پروژه ۲۰۱۸: برترین عناوین دی سی در سالی که گذشت

برای باری دیگر، امسال نیز همانند سنت پارسالِ کمیک اسکواد، قصد داریم با آغاز ماه فوریه، به معرفی بهترین های سال گذشته یعنی سال ۲۰۱۸ بپردازیم. پس سلسله مقالات ۲۰۱۸ را آغاز می کنیم که اولین مقاله‌ی آن مربوط به برترین کمیک ها یا رمان های گرافیکی انتشارات دی سی در سال گذشته می باشد.

انتشارات دی سی در سال ۲۰۱۸ با عناوین متنوع و با کیفیت خود، عملاً کولاک کرد و سالی پر بار را برای آثار کمیک بوکی رقم زد. اگر چه خیلی از عناوین این کمپانی، در واقع مقدمه یا پیش زمینه‌ای بر عناوین امسال یعنی ۲۰۱۹ بودند اما در بسیاری از همین عناوین، آثاری پیدا می شوند که مسیر دنیای کمیک های دی سی را عوض کرده‌اند و با قدرت تمام دارند مسیر پیشرفت را بواسطه‌ی نویسندگان و طراحانشان ادامه می دهند.

متاسفانه از آنجایی که بسیاری از عناوین سال ۲۰۱۸، تکمیل شده یا به حد نصاب رسیده نبودند، بنابراین این لیست فاقد بسیاری از آن ها، از جمله رویداد قهرمانان در بحران، سری جدید Young Justice، سری فانوس سبز از گرنت موریسون، رمان گرافیکیِ بتمن: نفرین شده و… می باشد. اما هنوز هم در این مقاله، لیستی از مهم ترین و تاثیرگذار ترین عناوین سال دی سی را مشاهده خواهید کرد که مطمئناً شکی در عالی بودن و البته برترین بودن آن ها وارد نیست.


۵ – Superman/Action Comics

برترین عناوین دی سی در سال 2018 - سری سوپرمن و کمیک های اکشن

سوپرمن (جلد اول: The Unity Saga: Phantom Earth) | کمیک های اکشن (جلد اول: Invisible Mafia)

نویسنده: برایان مایکل بندیس

طراحان: ایوان ریس (سریِ سوپرمن)، پاتریک گلیسون و رایان سوک (سریِ کمیک های اکشن)

منتقد اسکواد: آرمان صفا

«Bendis is coming»، جمله‌ای که بسیاری از طرفداران دی سی را به وجد آورد. برایان مایکل بندیس، نویسنده‌ی افسانه‌ای مارول کامیکس، سال گذشته به دی سی کوچ کرد و این امکان را پیدا کرد تا در کمپانی رقیب ایده هایش را پیاده کند. او کار خود را با قهرمانی که بیشتر از همه مجذوبش می کرد آغاز کرد؛ یعنی سوپرمن! به لطف کسانی  که در دو سال ابتدایی سری تولدی دوباره، نویسندگی کمیک های Superman و Action Comics را بر عهده داشتند (یعنی توماسی، گلیسون و جورگنزسوپرمن یکی از طلایی ترین دوران خود را سپری کرد؛ دورانی که تحسین طرفداران و منتقدین را به همراه داشت. توقع بالای هواداران که از موفقیت این دوره ناشی می شد، کار را برای بندیس بسیار سخت تر کرد، اما او تا به اینجا نشان داده است که به خوبی می تواند از عهده‌ی این مسئولیت سنگین بر آید.

با وجود این که هر دو عنوان ذکر شده، داستان های یک ابرقهرمان را بیان می کنند، اما بندیس با تمایز وجه سوپرمن از کلارک کنت، موفق به ایجاد تفاوت بسیار آشکاری بین این دو عنوان شده است. برخلاف داستان های سریِ سوپرمن که تنها به زندگی ابرقهرمانی کلارک کنت می پردازند، سریِ کمیک های اکشن بر زندگی شغلی و شخصی کلارک کنت در شهر متروپلیس تمرکز دارد. بندیس با این کار به نگرانی هواداران پایان داد و نشان داد که ادامه دهنده‌ی میراثِ نویسندگان قبلی است.

اما کماکان مهم ترین دستاورد بندیس، در خلق شخصیت های جدید برای دنیای سوپرمن نهفته است. برای مثال، دو ویلن جدیدی که او خلق کرده است، یعنی روگول زار و ابر قرمز، برخلاف بسیاری از شخصیت های خلق شده در سال­ های اخیر، نه کلیشه‌ای هستند و نه تک بعدی؛ بلکه شخصیت های مکملی هستند که پا به پای قهرمان اصلی داستان پیش می روند و اهمیت خود را در داستان ثابت می کنند. خلق آن ها، راه را برای گسترش دنیای سوپرمن و خلق داستان های موفق برای او هموار تر می کند. ضمن این که بندیس در این دو سری توانست با ظرافت و هنرمندی تمام از اکثر شخصیت های همراه کمیک های سوپرمن از جمله لوییز لین، پری وایت، جیمی اولسن و اعضای لیگ عدالت به درستی استفاده کند.

با این حال، تنها دلیلی که این رتبه را به این دو سری اختصاص داده‌ایم این است که تا پایان سال ۲۰۱۸، تنها شش کمیک از هر دو عنوان منتشر شده و هیچ کدام از دو آرک داستانی که برای این دو سری ذکر شده‌اند، به طور کامل به پایان نرسیده‌اند. هنوز سوال های بسیاری وجود دارند که به آن ها جوابی داده نشده است، از جمله: سرانجام خانواده‌ی کنت چه می شود؟ دلیل اساسی نفرت روگول زار از اهالی کریپتون چیست؟ و گروه Invisible Mafia (مافیای مخفی) با خرید روزنامه‌ی دیلی پلنت چه هدفی را دنبال می کنند؟

 به هر حال با روندی که این دو سری در حال طی کردن هستند، بعید نیست که سال دیگر رتبه‌ی بهتری را به خود اختصاص دهند.


 ۴ – Swamp-Thing: Winter Special

برترین عناوین دی سی در سال 2018 - سوامپ ثینگ: ویژه نامه زمستان

سوامپ ثینگ – ویژه‌نامه‌ فصل زمستان (تک جلدی: گفتگوی قدیسان)

نویسنده: تام کینگ

طراح: جیسون فابوک

منتقد اسکواد: ارشیا بشیری

تام کینگ، نویسنده‌ای‌ست که بارها ثابت کرده است در داستان سرایی و روایت های باطن گرایانه، حرف های زیادی برای گفتن دارد. این نویسنده، به مناسبت بزرگداشتِ مرگ لن وین که خالق سوامپ ثینگ و تعداد بسیاری از شخصیت های معروف دیگر از جمله ولورین می باشد، فرصت را غنیمت دانست و در کنار جیسون فابوک، داستانی را خلق کرد که با روایت تاثیرگذارش توانست منطق هیولا بودن را طور دیگری شرح دهد.

داستان با گفتگوی قدیسان شروع می شود. دو قدیس، منسوب به ماهیت هایی که از بدو تولد متضاد یکدیگر بوده‌اند اما این بار همسفرِ هم هستند. قدیسی منسوب به سبزیِ طبیعت، قدیسی دیگر منسوب به سفیدیِ برف، که اولی خود را هیولا می پندارد اما دومی می خواهد که هم خود و هم همراه خود را از منطق هیولا بودن تبرئه کند.

