلاً سبک CW همینه. با بودجه کم سریال میسازه ولی توی یه سری موارد واقعاً بازیگرای خوبی انتخاب میکنه و به چون توی اکشن و این موارد حرفی واسه گفتن نداره، روی شخصیت پردازی ها مانور میده که این موضوع خودش جالبه.
      حالا سریال که حساب نیست توی اقتباس ها، اون مقاله‌ی خودش رو داره.

      اما برسیم به بحث اصلی، یعنی اینکه ددپول ۲ از این چهارتا فیلم دیگه بهتره. من میخواستم این متن رو به نقد آقا عادل اضافه کنم ولی حذف کردم، چون به نظرم گفتنش توی مقاله صلاح نبود.
      منتها مخاطبم از این جمله کسانی هست که فکر میکنن ددپول ۲ شاهکاره و یه فیلم عالی ئه.
      ببینید ددپول ۲ فیلم خوبیه و سرگرم کننده‌ست ولی فقط مخصوص مخاطبین نوجوانه، چون فقط مخاطبین کم سن به خاطر جوک های جنسی و مهیج بودنش عاشق این فیلمن. (مخصوصاً توی ایران که شوخی جنسی رو از ۱۰ سالگی یاد میگیریم)

      ولی این رو جداً میگم. ددپول ۲ اصلاً در حد هیچ کدوم از آثار این مقاله نیست. فقط چون شوخی و اکشن باحالی داره خیلی طرفدار داره. بلاک باستر تمیزیه ولی از نظر محتوا هیچی نداره. داستانش که واقعاً کلیشه‌ای بود؛ یه بچه که قراره در آینده شرور بشه، بعد همه بسیج میشن میرن هدایتش کنن تا آینده‌اش خراب نشه و از این حرفا. هیچ پیچش داستانی‌ای نداره. اصلاً بعد آزاد شدن جاگرنات بقیه‌‌ی داستان رو، حتی بدون دیدن فیلم، میشه حدس زد.
      پایان بندی فیلم هم که کاملاً قابل پیش بینی و آبکی بود. ضمن اینکه همونطور که توی نقد اشاره کردیم، شخصیت های مکمل اصلاً تاثیرگذار نیستن. اگه بدون تعصب بیاییم واقع بین باشیم، می فهمیم توی این فیلم فقط دوتا شخصیت داشتیم اونم ددپول و راسل بودن. کیبل، دومینو، ایکس فورس و بقیه‌ی شخصیت ها عملاً هیچ تاثیرِ خاصی توی فیلم نداشتن، چون فقط واسه پر کردن فیلم بودن. فقط کیبل به خاطر گذشته‌اش، یه مقدار روی روند داستان تاثیر داشت که اونم گفتیم، اصلاً کیبل رو حروم کردن، و شخصیت پردازی و عمق شخصیتی کیبل خیلی ضعیف بود. در صورتی که اگه ما برگردیم به منبع اصلی مون یعنی کمیک، می بینیم که کیبل یکی از بهترین شخصیت پردازی ها و اوریجین ها رو توی دنیای X-Men داره ولی اومدن بخاطر یه بچه‌ی تخس و لوس که قراره توی آینده یه خبیث بشه، کل شخصیتش رو فدا کردن. اصلاً پرداخت شخصیت توی این فیلم معنایی نداره. همه‌ی شخصیت ها حکم شون مثل همه و شخصیت پردازی و تمایز شخصیتی درستی ندارن.

      این کجاش در حد بامبلبی یا در حد مرد مورچه ای ئه؟ بامبلبی با اون شخصیت پردازی های جذاب رو شما میای با جوک های رایان رینولدز مقایسه می کنی؟ یا تعامل های شخصیتی که توی مرد مورچه ای هستن رو میای با تعامل راسل و ددپول مقایسه می کنی؟ و آکوامن! فیلم آکوامن هر چی نباشه، اون همه شخصیت مکمل داشت و داستان وسیع و گسترده ای داشت که اصلاً توی یک قسمت نمی گنجه، جلوه های ویژه‌اش هم نسبت به ددپول واقعاً سنگین تر بود.

      موقعی که بحث بهتر و بدتر بودن یک اثر در میونه، اینکه شما یه فیلم رو دیدی حال کردی، یه فیلم رو دیدی دارک نبود کیف نداد نیست. باید به دور از سلیقه شخصی، خود اثر رو ملاک قرار بدی و بررسی کنی. و وقتی که میرسی به بحث رتبه بندی باید با توجه به نکات قوت و ضعف آثار، رتبه بندی کنی. نه اینکه کدوم بیشتر بهت می چسبه.

      پ.ن: تا بحثش پیش نیومده، من یه موضوعی رو بگم که ابهامی باقی نمونه. ممکنه بگید چطوری فیلم و انیمیشن رو مقایسه می کنید. ما هر کدوم رو نسبت به ژانر، محتوا و فرمت خودشون می سنجیم. ضمن اینکه رتبه بندی ها جوریه که می تونید انیمیشن ها رو حذف کنید و فقط رتبه فیلم ها رو در نظر بگیرید و برای انیمیشن ها هم به همین شکل (که در نهایت بازم فرقی نداره، چون توی بهتر یا بدتر بودن آثار تغییری ایجاد نمیشه)

      1. علی زراعت می گوید

        خخخخخ ولی خب من سلیقم به ددپول خیلی بیشتر اینا می خورد و میخکوب فیلم بودم سر بقیه این حسو نداشتم.

        آکوآمن شخصیت فرعی خوب داشت قبول مشکل این بود توضیحاتش خیلی کم بود و یهو می رفت سراغ صحنه اکشن. اصلا قبیله ها رو درست معرفی نکرد. ولی صحنه ها اکشنش خوب بودن . ولی خدایی من اصلا با جلوه ها ویژه زیر آبش حال نکردم ولی موقع اکشن جلوه ها ویژش خوب بودن. فیلم خوبی بود ولی ددپول واقعا برا من یه چیز دیگه بود و از اینفینیتی وار هم بم بیشتر چسبید.

        اما من منظورم سریال سوپرگرل نبود. چون می دونم ممکنه بعد چند قسمت ادامه ندهید همه مثل من صبور نیستن ولی لکس لوترش منظورم بود. لکس لوتر در فصل جدید در فکر کنم سه قسمت تاحالا حاضر شده و عالی کار کرده. از نظرم یک نگاه به لکس لوترش بندازید عاشقش میشید‌. یعنی مثلاً جمله فلسفی جالب و دیدگاه های عمیق و شخصیت پردازی معرکه ای داره که نسبت به خود سریال سوپرگرل یهو سورپرایز میشید‌ من که گفتم این باید از فصل اول میومد. لکس بتمن وی سوپرمن یه جورایی اوریجین مانند بود و اولین حرکتش ولی لکس سوپرگرل کلا فرق داره. چون کمیک از سوپرمن اینجا ترجمه زیاد میشه گفتم حیفه هوادارا کمیک خون سوپرمن (من که فقط با فیلم و انیمیشن میشناسم) بزرگترین ویلنشون با چنین اقتباس معرکه ای رو از دست بدن.

        انیمیشن هم من که با اسپایدرمن حال نکردم. یعنی آره سبک انیمیشنش برام جدید بود و ازش تمجید شد ولی داستانش و شخصیت های بم حال نداد. یاد دکتر اختاپوس زنش می افتم بیخیال میشم ولی درکل داستانش خوب نبود نسبت به تعریف ها و من که اصلا لذت نبردم.

        سبک نگاه کردن فیلم من و شما قطعا فرق داره و منطقی هم هست. یه جورایی منظورم این بود از اینا بیشتر لذت بردم.

        انت من و واسپ هرچند هم روش کار کردن ولی ویلن اصلا نداشت. اگه گوست رو ویلن حساب کنیم ویلنش فاجعه بود. آکوآمن از نظرم تو اکشن خوب بود داستانش هم یکم پتانسیل داشت ولی اینقدر توضیحاتش کمه که مهم نیستن. من که با ویلن فیلم آکوآمن خیلی حال کردم هرچند برام منطقی نبود حمایت آتلانتیسی ها از آکوآمن یا اینکه حتی استادش هم بهش خیانت می کرد. یه جورایی من بودم حق رو بهش می دادم چون خود آکوآمن اصلا هیچی از کشور داری بلد نیست و اینکه اینقدر دنبال صلح هست من خوشم نمیاد. یعنی از نظرم کسی که اون تاریخ آتلانتیس رو داره باید دوباره آتلانتیس رو قوی ترین بخش جهان بکنه مثل اورم. خودتون هم گفتید که داستانش تو یک قسمت نمی گنجه پس توضیحات بیشتر می خواست.

  5. Captain Steve Lover می گوید

    خسته نباشید اقا ارشیای عزیز ، خیلی مفصل و کامل نوشتید.

    سال ۲۰۱۸ سال ایده الی بود برای سینمای کمیک بوکی، هرچند ۲۰۱۹ خیلی خیلی به مراتب جذاب تر بنظر میاد، اما ۲۰۱۸ سال بسیار خوبی بود.

    یه سوال، ونوم نباید رتبه ی اخر رو میگرفت ؟!

    بگذریم.

    من شخصا اگر بخوام رتبه بندی بکنم فیلمای کمیک بوکی ۲۰۱۸ رو (۹ تا رو دیدم):

    ۹-ونوم: فاجعه ای تکرار نشدنی، ونوم معنی کلمه ی “ضعیف” رو به تصویر میکشه. ونوم ضعیف ترین فیلم کمیک بوکی از زمان اکران جوخه ی خودکشی هست. حالا من هل بوی جدیده رو ندیدم ولی تا اینجا ونوم قطعا یکی از بدترین آثار کمیک بوکی بوده که دیدم، فیلمنامه اصلا انگار با حفره ی داستانی گره خورده ، جلوه های ویژه و اکشن تابلو بود با بودجه ی زیر ۱۰۰ میلیون ساخته شدن ، ونوم تنها فیلم کمیک بوکی سال ۲۰۱۸ بود که جزو دسته ی “ضعیف” محسوب میشه.