ترکیب تام کینگ با جیسون فابوک، یعنی این دیالوگ های آمیخته با آگراماتیسم (اختلال دستورپریشی) و آلزایمر با آن طراحی های نافذ و چهره های گیرا، داستانِ دو هیولایی را بیان می کند که یکی با یقین و یکی با انکار، این منطق را باور یا رد می کنند اما در حین این گفتگو درصدد اند تا ماورای این منطق، انسانیتی که ممکن است وجود داشته باشد را پیدا کنند. درصدد اند بفهمند آیا هیولایی می تواند یک پدر باشد و پدری کند؟ یا هیولایی می تواند یک پسر باشد و پسری کند؟ و آیا اثبات این موضوع می تواند باطن را بر منطق دلالت می دهد؟ اما شاید هم نه، زیرا این فقط برای یک هیولا صدق کند، برای انسان ها، هیولا بودن در ظاهر بیان می شود.

تام کینگ و جیسون فابوک با این داستان اثبات می کنند که منطقِ هیولا در ظاهر و عمل وجود خارجی ندارد، زیرا هیولایی مانند سوامپ ثینگ هم می تواند برای انسانیتش تلاش کند و بجنگد، اما این را هم ثابت می کنند که در نهایت، تنها چیزی که انسانیت را شکست می دهد، خود انسانیت است. بعد از خواندن این داستان، دیگر نیازی نیست برای بهانه یا انکاری چیزی به دنبال هیولای پایین تخت یا داخل کمدتان بگردید، صرفا لازم است برای مدتی به آیینه خیره شوید.


۳ – Doomsday Clock

برترین عناوین دی سی در سال 2018 - کمیک ساعت قیامت

ساعت قیامت (سری محدود: شماره ۳-۸)

نویسنده: جف جانز

طراح: گری فرانک

منتقد اسکواد: آرمان صفا

دوسال پیش در عنوان تک قسمتی جهان دی سی: تولدی دوباره مشخص شد که دکتر منهتن مسئول خلق دنیای New 52 و تغییر تاریخچه‌ی دی سی است. در رویداد ساعت قیامت نیز مشخص شد که او پس از حوادث داستان نگهبانان به دنیای دی سی آمده است و به دلایلی سعی در تغییر این دنیا دارد؛ اما زمانی که به اتفاقات آینده می نگرد، سوپرمن را می بیند که با خشم و عصبانیت به سمت او حمله‌ور می شود و بعد از آن دیگر هیچ چیزی برای او قابل رویت نیست. ترس و کنجکاوی او از این مسئله این سوال را مطرح می کند که آیا سوپرمن او را از بین می برد و یا این خود اوست که کل جهان دی سی را به نابودی می کشاند؟ از طرفی دیگر در این داستان، آمریکا متهم به خلق  ارتشی از فراانسان ها شده است؛ فرضیه‌ای که به تئوری سوپرمن شهرت دارد و کل دنیای دی سی را در آستانه‌ی جنگ قرار داده است. اینکه هدف منتهن از تغییر تاریخ دی سی چه بوده یا اینکه سرانجام دنیای دی سی چه می شود؛ پرسش های مهمی هستند که برای رسیدن به پاسخ شان باید تا تابستان سال آینده و انتشار چهار شماره‌ی پایانی این رویداد صبر کنیم.

با این حال ساعت قیامت تا به اینجا کمتر از انتظار طرفداران ظاهر شده است. گردهمایی شخصیت های فوق العاده‌ی دنیای واچمن و دی سی یونیورس و البته استفاده از دیالوگ های سنگین، تضمینی بر خلق یک رویداد یا داستان شاهکار نیست. رویدادی که قرار بود احیا کننده و روایت گر تاریخ دی سی باشد، از کمبود اشارات و نپرداختن به گذشته‌ی از دست رفته‌اش، رنج می برد. از دیگر ایراد هایی که می توان به این رویداد دوازده قسمتی گرفت، پیشروی بسیار کند داستان اصلی و خلق شخصیت های جدیدی (مانند مایم و ماریونت) می باشد که هیچ شباهتی با دنیای واقع گرایانه‌ی واچمن ندارند.

با این حال اشتباه برداشت نکنید. ساعت قیامت داستان بسیار خوبی را روایت می کند و بی شک مهم ترین رویداد در حال انتشار دی سی و یکی از با کیفیت ترین کمیک های در حال انتشار هست. اما ایرادات ذکر شده، مقام او را از یک شاهکار به یک داستان خوب و عامه پسند تقلیل داده‌اند. تنها بخشِ این کمیک که می توان آن را لایق واژه‌ی شاهکار دانست، طراحی استثنایی گری فرانک است که به خوبی توانسته حال و هوای دنیای تاریک واچمن و فضای سنگینِ کمیک ساعت قیامت را به خواننده منتقل کند.

هنوز چهار شماره از این رویداد حیاتیِ دنیای دی سی باقی مانده و بهتر است قضاوت کلی در مورد آن را به سال آینده موکول کنیم.


۲ – Justice League

برترین عناوین دی سی در سال 2018 - سری جدید لیگ عدالت

لیگ عدالت (جلد اول: The Totality) + لیگ عدالت (شماره ۹)

نویسنده: اسکات اسنایدر

طراح: جیم چانگ و جورج خیمنز

منتقد اسکواد: آرمان صفا

لیگ عدالت از جمله کمیک های دوره‌ی New 52 بود که به لطف نویسندگی جف جانز، نیاز خاصی به احیا شدن یا به عبارتی تولدی دوباره (Rebirth) نداشت. انتظار می رفت پس از تولدی دوباره، که نوید بازگشت دی سی به سال های درخشانش را می داد، داستان های این گروه دوست داشتنی نیز به روند رو به رشد خود ادامه دهند؛ اما هر دو نویسنده‌ای که پس از رخ دادن ریبرث، نوشتنِ داستان های این تیم را به عهده گرفتند (برایان هیچ و کریستوفر پریست) نتوانستند داستان در خوری را برای این گروه بنویسند و کمیک های لیگ عدالت را وارد یک بحران تازه کردند؛ طوری که داستان های این گروه، یکی از ضعیف ترین دوره های خود را سپری کرد.

اسکات اسنایدر که پس از نوشتن داستان های فوق العاده‌اش برای بتمن (در New 52)، تبدیل به یکی از مهم ترین و پرفروش ترین نویسنده های حاضر در دی سی کامیکس شده بود، سال پیش با رویداد متال، تسلط خود را در نوشتن داستان های تیمی نیز ثابت کرد. اسنایدر پس از رویداد متال، سکان هدایت لیگ عدالت را به عهده گرفت و بالاخره پس از دو سال، سری کمیکِ مهم ترین گروه دی سی به روز های خوبش بازگشت.

در پایان رویداد متال دیدیم که اعضای لیگ برای خارج کردن زمین از مالتی ورس تاریک، از فلز دهم استفاده کردند و با این کار در دیوار منبع (Source Wall) که یک دیوار مرموز در مرز مالتی ورس است، شکاف ایجاد شد؛ شکافی که راه دنیای دی سی را به جهانی از نیروهای ناشناخته که پشت این دیوار قرار دارند، باز کرد و مالتی ورس را در خطر نابودی قرار داد.

در نخستین آرک این سری Justice League، یک منبع نیروی ناشناخته که اعضای لیگ آن را توتالیتی (کلیّت) می نامند، از رخنه‌ی ایجاد شده در دیوار منبع وارد دنیای دی سی می شود و به زمین برخورد می کند؛ نیروی ناشناخته‌ای که هر کس با آن را لمس می کرد، تبدیل به موجود دیگری می شد. قهرمانانِ لیگ عدالت سعی دارند با کنترل و دسترسی مستقیم به این نیروی ناشناخته، راهی را پیدا کنند که بتوان به کمک آن، مالتی ورس را از خطر نابودی نجات داد. از طرف دیگر، لکس لوثر با جمع کردن دشمنان اصلی قهرمانان لیگ و تشکیل گروه Legion of Doom (لژیون نابودی) قصد دارد تا زودتر از لیگ عدالت به این منبع دست پیدا کند و از آن برای اهداف خود استفاده کند.