    ۸-ددپول ۲ : من شاید از معدود کسایی بودم که قسمت اول ددپول هم واسم شخصا خیلی جذاب نبود، یعنی میدونید، بنظرم بیشتر بخاطر خاص بودنش موفق شد، چیزی ارایه داد که مخاطبین ندیده بودن، و خب ، اونقدرام از لحاظ سینمایی من شاهکار خاصی توش ندیدم ولی اون زمان که اکران شد خیلی ازش بت ساختن بنظرم. اثر خوبی بود بنظرم فقط. قسمت دوم فان تر، پر اکشن تر، پر جلوه تر ، همراه با بودجه ی بالاتر ساخته شد، و خب من شخصا پیشرفتی توش ندیدم اما پسرفتی هم ندیدم. صرفا کپی قسمت اول بود و همه چیزش شبیه قسمت اول بود.

    ۷- اکوامن : راستش اکوامن رو بار اول که دیدم خیلی ازش لذت بردم و اینقدر که بهترین فیلم دی سی ای یو تونستم بگم بهش، ولی ، خب با خودم گفتم نقدا و منتقدین که اشتباه نمیکنن، و بعد از چند بار دیدن متوجه شدم اره یه سری مشکلات داره، داستانی رو استفاده میکنه که قبلا زیاد دیده شده .حتی تو ژانر ابرقهرمانی قسمت اول ثور و بلک پنتر از این داستان Fish Out Of Water استفاده کردن. اما نمیتونم انکار کنم که اگر دنبال ایراد گرفتن نباشم ، اکوامن فیلمیه که واقعا سرگرم کنندس و حوصله ی شما یک ثانیه هم سر نمیره.و البته جلوه های ویژه هم حقیقتا خیلی جاها مصنوعی و کارتونی بود، برای فیلمی که ۲۰۰ میلیون بودجه برده، خیلی جلوه های ویژه ی بهتری انتظار میرفت.

    ۶-انت من و واسپ : خب، چیز زیادی در مورد این فیلم نیست که بگم. یه فیلم استاندارد و خوب عادی و همیشگی و سرگرم کننده ی مارولی .چیز خارقالعاده ای نیست . منتها شخصا فکر میکنم از قسمت اول خیلی بهتر بود . هیچکدوم جزو تاپ تن ام سی یو نیستن ، اما اگر به قسمت اول مثلا رتبه ی ۱۵ بدم به این فیلم رتبه ی ۱۲ میدم.ضمن اینکه، کسی انتظار دیدن یه شاهکار از یه فیلم انت من که کوچک ترین و جمع و جور ترین فرانچایز ماروله رو نداره. همین که یه داستان سرگرم کننده و فان ارایه داد و واکنش مثبت هوادارا و منتقدین و مردم رو به همراه داشت خودش کافیه.

    ۵- میدونم میدونم میدونم، سخته گفتنش، و خب ، اینجا نظرم مخالف اکثریت هست… اسپایدرمن : اینتو اسپایدرورس :

    خب ،این لیست شخصی منه و خب از نظر بنده ، اورریتد ترین اثر کمیک بوکی سال گذشته . خب ، به هیچ‌ وجه اثر بدی نیست یا متوسط هم نیست اما حقیقتا اصلا اون چیزی که ازش انتظار داشتم نبود. نمیدونم اینو دقیقا به چی میتونم مرتبط کنم و چرا ازش اصلا لذت نبردم . من راستش شخصا اصلا گرافیک کند و افکت های انیمیشن رو دوست نداشتم ، خیلی هم حوصله سربر بود واسم ، دیالوگ ها و منطق داستان هم عجیب بود، مثل اون تیکه ی اول فیلم که مایلز میره پیش دختره و دست میندازه رو شونش و بهش میگه “ Hey🥴” و خب اصلا در حد انتظارم نبود. ظاهرا کینگ پین هم خیلی بی منطق و بزرگ بود. و اصلا با ایده ی دکتر اختاپوس مونث موافق نیستم.

    ۴-بامبلبی :

    بهترین ترانسفورمرز ساخته شده… تنها فیلم ترانسفورمرز که به کرکتر های انسانش اهمیت میده . شما فیلم رو بخاطر ربات ها نمیبینی.

    ۳-سولو : ا استار وارز استوری.

    اندرریتد ترین فیلم سال ، سولو حکم گاردینز او د گلکسی رو برای استاروارز داره ، یه ماجراجویی فان و دیوانه وار با یه هفت تیر کش یاغی و دوستاش تو کیهان استاروارز . جلوه های ویژه محشر و داستان کاملا منسجم . شخصیت پردازی ها کاریزماتیک. علت عملکرد بدش تو باکس افیس هم شخصا فکر میکنم بخاطر نبود هریسون فورد بود، هیچکس نمیخواست یه فیلم از سولو بدون هریسون فورد ببینه . وگرنه اونطور که یه عده شلوغش میکنن ربطی به ضربه خوردن استاروارز و لست جدای و اینا نداره، استاروارز هنوزم همون غولیه که همیشه بوده و اینو “رایز او اسکای واکر” اخر امسال ثابت میکنه . به عنوان یه فن فرانچایز استاروارز نهایت لذت رو از سولو بردم. هرچند جزو بهترینای فرانچایز نیست و اتفاقا جزو بدترین هاست، ولی بازم خوب بود.