با وجود تعددِ شخصیت های داستان در این آرک زیبا، اسنایدر به خوبی توانست از این ترکیب استفاده کند؛ به طوری که خواننده به هیچ وجه، قادر به پیدا کردن شخصیتی نخواهد بود که حضورش در این آرک اضافه باشد. هم چنین ایده های جدیدی که او در این آرک، وارد دنیای دی سی کرد، راه را برای خلق داستان های جدید باز کرد. ایده هایی که نه تنها برای کمیک های لیگ عدالت، بلکه برای کمیک های سولو (تکی) برخی شخصیت ها نیز سودمند هستند.

لازم به ذکر است با این که ۲ طراح مختلف وظیفه‌ی خلق این آرک را به عهده داشتند، اما اصلاً احساس ناهماهنگی را به مخاطب القا نمی کنند. سری جدید لیگ عدالت یکی از زیباترین کمیک های در حال انتشار دی سی است و دور از انتظار نیست که با همین روند به موفقیت خود ادامه دهد.


۱ – Mister Miracle

برترین عناوین دی سی در سال 2018 - کمیک مستر میراکل

مستر میراکل (سری محدود: شماره ۶-۱۲)

نویسنده: تام کینگ

طراح: میچ جرادز

منتقد اسکواد: شایان محمودی

فرار، کاری که روزانه بدون این که حتی متوجه‌اش بشویم انجام می دهیم! با این وجود، نکته‌ی جالب اینجاست که در زندگی انسان ها، فرار صرفاً به معنی لغوی‌اش به کار نمی رود. در جامعه‌ی پر استرس امروز، فرار روانی از مشکلات، بیشتر از فرار جسمی از خطری خارجی مطرح است؛ به عبارتی دیگر می توان گفت، بزرگ ترین خطری که جامعه‌ی امروزی به طور مداوم در حال فرار از آن است، موجودیت خود جامعه است!

مینی سری ۱۲ قسمتی مستر میراکل به قلم نویسنده‌ی نام آشنای این روز های صنعت کمیک یعنی تام کینگ، داستانی است که به گفته‌ی خود نویسنده، از تجربیات زندگی واقعی‌اش به عنوان یک مامور CIA نشأت می گیرد؛ داستانی در مورد تلاش های استاد فرار، یعنی اسکات فری، برای رهایی از مشکلاتی که روزانه با آن ها دست و پنجه نرم می کند.

هم چنین در این داستان همانند سری Sheriff of Babylon، طراح دوست داشتنی و صاحب سبک یعنی میچ جرادز، تام کینگ را همراهی می کند؛ طراحی که برنده‌ی چندین جایزه‌ی آیزنر بوده و از سبک خاص خود برای عمق بخشی بیشتر به این داستان استفاده کرده است. او با فضاسازی های متنوع خود، اعم از به کاری گیری صحنه های شادی با رنگ های روشن، و صحنه های غمگین با رنگ های تیره، به خوبی تاثیر خود را بر ذهن مخاطبان می گذارد. هر چند نمی توان منکر این شد که ۹ پانلی بودن تمام صفحات این ۱۲ شماره، به جز ۶ صفحه در کل سری، ایرادی بود که در شماره های انتهایی بیشتر به چشم می آمد.

داستان سری مستر میراکل، سراسر علامت سوال است و نشان دادن راه های فراری که در نهایت به جایی ختم نمی شوند، نشان دهنده‌ی زندگی اسکات فری است که حتی نمی داند می خواهد اسکات فری باشد یا فقط می خواهد زندگی‌اش را بگذراند؟

در نهایت، آن سوالی که او را به سمت شکل دادن این داستان پیش می بَرد، در ذهن او ایجاد می شود؛ این که آیا او می خواهد از «زندگی‌» فرار کند (خودکشی) یا از «مرگ» (تلاش برای زنده ماندن)؟ دو مسیری که مخاطبان این کمیک در طول داستان، با توجه به عقاید خود، یکی را به عنوان راه حل اسکات مناسب می دانند و این هنرِ تام کینگ است که عقاید و ایده هایش را به هیچ عنوان به مخاطبانش تحمیل نمی کند و با ظرافت قلم خود و طراحی های میچ جرادز، تمام زیر و بم زندگی اسکات فری را با تمام جزئیات، به خوانندگان کمیک نشان می دهد؛ از گیر افتادن در ترافیک های روزانه گرفته تا دعوا های خانوادگی و استرسی که توسط جامعه به او تحمیل می شود.

و تام کینگ این مطلب را با ذهنیتی باز بیان می کند تا در نهایت این مخاطب باشد که با تفکر و عقیده‌اش تصمیم بگیرد کدام مسیر، راه رستگاری واقعی اسکات فری است، فردی که تمام زندگی‌اش را بر پایه‌ی فرار هایش بنا کرده است.

26 نظرات
  1. عادل اسلامی می گوید

    خب خسته نباشید می‌‌گم به ارشیا و آرمان و همینطور شایان عزیز که زحمت بخش‌های مختلف این مقاله رو کشیدن.

    واقعا دی‌سی توی سال ۲۰۱۸ به معنای واقعی کلمه تونست خوب ظاهر بشه، جدای این عناوین همونطور که توی مقدمه هم گفته شد یک‌سری عناوین ناتموم دیگه و یا مقدمه‌ای بودن که ادامه‌شون افتاد داخل سال ۲۰۱۹ و نشد داخل لیست بیان، وگرنه قطعاً از عناوین حاظر در لیست هم چیزی کم نداشتن.

    امیدوارم دی‌سی در سال ۲۰۱۹ هم همین مسیر خوب و با برنامه رو ادامه بده… (اگه تاخیرهای پیاپی جف جانز بزاره البته D: )

    1. آرمان صفا می گوید

      ممنون دوست عزیز
      ارشیا رتبه بندیش خیلی خوب بود
      چون سوپرمن دوتا آرک نیمه تموم خوب بود و رتبه بهتری نمیشد بهش داد
      میستر میرکل رو با اینکه هنوز نخوندم ولی انقد تحسین شده بود این چند وقت رتبه کمتری بهش می دادیم یه خورده بی انصافی بود وگرنه قطعا رتبه یک میرسید به جاستیس لیگ. چون با این حجم فشرده از انتشار (دو بار در ماه) کیفیت داستاناش واقعا بالاس که کار واقعا سختیه
      ساعت قیامت هم شانس آورد رقیب چندانی نداشت وگرنه ۴ و ۵ می گرفت هرچند که کیفیتش خوب بود ولی این کجا و انتظارات هوادارا کجا. هیچ استفاده ی درستی هم از کمدین نکرد و منتها اینارو ننوشتم به امید اینکه شاید تو شماره های آخر یه دلیل موجه برای این کار داشته باشه .شماره ی دوم و سومش هم که در سطح یه کمیک متوسط بود واقعا که قبلا حرفشو زدیم. امیدوارم این چهار شماره آخر انقد خوب باشه که سال بعد بتونیم رتبه یک رو بهش بدیم (اگه تا انتشار شماره آخر قیامت نشه البته با این تاخیر های پی در پی)
      تام کینگی که بتمن رو خوب نمی نویسه دو تا از بهترین های دی سی رو امسال نوشت و بعید نیست به خاطر رویداد بحران سال دیگه هم تو این لیست باشه
      البته سال بعد با این همه کمیک مورد انتظار احتمال زیاد لیست به تاپ تن افزایش پیدا کنه

      1. عادل اسلامی می گوید

        آره آرمان واقعا سال بعد تاپ تن می‌شه قشنگ. و صد البته که می‌دونم بزودی بحث مقایسه ساعت قیامت با قهرمانان در بحران شروع می‌شه ترجیح می‌دم خودم استارتش رو بزنم D:

        ولی خب جدا از شوخی جداً HIC بهتر داره عمل می‌کنه، یعنی با مقایسه‌ی روند و شرایط دوتا کمیک با هم قشنگ می‌شه فهمید تفاوت ها و برتری هارو، این موضوع که جف جانز چه چیز هایی برای داستان‌سرایی توی دستش داره و تام کینگ در عوض داره با چه چیزهایی داستان خودش رو ادامه می‌ده. و خب قطعاً وقتی منبع بزرگی مثل واچمن دستت باشه انتظارات ازت می‌ره بالا، بماند مسئله‌ی پتانسیل دنیای واچمن برای ادغام با دنیای عادیِ دی‌سی و درستی و نادرستی‌ِ این قضیه. مشکل اصلی از جای دیگست، در واقع وقتی یک جای کار در میون این ادغام لنگ بزنه قطعاً همه چیز بهم می‌ریزه، چه بخش های مرتبط با داستان و چه حتی حضور بی موقع یک‌سری شخصیت ها. و این هم باید در نظر داشت که تنها ۳ و یا ۴ شماره‌ی عالی نمی‌تونه از یک سریِ به این مهمی چیز محشری بسازه، چه بسا ساعت قیامت که این همه روش به شکل های مختلف مانور داده شده.