    ۲- اونجرز : اینفینتی وار

    نظر دادن در مورد اینفینیتی وار بنظرم خیلی نا جوان مردانه و نا عادلانه هس به دو دلیل

    اول : این فیلم یکم فیلم کامل نیست، نیمی از یک فیلمه، من شخصا فکر میکنم ۱۰ روز دیگه که اندگیم بیاد خیلی بهتر میتونم درمورد اینفینیتی وار نظر بدم.

    دوم : این فیلم خیلی وظیفش سنگین تر از یه فیلم کمیک بوکی عادی هست ، شما کلی داستانک برای کامل کردن داری ، کلی شخصیت برای پرداختن داری ، کلی مقدمه برای آینده باید بچینی ، و یه داستان و فیلمنامه و از همه مهم‌تر ویلین منسجم هم باید تحویل بدی. ساختن این فیلم سخت تره.

    ولی فکر میکنم ، جنگ بینهایت، با توجه به انتظار وحشتناک بالایی که ازش بود، تمام انتظارات رو برآورده کرد، درسته، هیچی نداشت که بگیم خیلی فراتر رفت از انتظارات . اما همون انتظاراتی که داشتیم رو کاملا برآورده کرد. حالا باز میگم بعد دیدن اندگیم خیلی جامع تر میشه نظر داد.

    ۱- و رتبه ی یک هم که بی شک… بدون نیاز به مقایسه … چندتا فیلم کمیک بوکی تو تاریخ میتونید نام ببرید ، که سه تا اسکار گرفته باشه، متاکریتیک ۸۸ گرفته و  ۹۷ درصد منتقدین راضی باشن ازش، یک میلیارد و چهارصد میلیون با وجود سولو بودنش فروش کرده باشه . چند تا فیلم کمیک بوکی با این ویژگی ها میشه نام برد تو تاریخ؟! شماره ی یک بهترین فیلم کمیکی سال میرسه به افتخار افرین ترین فیلم تاریخ مارول استودیوز و اثری که خود کوین فایگی هم قبول داره بهترین ساخته ی این کمپانیه…

    Wakanda Forever🙅🏿‍♂️

    …..

    خب این نظر من در رابطه با آثار کمیک بوکی سال کذشتس، و هنوزم سواله واسم چرا ونوم رو رتبه ی اخر لیست نزاشتید؟!

    1. ارشیا بشیری می گوید

      ونوم اصلاً توی لیست نیست. لیست ما ۱۰ تایی ئه. رتبه بندی هامون هم چیده شده.
      ضمن اینکه ما قراره برترین اقتباس های کمیک بوکی رو معرفی کنیم. نه اینکه بیاییم هر فیلمی که منتشر شده رو رتبه بندی کنیم. این کار که خیلی مسخره است. فیلمی که بدرد نمیخوره رو واسه چی بیاییم بررسی کنیم و در موردش مقاله بنویسیم؟
      ونوم اصلاً ارزش سینمایی نداره. فقط برای سرگرمی یه بار ببینید کافیه.

      پ.ن: ممنون از تشکر، ولی من به شخصه کاری نکردم، نوشته ها مال آقا عادل و آقای مرادی بود. من فقط وظیفه تدوین و ویرایش متن رو برعهده داشتم و کار های فنی دیگه
      ایشالا توی قسمت دوم در خدمتم

  6. Captain Steve Lover می گوید

    من شخصا یه مورد در رابطه با این بحث ددپول ۲ بگم .

    ببینید دوستان ، متاسفانه چیزی که الان خیلی رایج شده تو سینما و سریال ها ، اینه که برای خندوندن بیننده از جوک ها +۱۸ و حرف های رکیک استفاده میکنن . این کار فوقالعاده اشتباهه. ببینید “هنر کمدی” یعنی چی؟! شما برید جیم کری و فیلم هاش رو نگاه کنید ، اصلا قیافه ی این بشر خنده داره . هنر کمدی اینه که بدون گفتن حرف های رکیک و شوخی ها زشت و زننده و +۱۸ ، و‌ تنها با نحوه ی بازیگری بازیگرا و اتفاقاتی که برای کرکتر ها میفته توی فیلم بیننده رو بخندونی . چیزی که من در ژانر ابرقهرمانی فقط در فیلم های “ثور رگنوراک “ و “شزم” دیدم . هنر و استعداد کمدی اینه .

    فیلمی که می‌خواد بخندونه باید لحن و استایل خنده دار و کمدی داشته باشه. باید از ریشه و بیخ و بن اصلا انرژی مثبت ازش بباره و به بیننده حس خوب بده . متاسفانه توی سینمای کمیک بوکی چند سال اخیر آثاری مثل ددپول و محافظان کهکشان صرفا با تکیه کردن بر حرف فحش و حرف رکیک سعی در خندوندن بیننده داشتن و خب این اشتباهه . شما برید ثور رگنوراک و شزم رو ببینید ، میفهمید چقدر خوب و زیبا میشه هنر واقعی کمدی رو به تصویر کشید تو سینمای ابرقهرمانی . دیگه جدیت و جاه طلبی های بیخود کنار ، باید فروتن باشی واسه سرگرم کردن بیننده . نه که بیای چهار تا فحش و حرف زشت و کمدی سیاه وارد فیلم بکنی و اسمشو بزاری فان.

    1. علی زراعت می گوید

      فکر کنم سریال ها هم جزو اقتباس ها تو این لیست باشن برا همین ونوم رو حساب نکردن اما خدایی بار طنز محافظین کهکشان مخصوصا قسمت اول از کل فیلم ها کمیکی بیشتر هست. شزم که من ندیدم ولی جیمز گان یه چیز دیگست. حالا ددپول رو کاری ندارم ولی محافظین کهکشان لحنش کمدی واقعی بود طوری که خیلی جاها قشنگ رگناروک سبکش رو استفاده کرد. خود کارگردان رگناروک رفیق فابریک جیمز گان فکر کنم هست. از نظرم طنز مثبت هجده هیچ مشکلی نداره. یه جورایی از بیشتر طنز ها mcu هزار برابر بهتر هست.

      1. علی زراعت می گوید

        حواسم نبود چون نمیشه ادیت کرد کامنت رو. سریال ها جزو لیست حساب نمیشن. پس احتمالا انیمیشن سوپرمن شاید باشه تو لیست. یا انیمیشن کنستانتین (که اونم من حال نکردم) چون در قالب فیلم هم ارائه شد. یا شاید هم انیمیشن جوخه خودکشی. و بقیه لیست هم احتمالا اسپایدرمن و اینفینیتی وار و بلک پنتر باشن. چون من استار وارز رو حساب نکردم.

    2. ارشیا بشیری می گوید

      آقای استیو لاور، همون راگناروک که سنگش رو به سینه میزنید، اگه محافظین کهکشان نبود یه چیزی مثل The Dark World و ثور ۱ می شد؛ چون غیرممکن بود مارول استودیوز ریسک کنه و از ثور کمدی در بیاره.
      ضمن اینکه راگناروک کمدی نیست، بلکه مسخره بازیه. اتفاقاً کمدی واقعی همون محافظین کهکشانه که هم با متکی بر شخصیت هاش و هم با دیالوگ های خنده‌دار تونست مخاطب رو راضی نگه داره و البته پتانسیلش هم توی شخصیت ها و داستانش بود.
      راگناروک، تاریک ترین داستان ثوره، هم خود ثور (با توجه به فیلم های قبلی مارول) و هم داستانی که اقتباس کردن پتانسیل کمدی نداشت. واسه همین اومدن این پتانسیل رو خلق کردن؛ چطوری؟ با گند زدن به تمام صحنه های حماسی فیلم و جوک ساختن از دل این صحنه ها… ولی محافظین کهکشان مسخره بازی بود، واقعاً کمدی بود و بخش حماسی و ابرقهرمانی خودش رو هم حفظ کرده بود، مثل ثور پتانسیل ها رو حروم نکرد. توی محافظین کهکشان هر جا نیاز بود داستان حماسی باشه، حماسی بود؛ هر جا لازم بود فان باشه، جوک ها و لحظات خنده‌دار خودش رو داشت. با عرض پوزش ولی راگناروک رو دارید الکی گنده می کنید.

      1. Captain Steve Lover می گوید

        نه ببینید جناب بشیری عزیز، من میگم این کار بی استعدادی کارگردان رو میرسونه که بخواد صرفا با تکیه بر دیالوگ های رکیک یا +۱۸ بیننده رو بخندونه یا با فحش های کرکتر ها.

        ببینید رگنوراک فیلمی بود که سکانس فان نداشت، کلا کمدی بود، از بیخ و بن و ریشه کمدی بود. اصلا قیافه ی کرکترا و بازیگرا توش خنده داره، رفتار کرکترا توش خنده داره، ازش انرژی میباره، فیلمیه که خب اصلا ساخته شده واسه خنده . کلا در ژانر کمدی قرار داره. و خب یادمون نره این فیلم بهرحال ثور رو از لحاظ محبوبیت نجات داد یجورایی. ببینید اون سکانس کو ثور داره خیلی جدی میگه “من میرم پی مشکلاتم و حلشون میکنم” و بعد یه توپ رو پرت میکنه و برمیگرده میخوره به سرش. اون سکانس که ثور هالک رو میبینه و میکه Yesssss He Is a friend from work ، یا اون سکانس که لوکی و ثور همدیگه رو میبینن و لوکی میگه I’ve Never Seen This man In My Life.

        ببینید رگنوراک یه فیلم تماما کمدیه، اصلا از ریخت و ظاهر کرکترا خنده میریزه. لحن فیلم خنده داره تماما از اول تا اخر. بزرگترین نقطه ی قوتش اینه که “فکر میکنه ابرقهرمانان مضحک هستن و مسخرشون میکنه” . فیلمی نیست که مثلا بگیم وسطش چندتا سکانس فان داشت. نه کلا در ژانر کمدی قرار داره.

  7. آرمان صفا می گوید

    من فقط یه چیز مهم رو بگم در مورد اقتباس های کمیکی که خیلی جاها شنیدم.

    اونم اینه که چون هوادارای کمیک بوک درصد کمی رو تشکلی میدن (۱۰ درصد). خیلی جاها نظر کلی تماشاگر ها مهمه حتی اگه اون درصد کوچک کمیک خون راضی نباشند از اقتباس مورد نظر.