        اما برعکس ساعت قیامت، قهرمانان در بحران خیلی خوب داره پیش‌ میره، و همه چیزش تا الان ایده‌آل بوده، از داستان نسبتاً تازه‌اش تا فضای خاص خودش و میزان روند رو به جلوش.

        و خب قطعا اگه این دو سری همینطوری پیش برن سال دیگه بعید نیست ببینیم که HIC رتبه‌اش از ساعت قیامت بالاتره D:

        موفق باشی

        1. آرمان صفا می گوید

          و بحث بخران اومد باید بگم که بحران هرشماره یه حرفی برا کفتن داره

           
          مثه شماره پنح که یه جور کنایه زد به این باور غلط یه عده که افراد مراجعه کننده به مشاور یا روانشناس رو ناسالم میدونند
          اون معمای جسد والی و اون مرد مرموزی که گل رودخانه رودخانه رو برداشت بماند
          بغضیا میگن خود والی بودع با توجه به دستکش قرمزش و احتمالا نقش والی تو این داستان بیشتر از یه جسده

      2. ارشیا بشیری می گوید

        البته آقا آرمان، اسنایدر یه رکورد میزنه این هفته 😀
        این هفته اگه لیگ ۱۷ هم بیاد، میشه سه تا کمیک لیگ عدالت توی سه هفته متوالی، دو هفته پیش که لیگ ۱۶ رو داد، هفته پیش هم لیگ عدالت سالیانه رو داد، این هفته هم میخواد لیگ ۱۷ رو بده.
        حیلی برنامه‌اش درسته این بشر، تاخیر که نمیزنه هیچ، سه تا سه تا هم کمیک میده بیرون

  2. ارشیا بشیری می گوید

    البته بذارید دو نکته رو بگم؛ ممکنه بعضی ها بگن چرا از ورتیگو یا Young Animals توی لیست چیزی نبود.

    راستش باید بگم در سال ۲۰۱۸ برعکس سال ۲۰۱۷، زیرشاخه‌ی Young Animals اصلاً عنوان درخوری نداشت. البته کمیک های جالبی رو منتشر کردن، مثل Eternity Girl یا Shade: The Changing Woman، ولی صرفاً ایده شون قوی بود و توی روایت داستان حرفی واسه گفتن نداشتن.

    دقیقاً برعکس کمیک سوامپ ثینگ: ویژه نامه زمستان؛ تام کینگ توی این کمیک، ایده‌ی ساده‌ و تکراری‌ای رو مطرح کرد یعنی منطق هیولا بودن که نمونه‌اش رو توی سری سوامپ ثینگِ آلن مور یا حتی کمیک های انتشارات دیگه مثل مارول (هالک، ثینگ، و البته من ثینگ) دیده بودیم، ولی روایتش اونقدر تاثیرگذار بود، که باعث میشد مخاطب به فکر فرو بره و داستان رو جدی بگیره. شید و اترنیتی گرل، پتانسیل این رو داشتن که توی این لیست باشن ولی با روایت ناجورشون اون پتانسیل خراب کردن.

    بحث بعدی هم در مورد سندمن یونیورسه، خود تک شماره‌ایِ سندمن یونیورس کمیک زیبایی بود و اگه این لیست ۱۰ تایی بود حتماً لحاظش می کردم، ولی زیرشاخه هاش یعنی لوسیفر و دریمینگ و بقیه، اصلاً هدف داستان گویی شون مشخص نیست. اصلاً معلوم نیست واسه چی این عناوین دارن منتشر میشن، نویسنده هاش اصلاً هدف و انگیزه‌ای از کارشون نشون نمیدن، فقط صرفاً چونکه توی رشته‌ی ادبیات تحصیل کردن، دیالوگ نویسی خوبی دارن، اما اصلاً هدف شون، روایت شون، به عبارتی اصل مطلب شون مشخص نیست چیه، آدم میاد این کمیک ها رو میخونه و اصلاً نمی فهمه نویسنده با خودش چند چنده و میخواد چی رو بگه.
    اینطور بگم که فقط کسایی که دوست دارن دیالوگ های قشنگ بخونن باید برن سراغ اون کمیک های زیرمجموعه‌ی سندمن یونیورس رو بخونن، وگرنه اصلاً منطقی توی انتشارشون نیست و تکلیف شون مشخص نیست. شاید توی ۲۰۱۹ بهتر بشن و نویسنده ها جهت دار تر بشن و یکم نبوغ به خرج بدن، مشخص نیست و نمیشه با اطمینان اینو گفت، ولی برای الان، با قطع یقین میتونم بگم که این عناوین توی این لیست، جاشون خالی نیست.

  3. آرمان صفا می گوید

    کمیک تک قسمتی ریبرث یه جور نامه ی معذرت خواهی خیلی احساسی به هوادارا بود
    یعنی ما اشتباه کردیم والی رو حذف کردیم
    تغییر تاریخ سوپرمن و فلش اشتباه محض بود
    جی اس ای رو نباید حذف می کردیم
    برخلاف چیزی که بعضی ها سال ها می گفتن که دیسی چون ایراد داشت زد شخصیتاشو ریبوت کرد
    دیسی تو ۲۰۱۱ داشت اوج می گرفت و ریبوت حماقت محض بود
    قرار بود ساعت قیامت همین چیزارو بسط بده
    بگه چرا دیسی رو دوست داریم و قهرمانش چه اهمیتی دارن
    واقعا اشارات به تاریخ از دست رفتش کم بود
    خیلی بیشتر باید روی سوپرمن مانور میدادن نه اینکه هشت شماره با همجین طراحی رو بذاری فقط برا مقدمع ی کار
     
    برا خودمم ناراحت کننده بود که رتبش بهتر نمی تونست بشه مخصوصا چون شخصیت مورد علاقم سوپرمنه