    به نظر من دی سی و مارول جفتشون از هر لحاظ مدیون هوادارای کمیک بوک هستند. در واقع بدهکار این گروهند.

    زمانی که کمیک و کمیک خوانی بچه بازی حساب میشد این طرفدارای کمیک بوک بوک بودند که این صنعت رو نگه داشتند نه طرفدار فیلم های سینمایی. این ها اگه نبودند جفت کمپانی ها با مجموع نویسنده ها و طراحاشون باید میرفتند غاز چرونی. اینه که در وهله ی اول راضی کردن طرفدارای کمیک بوک باید براشون در اولویت باشه. اینا نبودند کمیکی هم نبودند که ازش فیلمی ساخته شه. از لحاظ اخلاقی مدیون کمیک خوان هان ها هستند جفت کمپانی ها. نمیشه گفت حالا که پولدار شدند و خرشون از پل گذشت هر غلطی خواستند با شخصیت ها بکنند.

    فیلم بتمن علیه سوپرمن اگه با همین شخصیت پردازی ۱٫۵ میلیارد هم میفروخت و امتیاز خوبی هم میگرفت از منتقدا، باز هم دی سی کامیکس موظف بود که گندکاری هایی که سر شخصیت ها درآورده رو درست می کرد.

    چون سوپرمن و بتمن رو کمیک خوان ها سوپرمن و بتمن کردند.

    بحث راگناروک هم که ارشیا میکنه درسته. قطعا میتونستن هم هوادارا رو راضی کنند و هم طرفدارای کمیک بوک رو.

    ثور ۳ بی تعارف فیلم خوب و سرگرم کننده ای بود. فروش ونظر منتقدا هم تایید میکنه. ولی گند زد به بعضی از شخصیت ها. به نظر من این نسخه هیچ ربطی به هالک دنیای کمیک نداشت.

    1. Captain Steve Lover می گوید

      نه ببینید بحث سر این نیست که فیلم خوب یا بده. بحث اینه که استعداد و هنر کمدی چیه. چطور میشه کمدی واقعی رو به نمایش داد. من شخصا مخالف شوخی های جنسی یا حرفای رکیک و +۱۸ هستم. بنظرم آثار سینمایی کلا(نه فقط کمیک بوکی) باید با استفاده از رفتار کرکترا توی فیلم و اتفاقاتی که براشون میفته و بازی بازیگرا بیننده رو بخندونن. ٫ تا این لحظه هم این “هنر خلاقانه ی کمدی” رو فقط در رگنوراک و شزم دیدم (بین فیلمای کمیکی).

  8. Captain Steve Lover می گوید

    فکر میکنم یه اشتباهی پیش اومده ، دوستان من، من نگفتم رگنوراک یه شاهکاره یا بهترین فیلم ماروله یا … من اصلا کاری با فیلمش ندارم. رگنوراک یه فیلم خوب در حد رتبه ی ۹ یا ۸ ماروله. ولی بحث سر کمدیشه. من صرفا فقط دارم در مورد “کمدی” خوبش که قطعا بین فیلمای کمیک بوکی خنده دار ترین و هنری ترین کمدی بوده حرف میزدم. نه کل فیلم. بحث سر شوخی ها و کمدی فیلم هست

  9. Alireza می گوید

    خب از نظر من فیلم آکوامن به مراتب فیلم بهتری از مرد مورچه‌ای و واسپه ، هر وقت آکوامن امد تقریبا تمام کاربرا درموردش نظر دادن و بعضی‌ها  تا توانستن ازش ایراد درآوردن اما هر وقت مرد مورچه‌ای و واسپ امد ازش ایراد زیادی گرفته نشد فقط همان ویلنش بیشتر نقد شد (چون واقعا یه ویلن ضعیف بود ). بنظرم تمام نکات مثبت فیلم داخل پل راد(مرد مورچه‌ای )و رابطه‌اش با دخترش (البته این یکی تقریبا خوب)و بعضی صحنه‌ها کمدی بود به جز اینها میشه به فیلم کلی ایراد گرفت . ایرادعلمی اول که از فیلم اول تا الآن براش توضیح خوبی داده نشد قدرت مردمورچه‌ای موقعی که کوچیکه هست که براش گفتن ذرات سازنده بندش (اتم‌ها ) از هم فاصله میگیرن ولی این بدترین توضیحه ممکنه چرا؟چون اگه بزرگ بشه مثل یه بادکنک به آسمان میره ولی خب میگیریم که هر وقت بزرگ میشه وزنش و قدرتش هم بیشتر میشه و هر وقت هم کوچیک میشه همین اتفاق برعکس رخ بده خب در ان صورت هم باز ایراد داره چون اگه کوچیک بشه باید قدرتش هم کم بشه ولی انقدر زور داره که یه مرد رو پرت کنه!ایراد دوم هم دنیا کوانتومیه داخل فیلم قبلی گفته شد که اگه واردش بشی مکان و زمان توش معنا نداره ولی داخل اینجا هر دوتاش معنا داره زن پورفسور (اسماشون یادم رفته:-\ )هم پیر شده و هم مکان دقیقی توانسته ارائه بده. بعد داخل دنیا خرس‌های(سرسوزنی!) همه چیز رنگارنگه که داده‌های علمی میگه یه همچین چیزی نیست و تمام اینها باعث میشه که مخاطب این دنیاهارو خیلی خیالی فکر کنه ،این نشان میده که کارگردان  از زیست شناسان و فیزیکدان‌های با سواد استفاده نکرده اگه استفاده میکرد فیلم بهتری میشد اینها ایراد‌های علمیه فیلم بود که من توانستم گرفتم(دیگه دانشمندها واقعی کوانتوم چقدر ایراد علمی بگیرن )بقیه ایرادها هم برای خیلی‌ها آشکاره و نیازی نیست بنویسم‌ و متن رو طولانی کنم 🙂 .