  4. Alireza می گوید

    با عرض خسته نباشید‌ به نویسنده‌ها مقاله شروع میکنیم 🙂  .۵ برای سوپرمن همان شش شماره‌ای که سایت ترجمه ادیت کرده بود خواندم که واقعا داستان خوبی داشت کار برایان مایکس بندیس هوشمندانه بود که آخر شماره روگول زار رو به منطقه فانتوم ببره چون بعدا میتوانه ازش یه استفاده کنه فقط امیدوارم از ویلن‌های اصلی  هم داخل داستاناش استفاده کنه .۴سوامپ ثینگ رو همین امروز با ترجمه و ادیت فوقالعاده سایت خواندم میتوانم بگم تنها کمیکیه که از تام کینگ واقعا خوشم آمد و میشه بهش شبه شاهکار گفت!!!۳راستش قبلا برای این کمیک زیاد دفاع کردیم که شکست هم خوردیم البته یه نکته به نقد منتقد  وارد کنم شخصیت‌ها میتوانند غیر واقعی باشن ولی  درون یک داستان واقع گرایانه باشن  که این رو میتوانیم داخل فیلمی مثل الف برای انتقام ببینیم .۲من لیگ عدالت تا شماره ۱۴خواندم اگه بخوام نظر کلیمو بگم ۷شماره اول که در مورد توتالیتی بود زیاد جذبم نکرد چون بنظرم اسنایدر باید روی شخصیت دیگه مایه میذاشت من یکی که اصلا نتوانستم با چهره خشک بی روح مارشن من هانتر ارتباط برقرار کنم و همینکه شکست خوردن لکس لوتر کاملا قابل پیشبینی بود و شاهد شخصیت پردازی ضعیف  جوکر بودیم(البته این مورد با شماره ۱۴کاملا توجیه شد که داشت یجورایی نقش بازی میکرد ) ولی از شماره هشت به بعد واقعا داستان جون گرفت که زمین غرق شده لکس لوتر با مردی که میخندد معامله کرد و ارزش این جایگاه رو داره . ۱_مسر میراکل دو شماره اولش خواندم دیگه جذبم نکرد البته این نظر منه ولی این کمیک شاهکار دیسی از نظر من یکی نیست .

    1. آرمان صفا می گوید

      جنابعالی متاسفانه قرار نیست تغییری کنی با این وضع موجود و اینجا چون اسم منم به عنوان یکی از ننویسنده هاست اشتباهاتتو می گم

      شماره ی ۵ در رابط با سری جدید سوپرمن و اکشن کامیکس هست  و نظری که شما داری می دی ربطی به این پست نداره و باید زیر پست man of steel  بدی. که تازه اون سری هم چیز خاصی نداشت به جز یه مقدمه. یعنی هیچ حرفی نداشت اون سری که حتی بشه در رابطه با اون سری نظرمهمی داد که خوبه یابد. طراحی های به کار رفته در همون شش شماره  انقد متفاوت بود که انگار وارد یه داستان جدید میشه آدم. هماهنگی بین طراح های مختلف اصلا حس نمیشد.

      “شخصیت‌ها میتوانند غیر واقعی باشن ولی  درون یک داستان واقع گرایانه باشن  که این رو میتوانیم داخل فیلمی مثل الف برای انتقام ببینیم ”

      شما وقتی می خوای برای دنیای واچمن شخصیتی خلق کنی باید نوع شخصیت پردازی متناسب با فضای اون دنیا باشه. دو تا آکروبات کار لوس و غیر جدی با وسایل به شدت فانتزی(مثه تفنگ نامرئی و سیم اون دختره) و شخصیت پردازی کاملا متفاوت از فضای سنگین و جدی واچمن یعنی ضعف تو خلق شخصیت. وگرنه منهتن هم تخیلیه ولی نوع شخصیت پردازیش و دیالوگای به کار رفته برای این شخصیت کاملا مناسب فضای جنگ سرد و دنیای واچمنه. بگذریم که منهتن یه جور نماد سلاح مخرب هم هست. بت نسازید از جف جانز انقد. هر نابغه ای قرار نیست تو همه چی عالی باشه. شما مشکلت اینه که واچمن رو حتی نرفتی یک بار بخونی و بعد میای دررابطه با چیزی که ذره ای توش مطالعه نداشتی یه چیزی می گی. اشکالی نداره که بخوای نقد وارد کنی به منتقد ولی وقتی نخوندی کمیکو چطور می تونی نقد وارد کنی؟

      “۷شماره اول که در مورد توتالیتی بود زیاد جذبم نکرد چون بنظرم اسنایدر باید روی شخصیت دیگه مایه میذاشت من یکی که اصلا نتوانستم با چهره خشک بی روح مارشن من هانتر ارتباط برقرار کنم و همینکه شکست خوردن لکس لوتر کاملا قابل پیشبینی بود و شاهد شخصیت پردازی ضعیف  جوکر بودیم(البته این مورد با شماره ۱۴کاملا توجیه شد که داشت یجورایی نقش بازی میکرد )”

      ۷ شمااره ی اول لیگ عدالت یکی از بهترین مقدمه هایی بود که یک نویسنده برای سری آنگویینگ جاستیس لیگ نوشته که توش کلی ایده برای آینده این سری رو فراهم کرده. اسنایدر روی کدوم شخصیت های باید مایه میگذاشت دقیقا وقتی بهترین ویلن ها و قهرمان های دی سی هست.عقیده ی مارشن منهانتر در مورد رهبر گروه بودن رو این آدم عالی به تصویر کشید. قشنگ به خواننده می فهمونه که چرا این آدم بهترین گزینه برای رهبریه این گروهه. قرار نیست که شما با هرکی ارتباط برقرار نکردی بیای نظر غلط و گمراه کننده بدی. شکست پذیری لوثر برای یه داستان مقدمه مهم نیست که قابل پیش بینی باشه یا خیر چون هنوز نقشه هاش ادامه داشت. شخصیت پردازی ضعیف جوکر؟ اسنایدر از همه ی این شخصیت ها به اندازه کاربردشون تو یه گروه و استان به این شلوغی استفاده کرد حتی جوکر. یکی رو داری نقد می کنی که تو این چند سال بهترین داستان های جوکر رو داره می نویسه و بیشترین درک رو از جوکر داره. کدوم شخصیت پردازی ضعیف؟ برای یه مقدمه ی کوتاه و یه نقش کوچیک جنابعالی برچه پایه ای فهمیدید شخصیت جوکر ضعیف نمایش داده شده. بگذریم که خودتم خودتو رد کردی بعدش.

      “مسر میراکل دو شماره اولش خواندم دیگه جذبم نکرد البته این نظر منه ولی این کمیک شاهکار دیسی از نظر من یکی نیست”

      بر اساس دو شماره چطور میشه در مورد یه داستان نظر داد؟ اونم داستانی که هم منتقذا هم طرفدارای دی سی ازش حمایت کردن. اونم تام کینگی که اصلا چهره ی محبوبی نداره به خاطر شاهکاراش تو سری بتمن. من خودم هر نظری در مورد این سری می دادم اشتباه بود چون نخوندم. شما چطور نخونده فهمیدی شاهکار نیست. باید کامل بخونی بعد بیای در مورد عملکرد کلیش حرف بزنی. یک رویه غلطی رو یاد گرفتی و همینجور داری ادامه میدی.

      اگه فرصت دوباره می خوای و دوست داری برای نظراتت احترام قائل بشن جدا از به کار بردن ادبیات درست (که مشکل پیامای قبلیت بود) در رابطه با چیزی نظر بده که شناخت داری وگرنه بپرس. ندونستن عیب نیست. اینجا هرکی بگه عقل کلم دروغ میگه. هممون اینجاییم که چیز یاد بگیریم از هم و گرنه اگه همه همه چیزو می دونستن دیگه نیازی به سایت نبود.

      این دفعه جوابتو دادم که بدونی کسی مشکلی باهات نداره. اوندفعه هم اگه تند رفتم حقت بود چون رعایت نکردی و هرجای دیگه بودی اخراجت میکردن. پس یاد بگیر طبق اصول درست نظر بده وگرنه اخراج هم نشی، میشی کسی که ذره ای احترام و ارزش نداره

       

       

      1. Alireza می گوید

        آقای آرمان ممنونم از اینکه جواب دادید  خب سری مرد پولادین رو شما از همینجا روی طراحی‌ها فقط مقایسه کردی بگذریم از اینکه طراحی‌ها شماره ۶عالی بودن و با داستان هماهنگ)ولی من به نوشته‌ها لحن نوع داستان و دشمن جدیدشون رو گفتم که برای یک شروع خوب بود ولی خب نمیدانستم این یه مقدمه هست  .۲ واقعا این مورد ساعت رستاخیز  صدرصد قانع شدم اینکه هنوز واچمن رو نخواندم فقط بخاطر اینکه من تا ۱۱شماره دارم ولی شماره ۱۲ندارم  برای شماره ۱۲سایت‌های خارجی دانلود کمیک فیلترن اگه شما چند تا فیلترشکن خوب سراغ دارید لطفا بگید شماره آخر حکم نتیجه گیری رو داره خیلی مهمه   .درمورد لیگ عدالت مارشن من هانتر حق با شماست شخصیت پردازیش داخل داستان بهتر از هر جایه دیگه بود که من دیدم ولی خب من از این بشر نه خوشم میاد نه بدم میاد این مورد هم حرفاتون درسته در مورد لکس لوتر بگم این همه روی نقشه اول مانور دادن اعضای گروهش قدرت داشتن بعد لحظه‌ای شکست خورد بهتر بود روی شماره ۷ اسنایدر بیشتر وقت میذاشت ولی گفتم در کل برای مقدمه خوب بود ولی من با شماره‌های بعدیش بیشتر حال کردم مخصوصا شماره ۱۳که جوکر نشون داد اگه نتوانه وسایل پیشرفته درست کنه ولی نقشه‌های خوبی میکشه لکس لوتر تو خوابش هم نمیبینه 🙂 . در این مورد هم حق کاملا با شماست با دو شماره نباید کل ۱۲شماره رو مقایسه کرد ولی هر وقت یه نویسنده میاد داخل هر صفحه چند بار میگه دارکساید هست واقعا چیزه تو مخیه شما خودتان برید دو شماره اول رو بخوانید بیست بار هی میگه دارکساید هست و مشکل دیگم اینکه این دنیا معلوم نیست داخل دیسی هست یا نیست چون لحنه داستانش با تمام کمیک‌هایی که از دنیای دیسی خواندم یجورایی فرق میکنه و غربیه‌ هست  و یکی دیگش طراحیش هست که سبکش قدیمیه خوشم نیامد. حرف‌های شما درسته تقریبا اینجا هیچکس نیست که همه چیز رو بدونه همه کمیک‌هارو خوانده باشه منم تا آنجایی که سعی میکنم اندازه اطلاعات خودم نظر میدم .

        1. آرمان صفا می گوید

          در مورد واچمن رو باید بگم که اون یازده شماره ای که تو اینتزنت پخش شده بود مشکل ترجمه بعضی جاها داشت و ادیت هم خیلی تعریفی نبود.

          البته درود بر هر کسی که اینکارو کرده. چون واقعا ژحمت کشیده ولی در حد و اندازه ی واچمن نبود.

          امیدوارم یه روزی یکی پیدا بشه هر دوازده شمارشو اونجور که لایقه این کمیکه ترجمه و ادیت کنه چون از واجباته

      2. Arash moradi می گوید

        اول از همه چیز برخودم لازم میدونم که تشکر و قدردانی بکنم از نویسنده های این مقاله خوب

        آقایون ارشیا و شایان و آرمان عزیز

         

        راستش من یه مسئله ای رو اینجا دیدم

        آقای صفا ، بنظرم بهتره وقتی کسی که قبلا اشتباهی رو انجام داده و حتی توسط کاربرا و مدیرا جواب رو هم گرفته و بعدش میاد زیر این پست کامنتی میده که فاقد بی احترامیه ، باهاش برخورد نشه دیگه

        گذشته ها دیگه گذشته

        “جنابعالی قرار نیست تغییر کنی ” معنی نداره از نظر من … ایشون اومده یک نظری رو که مال خودشونه داده ( حالا چه درست چه غلط ، چه خونده باشن چه نه ) دیگه لازم نیست باهاشون برخورد بشه و چیزی که در گذشته اتفاق افتاده و تموم شده لازم نیست ادامه پیدا کنه

        و اگه اینجنین بشه دیگه عملا دارین کاربر ها رو از کامنت دادن میترسونید.

        من خودم هم گاها وقتی کامنتی ببینم که بی احترامی داشته باشه واقعا ممکنه از کوره در برم اما چیزی که من اینجا دیدم اینطوری نبود و نظرشون بی احترامی به کسی نداشت

        پس بهتره که ما بدور از این حواشی ، سعی در بحث های مفید و محترمانه داشته باشیم

        درسته هر کسی آزاده که دیدگاهش رو بیان کنه اما وقتی باعث رنجش دیگران بشه از نظر من کار خوبی نیست مخصوصا شما که به هر حال در امور سایت مشارکت دارین

         

        در هر حال من قبلا طی مکالمه ای که با دوستان داشتم گفتم که در این سایت یکی از کسانی که بهترین کامنت ها رو میده شما هستین و واقعا از خوندن بیشتر کامنت هاتون لذت میبرم و فقط به عنوان یه پیشنهاد اینو در نظر داشته باشین که بنظرم این برخورد مناسب شما نیست یا اشاره به سایت ها و اشخاص دیگه بنظرم کار چندان خوبی نیست

         

        بازم بابت مقاله تشکر میکنم

        پایدار باشید

        1. آرمان صفا می گوید

          سلام آقای مرادی عزیز
          به روی چشم حتما به نکاتی که گفتید توجه می کنم
          قبول دارم گاهی زیاده روی کردم تو برخی مسائل
          بگذارید به حساب بی تجربگی
          چون اولین باره که در شبکه ای عضو شدم
          اهل این برنامه ها نبودم
          نه در سایتی عضو بودم و نه کانال و شبکه ای
           
          قول میدم تصحیح بشه نوع پیام دادن

          1. Arash moradi می گوید

            ممنون که درک میکنید

            این ظرفیت بالای شما رو نشون میده

            و اگه گاها من چیزی میگم مطمین باشید فقط در جهت ترقی شما و نظراتتونه

  5. آرمان صفا می گوید

    یه چیز مهمی هم بگم در مورد فرهنگ غلطی که فلان جا  راه انداخته بود که فلان شخصیت های دی سی بیگانن و نمیشه باهاشون ارتباط قرار کرد و مارولیا همه بچه محله های خودمونن.

    نمونه ی بزرگش هم سوپرمنه که با اینکه یک بیگانه ی فضاییه ولی نماد بیگانه ی فضایی نیست. چون تو دنیای واقعی که ما همچین چیزی نداریم که کسی بخواد نمادش باشه. سوپرمن نماد یک مهاجره که وارد یک کشور جدید شده (به اسم آمریکا) و می خواد نشون بده که یک غیر آمریکایی می تونه انسان تر از تمام کسایی باشه که تو آمریکا ادعای انسانیت می کنند. همونجور که خالقین این شخصیت مهاجر بودن. در مورد منهانتر هم همچین چیزی صدق می کنه.

    ابرقهرمان محصول آمریکاس و و تمام آمریکایی ها به جز بومی های سرخپوست مهاجرن و بیگانه. این قهرمان ها هم برای اون کشور ساخته شده. پس یه مهاجر می تونه با مهاجرای دیگه ارتباط برقرار کنه خیلی راحت. چون تو پذیرفته نشدن توسط دیگر آدمای جامعه هم دردن.

  6. ارشیا بشیری می گوید

    مشکلِ آقای علیرضا اینه که کلاً نمیخواد دیدش رو نسبت به مسائل وسیع تر کنه، فقط مثل بقیه‌ی مردم نظر میده. البته این یه چیز طبیعیه، عامه‌ی مردم همیشه یه کتاب رو از روی جلدش قضاوت میکنن.

    کمیک مستر میراکل، واقعا اثر جاه طلبانه ایه، ضعف های خودش رو داره، ولی با توجه به هدف اصلی نویسنده، این ضعف ها اصلاً به چشم نمیان. از نظر خود من، تنها مشکل بزرگش همون ۹ پانلی بودن کمیکه که با توجه به نیت نویسنده و طراح که میخواستن ادای احترامی داشته باشن به کمیک های قدیمی و کلاسیک، این موضوع قابل درکه.