    1. آرمان صفا می گوید

      ایراداتی که گفتی جز بخش ویلن فیلم که ایراد سینمایی نیست.

      چیزای کاملا تخیلی رو که نمیان علمی بررسی کنند.

      همین استفاده کردن بتمن از grapple  یا تار زدن اسپایدرمن قوانین فیزیک رو نقض  میکنند. یعنی  تمام آسمون هم  مسقف بود باز اینا نمیتونستن مثل آب خوردن جابه جا بشن.

      یا تغییرژن داخل ایکس من که طرف بتونه هوارو کنترل کنه یا میدان مغناطیسی

      حرفی بوداااااا

    2. آرمان صفا می گوید

      آکوامن به مراتب فیلم ضعیف تری بود از انتمن و مایه آبروریزی بود برا دی سی و دلیلش هم بار ها گفتم

  10. Arash Moradi می گوید

    دوستان عزیز … لازم هست که اینجا به چند نکته اشاره داشته باشم

    قبل از هرچیز بهتر هست تفاوت دو ژانر فانتزی و علمی تخیلی رو بدونید تا دیدتون به این موضوع مقداری بهتر بشه

    در مطالعات ژانری که بحث گسترده ای هم هست ، تعاریف گوناگونی برای هر ژانر آورده شده که از نظر من اکثر اون تعاریف یا دقیق نیستند و یا بیش از حد توضیح داده شده براشون و ذهن مخاطب رو مقداری آشفته میکنن

    قبل از هرچیز باید بگم که جهان داستانی چیه ؛ به تمام رویداد ها و اتفاقاتی که در داستان روایت میشن جهان داستانی فیلم میگن

    به هر حال ، ژانر علمی – تخیلی و وحشت و فانتزی رو بسیاری از هم تشخیص نمیدن ؛ علمی – تخیلی گونه ای از فیلمها هستند که در جهان داستانی خودشون همچنان پایبند به داده های علمی هستند اما به مواردی میپردازن که در علم امروزی هنوز پرداخت مناسبی بهش نشده و یا پیشرفت تکنولوژی در اون موضوع به حد لازم نرسیده ؛ مثل موضوع سفر در زمان ، سیاهچاله فضایی و کلا چیز های مجهولی که در این باره وجود داره

    البته گاهی هم در فیلمهای علمی – تخیلی شاهد جهان داستانی هستیم که در اون ، پیشرفت تکنولوژی بسیار فراتر از حد تصور ما هست و همچنین بعضی اوقات هم موضوع داستان تئوری های علمی هست. نکته ای که در این ژانر وجود داره اینه که داستان نویسان میتونن از لحاظ علمی اتفاقات رو توضیح بدن و بسته به توانشون و همچنین موضوع مذکور ، میتونن توضیح خیلی کوتاه و یا گاهی هم بیشتر از همنواعان خودشون ارائه بدن (در حالت اول برخی از فیلمهای ابرقهرمانی رو میشه مثال زد و حالت دوم هم فیلم میان ستاره ای مثال خوبیه )

    در کل چیزی که اهمیت داره اینه که نویسنده اگر توضیحی داد ، درصورت لزوم باید با عالمان موضوع مربوطه حرف بزنه و مشاوره بگیره … و در صورت وجود خطای علمی و یا منطقیِ فاحش که همه ردش کنن ، میشه یکی از ضعف های فیلمنامه هر چند کوچکه ولی بسته به هنر سازندگان و موضوع مربوطه ، این ایراد میتونه بسیار ریز باشه و به چشم نیاد و یا میتونه باعث لطمه به داستان بشه

    پس اقای علیرضا اگر حرف شما درست باشه که من اطلاعی از موارد علمیش ندارم ؛ نهایتا میشه اون رو به عنوان ضعف کوچکی از فیلمنامه شمرد چون کمتر کسی بهش توجه میکنه و نه اونطوری که شما روش مانور دادید

    و اما ژانر فانتزی ؛ در این ژانر غالبا تمرکز بر روی اتفاقات و یا شخصیت های افسانه ای و ماورایی هست که لازمه این ژانر این است که منطق جهان داستانی کاملا جدا از منطق جهان واقعی هست و اکثرا گرفتن ایراد علمی و یا منطقی از اینگونه فیلمها اشتباه هست (مثل فیلم آکوامن یا واندرومن، یا به عنوان مثال بهتر، سریال بازی تاج و تخت)