    طراحی های میچ جرادز هم واقعاً عالی ان، متاسفانه اکثر مردم از بس که بلاک باستر دیدن و بلاک باستر خوندن، ارزش طراحی و فضاسازی رو یاد شون رفته، این حجم از فضاسازی و رنگ بندی توی کمیکی مثل مستر میراکل واقعاً بی سابقه است، هیچ طراحی تا الان نتونسته جهان چهارم رو اینقدر مدرن و دقیق به تصویر بکشه که تفاوتش نسبت به دنیای اصلی دی سی احساس بشه.

    شما همین الان خودت گفتی نمیدونی این کمیک توی چه جهانی داره اتفاق میفته، این خودش تاثیر طراح رو نشون میده که اومده دو تا دنیای متفاوت رو خلق کرده، یکی دنیای مادی دی سی و دیگری جهان چهارم دی سی. جهان چهارم با جهان مادی زمین تا آسمون فرق داره. چون یه جهان چهار بعدیه.

    توی آثار هیچ کدوم از طراحانی که داستانی راجع به جهان چهارم دی سی خلق کردن، این نوع جاه طلبی و خلاقیت دیده نشده (به جز خود جک کربی که خالق این دنیا بود)، بقیه‌ی طراح ها واسه خودشون میومدن عین دنیای واقعی، این جهان رو به تصویر میکشیدن، بدون اینکه در نظر بگیرن جهان چهارم چیه و به چه دلیل این اسم رو روش گذاشتن.
    ولی میچ جرادز با وفادار موندن به سری کلاسیک New Gods و Mister Miracle که توسط جک کربی خلق شدن و با خلاقیتش توی رنگ بندی و فضاسازی، عملاً جهان چهارم رو توصیف کرد، بدون اینکه نیازی باشه نویسنده در موردش توضیحی بده، ضمن اینکه تونست باعث تمایز دو جهان با همدیگهبشه. تنها مشکلی که میشه از طراحی میچ جرادز گرفت به طراحی چهره‌ی کاراکتر های مونث برمیگرده، مثلاً توی این کمیک، بیگ باردا رو واقعا شبیه زن های ۵۰-۶۰ ساله کشیده در صورتی که بیگ باردا نهایتاً ۳۰ سالشه، این ضعف ها هم توی طراحیش هست ولی همونطور که گفتم، با توجه به داستان اصلی و هدف نویسنده این ضعف طراح احساس نمیشه. چون چهره ها توی این کمیک مهم نیستن، مهم باطنِ مطلبه.

    شما همین الان اصلاً میتونی یه چیزی از این کمیک یاد بگیری، بدون اینکه نیاز باشه کلش رو بخونی، نه تنها شما، بلکه همه‌ی ما، میتونیم از این کمیک یاد بگیریم که عقاید مون رو در مورد زندگی به دیگران تحمیل نکنیم.
    تام کینگ دو تا راه حل کاملاً متفاوت رو جلوی اسکات فری میذاره، راه حل هایی که هر کسی ممکنه با سلیقه و عقاید خودش با یکی شون موافق باشه، ولی همون دو تا راه حل رو تا آخرین پنل کمیک به کسی تحمیل نمیکنه، جالب اینه حتی این عقاید رو به خود اسکات فری هم تحمیل نمیکنه و واسه همینه که میگن پایان این کمیک یه چیز محشر بود.
    جداً هم محشره! از کسی مثل تام کینگ اصلاً انتظار نمی رفت چنین پایانی بنویسه، این همه نویسنده هستن مثل بندیس، جانز، یا همین اسنایدر، ولی به ندرت می بینیم پایان بندی خاصی داشته باشن، ولی تام کینگ پایان بندی خیلی خوبی ارائه داد، یه چیزی مثل کارهای جاناتان هیکمن که اکثرشون پایان بندی خوبی دارن.

    1. Alireza می گوید

      چون معمولا کمیک‌هایی که خواندم بقول شما بلاک باستری بودن شاید این کمیک رو درک نکردم  ولی الآن خیلی کنجکاوم بدونم چه پایانی داره .شاید بعدا دوباره بشینم بقیشو بخوانم .پ.ن:ببخشید آقای ارشیا سوال بی‌ربط میپرسم شما که با آثار آلن مور آشنا هستی میتوانی بگی کمیک وی فور وندتا به اندازه فیلمش خوبه یا نه چون میخوام بخوانمش یه آشنایی قبلش  داشته باشم .

      1. آرمان صفا می گوید

        یه سری تفاوتا با کمیکش داره
        ولی جز محدود آثار موفق اقتباس شده از الن مور هست
        کمیکش متن سنگینی داره
         
         مکر اینکه ترجمش جایی پیدا شه

        1. آرمان صفا می گوید

          درواقع وقتی پای الن مور میاد وسط باید سوالو برعکس بپرسی که اثر اقتباس شده از کمیکش خوبه یا نه
           
          ولی کمیکش عالیه

          1. Alireza می گوید

            ممنون تازه شماره یکشو خواندم یه سری تفاوت‌ها  با فیلمش داره ولی من که ازش خیلی لذت بردم همان طور که گفتید متن سنگینی داره اما خوشبختانه یک نفر چهار سال پیش ده شماره رو ترجمه کرده ولی خب عالی کارش نبوده ولی در حدی هست تمام داستانو بشه فهمید تنها مشکلش از نظر من اینکه قیافه بعضی مرد‌های خیلی شبیه هم طراحی شده ولی  مشکل کوچیکیه .ان موقع آلن مور هم عجب چیزهایی به ذهنش میرسیده

  7. آرمان صفا می گوید

    خواهش می کنم آقای مرادی
    شما بزرگ مایید و هر نقدی داشتید با خیال راحت بیان کنید.

    اگر باعث رنجش کاربری شدم عذر می خوام ازش

  8. E.N می گوید

    خیلی ممنون بابت مقاله خوبتون

    خسته نباشید میگم خدمت آقای ارشیا بشیری، آقای آرمان صفا و آقای شایان محمودی

    راست میگن که هرکسی در یک زمینه ای استعداد داره، تام کینگ شاید برای نوشتن کمیک های بتمن جزو بهترین نویسنده ها نباشه اما برای نوشتن کمیک های مستر میراکل واقعا جزو بهترین هاست، برای بتمن بیشتر جنجال راه میندازه در داستان ها، تعجب میکنم وقتی تام کینگ اینقدر عالی میتونه برای مستر میراکل داستان بنویسه چرا همین تلاش و خلاقیتش رو برای نوشتن داستان های بتمن به خرج نمیده؟!

    البته شاید تام کینگ شخصیت اسکات فری رو بهتر تونسته درک کنه، به خاطر همین در نویسندگی کمیک های مستر میراکل موفق شده

    باز هم خسته نباشید میگم خدمت نویسنده های مقاله و یک سوال دارم راجع به مقاله ها

    قراره مثل پارسال این پروژه بهترین رو برای فیلم ها و سریال ها و… بنویسید و به عنوان مقاله های بعدی در سایت قرار بدید، یا مقاله بعدی رو قراره آقا آرمان بنویسه که یک پروژه ای داشت ایشون فکر کنم راجع به فلش، و  سوال دیگه ای که دارم اینه که مقاله بعدی  حدودا کی در سایت قرار میگیره، ممنون میشم جواب بدید

    باز هم ممنون بابت این مقاله 

  9. آرمان صفا می گوید

    والا من از مهر به بعد دیگه مقاله ای ننوشتم به خاطر کنکور و پایان نامه و تا نیمه ی اسفند مشغولم و بعدش دوباره شروع می کنم به ترجمه و نوشتن مقاله.
    این سه تا نقد هم دیگه اتفاقی شد نوشتنش.

    پروژه ی فلش هم آخرین مقاله ای بود که من نوشتن و تو همون مهرماه کاملش کردم و شامل این موارد هست:

    ۲۰ داستانی مهمی که روی شخصیت پردازی کاراکتر فلش نقش داشتند.

    معرفی ۲۰دشمن فلش

    و معرفی اعضای خانواده ی فلش

    و جوری هم نوشتم که کاربر خلاصه ای ازتاریخ فلش رو بلد باشه و بعدا بتونه با خیال راحت کمیکاشو بخونه

    منتها برنامه های سایت بهم ریخت  و یه مدتی تاخیر خورد کلی و چون من تو جریانم، تاخیرش کاملا قابل درکه. یه تیمیم که تو شلوغ ترین و پرمشغله ترین دوره زندگیمون داریم مقاله می نویسیم اینه که تاخیر عجیب نیست

    ولی از اینکه می گم آمادس خیالتون راحت. دروغی در کار نیست.

    دیگه هرچی برنامه ی سایت پیش رفت.

  10. E.N می گوید

    ممنون که جواب دادید آقا آرمان

    و باز هم ممنون میشم اگر به این چندتا سوال دیگه ای هم که الان برام پیش اومد، جواب بدید

    در معرفی ۲۰ دشمن فلش، شما اونایی که بیشتر در طول تاریخ مطرح بودن رو برای معرفی انتخاب کردید  یا اینکه این دشمنان مطرح چند سال اخیر رو هم در مقاله قرار دادید؟ مثلا گاد اسپید(درسته که آگوست هارت در واقع از دوستان نزدیک بری بود و حتی سعی داشت خلافکاران رو مجازات کنه و همینطور سعی کرد به فلش معکوس هم حمله کنه اما با توجه به اینکه اسپیدستر هارو میکشت و با در نظر گرفتن هدف و پیشینه ای که داشت به نظرم شرور و دشمن سر سخت فلش محسوب میشه)  و یا هانتر زولومون(با توجه به کمیک های اخیر فلش) اینا در مقاله هستن؟ 

    یک سوال دیگه ای که دارم اینه که منظورتون از خوندن کمیک های فلش با خیال راحت، کدوم سری فلشه؟ آیا منظورتون این بود که بعد از مطالعه مقاله شما راجع به فلش، کاربران میتونن با خیال راحت سری ریبرث فلش که از سال ۲۰۱۶ در حال انتشاره رو بخوانند؟ یا منظورتون سری دیگه ای بود؟ یا کلا همه سری کمیک های فلش منظورتون بود؟ 

    در ضمن تاخیر  ایرادی نداره، فقط بدیش اینه که وقتی کسی روزانه وارد سایت بشه برای مدت نسبتا زیادی مقاله های قبلی در سایت هست، مقاله جدید نسبتا دیر در سایت قرار میگیره، ولی مشکلی نیست، مقاله های سایت همینجوری با کیفیت باشه، تاخیر اشکالی نداره، بالاخره نویسنده های سایت هم زندگی خودشون رو دارند و باید به مشکلاتشون هم رسیدگی کنند

    فقط آقا آرمان ببخشید که دوباره میپرسم، ولی شما کاملا اطمینان دارید که مقاله هاتون درباره فلش در سایت قرار میگیره؟ یا اینکه ممکنه احتمال کمی باشه که مقاله در سایت اصلا قرار نگیره؟ البته شما گفتید آمادست، ولی نگفتید که مطمئنید در سایت قرار میگیره، امیدوارم قرار بگیره

    1. آرمان صفا می گوید

      تو معرفی دشمنا همه رو آوردم و کلی هم توضیح دادم برا همشون.

      نیو ۵۲ با اینکه داستانای خوب داشت ولی ضربه زد به اوریجین فلش و برخی دشمناش برا همین از این دوره چیزی نیاوردم ولی دشمنایی که تو این دوره معرفی شدن رو باز آوردمن. کلا من از این دوره خوشم نمیاد.

      این کمیک های برتر نیست. کمیک هایی بوده که روی شخصیت پردازی کاراکترا تاثیر زیادی داشته. حالا می تونه کمیکی باشه که توش کاراکتر خلق شده و یا کمیکی که کاراکتر توش رشد کرده و یا تغییر اوریجین داده. و سیر تاریخی هم داره. لیست تاپ ۱۰ یا تاپ ۲۰ نیست.منظورم اینه که شما تا وسط کمیک های ریبرث یه سری اطلاعات کلی از فلش میاد دستتون و وقتی اشاره ای به فلان کاراکتر شد یا فلان داستان مهم دیگه اذیت نمیشید و میدونید که فلان اتفاق مهم کی اتفاق افتاده.

      ترکیبی از کمیک های برتر و لحظات مهم تاریخ فلشه

      من اصلا قصد همچین کاری رو نداشتم. قرار بود اول یه مقاله از سایت کمیک بوک ترجمه کنم که خیلی هم عالی بود و به مناسبت ۷۵ سالگی فلش منتشر شده بود. ولی دی سی شخصیتاش جوریه که باید سیر تاریخیشونو بگی تا خواننده بیشتر شناخت پیدا کنه. وگرنه گیج میشه کاربر. بعد قرار شد یه لیست تاپ تن بنویسم که اکثرا از کمیک های جلد دوم فلش بود و داستان های وید و جف جانز.
      بعد دیگه ارشیا یه پیشنهاد عالی داد که پروژش کن و جای کمیک های برتر اومدم خلاصه ای از اتفاقات مهم تاریخ فلش رو تو بیست تا عنوان آوردم و بعدشم معرفی خانواده ی فلش و دشمناش و اواسط مهر هم تکمیل شد.

      گفتم که تو این سایت کسی از من نمی تونه دروغ و کلکی بگیره و مطمئن باش وقتی گفتم آمادست یعنی آمادس چون قول الکی نمیدم.و حتما درسایت قرار می گیره به زودی. منتها با توجه به مشکلاتی که تو این دوسه ماه اخیر برا سایت پیش اومده من که نویسندشم ناراحتی ندارم از تاخیرش  چون خودمم بدجوری سرم شلوغ بود. ولی خیالت راحت حتما قرار میگیره

      من به هیچ لیست تاپ تن کاراکتر اعتقاد ندارم و به نظرم هر کمیک مهمی یه تاثیری داشته و نمیشه خیلی چیزارو مقایسه کرد. مثلا بگی بتمن سال اول از بازگشت شوالیه تاریکی بهتره یا بدتره. هرکدوم یه تاثیری داشتن رو شخصیت های داستان. اینه که بعدا هم اگه خواستم پروژه ای کار کنم همین روندو طی می کنم.

      منتها برای لیست های تاپ سال جریان فرق می کنه. چون یه سری کمیک محدوده که تو یه سال منتشر می شن و هرککدوم که موفق تر بود رو راحت میشه رتبه بندی کرد. مثه لیست اینجا که رتبه بندی ارشیا مولا درزش نمیرفت. هرچند خیلیا ممکنه با دیدن ساعت قیامت تو رتبه شوم ناراحت بشند.

      اما بحث تاریخ شخصیت که میاد فرق داره معقوله. رتبه بندی یک داستان خوب ممکنه باعث کمتر دیده شدن داستان خوب دیگه ای بشه هرچند تاثیراتشون متفاوت باشه.

       

       

       

       

      1. E.N می گوید

        خب خدارو شکر که همچین  مقاله ای قراره در سایت قرار بگیره، روند خوبی رو هم برای نوشتن مقاله انتخاب کردید

        نه آقا آرمان، کلک کجا بود، ما شما رو قبول داریم

        فقط میخواستم از قرار گرفتن مقاله در سایت خیالم راحت بشه که شد

        تاخیر هم ایرادی نداره چون دلیل تاخیر منطقیه

         

ارسال یک پاسخ

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلا - فروش ویلا - ویلا شمال