    آقا آرمان من اینجا یه موضوع هم خدمتتون بگم … بالاتر هم پرسیدم اما جواب ندادید … ظاهرا تعریف و شناخت شما از بررسی یک فیلم اشتباه هست و به این موضوع هم باید بعدا بپردازیم که در صورت وجود مشکل ، حلش کنیم

    انشاالله اگر عمری باقی موند و قسمت شد ، ممکنه در آینده در طی مقاله ای جامع به اکثر ابهامات و موضوعات دیگری که در تحلیل فیلمهای ابرقهرمانی هست ( چه در بطن داستان و چه در فرایند ساخت ) ، پاسخ داده بشه و بررسی شن

    1. آرمان صفا می گوید

      سلام عذر خواهی میکنم

      چون فرموده بودید یه جا که فیلم رو ندیدید، فکر کردم جواب همونه و اون یکی نظرتون رو ندیدم.

      منظورم موارد مختلفیه که یک منتقد سینما کیفیت فیلم رو بررسی میکنه. مثل بازیگری و فیلم نامه و داستان و کارگردانی و فیلم برداری و غیره.

      از این نقطه نظر خواستم بدونم کدوم فیلم بهتره که فرمودید نگاه نکردید هنوز

      آثار ابرقهرمانی هم فانتزی حساب میشن یعنی برا خیلی ابرقهرمان ها نمیشه چیزی نزدیک به منطق علمی استفاده کرد.

       

      1. Arash Moradi می گوید

        خواهش میکنم … مشکلی نیست

        خیر نمیشه گفت که همه اثار ابرقهرمانی فانتزی هستن … چون هرکدوم ژانر مربوط به خودشون رو دارن

        راجب موضوع بررسی فیلم … شاید اینجا اسپم بشه و بهتر باشه که توی جیمیل بحثشو بکنیم چون به موضوع سایت نمیخوره

        در هر حال

        من دقت کردم شما چند بار ذکر کردین در کامنت های مختلف … که ظاهرا باور دارین به این مسئله که نقد سینمایی جدا از سایر وجه های مربوط به بررسی فیلم هست

        مگر فیلم رو میشه از نقطه نظر دیگه ای هم بررسی کرد ؟

        1. آرمان صفا می گوید

          نه قطعا نمیشه
          ولی فیلم های کمیک بوکی رو از لحاظ وفاداری به منبع اقتباس هم بررسی میکنند
          یا وفاداری ذات کاراکتر به دنیای کمیک
           
          که این کاررو منتقد شاید مدنظر قرار نده

          1. Arash Moradi می گوید

            خیر

            در تحلیل و بررسی جامع ، هم نگرش بوطیقایی و هم نگرش برون رشته ای بررسی میشه

            منظور این هست که هر آنچه که در خود فیلم وجود داره بررسی میشه ؛ و همچنین هرآنچه در فیلم وجود نداره و مبتنی بر زمینه هست هم بررسی میشه ( وفاداری به منبع ، تاثیر در جامعه ، مطالعات ژانری ، مقایسه و…. )

             

            البته گاهی هم هر کدام رو بصورت مجزا در نقد های تخصصی و همجنین نقد های مبتنی بر زمینه بررسی میشن

            اما از نظر من این دو نگرش با هم همدیگه رو کامل میکنن و باید به هر دو پرداخته بشه

          2. Arash Moradi می گوید

            در هر حال منتقدینی که امتیاز میدن به فیلمها ، باید به هر دو موضوع بپردازن

  11. Deadpool می گوید

    مقاله بسیار خوبی بود.خسته نباشید.بی صبرانه منتظر قسمت دومم که حدس میزنم انیمیشن اسپایدرمن رتبه اول رو داشته باشه.ددپول ۲ درسته از قسمت یک پایین تر بود اما باز هم خوب و جذاب بود.به نظر من از انت من ۲ خیلی بهتر بود.کلا از فیلمها انت من خوشم نمیاد.لوس و بیمزن.حتی آکوامن هم با تمام مشکلاتش بهتر انت من بود.ولی بامبلبی خیلی خوب بود و بهترین فیلم این لیست به نظرم.

  12. Deadpool می گوید

    آقای بشیری معذرت میخوام انگار اشتباهی شده.بامبلبی از رو کمیک ساخته نشده.من تو اینترنت گشتم یه بامبلبی هست یه زنیه تبدیل به زنبور میشه مال دی سیه و ربطی به این بامبلبی نداره

    1. ارشیا بشیری می گوید

      موضوع اینه که تعداد زیادی از عناوین و کمیک های تبدیل شوندگان (Transformers) از انتشارات IDW نوشته و چاپ شده.
      چندین ولوم و سری های مختلف هم دارن. این ربات زرده هم که می بینید و اسمش بامبلبی ئه توی اون سری ها حضور داشته.

      اون بامبلبی که شما میگی در واقع یه کپی از روی واسپِ ماروله و یه زمانی توی کمیک های تین تایتانز حضور داشت. (توی انیمیشن سریالی یانگ جاستیس هم حضور داره)

      امیدوارم منظورو رسونده باشم.

  13. Deadpool می گوید

    آها.متوجه شدم.پس اشتباه از من بود شرمنده.مرسی بابت توضیحتون

ارسال یک پاسخ

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلا - فروش ویلا - ویلا شمال