کمیک قهرمانان در بحران – شماره دوم

در تاریخ انتشارات دی سی، همیشه رویداد های خواندنی بسیاری وجود داشته اند و یکی از عناوینی که معمولاً در طول سال ها در رویداد های حساس و سرنوشت ساز این انتشارات نقش داشته اند بحران های این انتشارات بوده اند؛ از رویداد بی نظیرِ بحران در دنیاهای نامحدود گرفته تا رویداد بحران نهایی که جهان دی سی را به چیزی که امروز می شناسیم تبدیل کرده اند.

داستان قهرمانان در بحران به حواشی امن ترین مکان دنیای دی سی یعنی سنکچری یا همان محرابِ قهرمانان می پردازد؛ اماکن و اشخاصی که اختصاص داده شده اند تا قهرمانان مختلف از اقشار گوناگون را روانکاوی کرده و آن ها را از زندگی آلوده و پر مشقت شان نجات دهند؛ این آرامگاه مقدس اکنون به کشتارگاهی تبدیل شده که در آن امیدهای عده‌ی بسیاری برای رستگاری به ورطه‌ی نابودی کشیده شده است و این وظیفه‌ی تیم سه گانه‌ی دنیای دی سی یعنی سوپرمن، بتمن و واندرومن است تا پاسخ معمای قتل سنکچری را پیدا کنند.

یک معمای بزرگ؛ چیزی که برای نویسنده ای مانند تام کینگ یک نعمت محسوب می شود، زیرا این نویسنده، مدتی از عمر خود را به عنوان کارمند سازمان CIA سپری کرده و قطعاً هیچ چیز مانند یک معما نمی تواند توانایی های بی نظیر و تجربیات واقعی این نویسنده‌ی برنده‌ی جایزه‌ی آیزنر را به چالش بکشد.

رویدادی با یک درام خاموش و آکنده از ترس که در آن قهرمانان شناخته شده ای از دنیای دی سی به قتل می رسند و در این میان، این تنها روح مخاطب است که با این کشتار ها به بازی گرفته می شود؛ این یک بحران جدید است، بحرانی خونین که نه تنها بر دنیای دی سی بلکه بر روحِ ابرقهرمانان او تاثیر خواهد گذاشت.

امید ما برای رستگاری، حالا فقط یک جستجوی دیگه برای انتقامه.

بتمن

قسمت اول

عنـوان: قهرمانان در بحران – قسمت اول

انگلیسی: Heroes In Crisis 01

سال انتشار: ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۸ – ۴ مهر ۱۳۹۷

نویسنده: تام کینگ

طراح: کلی مأن

متـرجم: ارشیا بشیری

ادیتـور | گـرافیست: طاها حامدی | آریان نعمتی

امتیاز از (Comic Book Round Up): ۷.۹/۱۰

امتیاز از (Good Reads): ۳.۹/۵

کمیک قهرمانان در بحران - قسمت اول

قسمت دوم

کمیک قهرمانان در بحران - قسمت دوم

عنـوان: قهرمانان در بحران – قسمت دوم

انگلیسی: Heroes In Crisis 02

سال انتشار: ۳۱ اکتبر ۲۰۱۸ – ۹ آبان ۱۳۹۷

نویسنده: تام کینگ

طراح: کلی مأن

متـرجم: ارشیا بشیری

ادیتـور | گـرافیست: طاها حامدی | عادل اسلامی

امتیاز از (Comic Book Round Up): ۷.۶/۱۰

امتیاز از (Good Reads): ۳.۸/۵

14 نظرات
  1. ارشیا بشیری می گوید

    خب اول از همه چیز شرمنده‌ی روی  تمام کابرای خوب اسکواد هستم که صبر داشتند و برای ترجمه‌ی بحران جدید دی سی (از جانب ما) صبر کردن و از همین اول کار هم بابت تاخیر عذرخواهی می کنم و از جانب اعضای اسکواد به کاربران عزیزمون قول میدم که قسمت های بعدی رو زودتر از زمانی که برای قسمت اول صرف کردیم منتشر کنیم.
    هم چنین به شخصه می خواستم یه تشکر ویژه از طاها جان بکنم که خیلی سریع تا من ترجمه رو تموم کردم برای ادیت این کمیک پیش قدم شد و روی من رو زمین نذاشت و این کمیک رو با ظرافت تمام و خیلی تمیز ادیت کرد.
    بقیه‌ی افرادی هم که زحمت کشیدن نیازی به معرفی ندارن و همه می شناسن شون، از آریان، عادل و محمد جان به خاطر کمک هایی که به من و طاها کردن متشکرم و هم چنین از شایان جان ممنونم که موقع ترجمه‌ی این کمیک خیلی بهم روحیه داد و حمایت کرد.

    در بحث دوم، دلیل اینکه “چرا این کمیک تاخیر داشت”، دلایلی مختلفی هست از جمله چالش های گرافیکی که این کمیک داشت (مثل اون سایه‌ی “قهرمانان در بحران” که ادیت شده) و هم چنین شلوغ بودن ترافیک کاری بچه های تیم گرافیکی که واقعاً از همه شون متشکرم که در اولین فرصت بعد از اتمام کارهاشون به اتمام این کمیک، کمک کردن.

    بحث سوم هم دوست داشتم در مورد ترجمه‌ی کمیک باشه، شاید برای خیلی ها سوال باشه که چرا ما توی این کمیک، کلمه‌ی Sanctuary رو ترجمه نکردیم و بدون معادل فارسی ترجمه کردیم. در درجه‌ی اول باید گفت که نام سنکچری فقط متعلق به مکان نیست، بلکه متعلق به شخص هم هست، بنابراین چون اسم خاص هم محسوب میشه ما تصمیم گرفتیم سنکچری رو ترجمه نکنیم. اما اگر هم می خواستیم ترجمه بکنیم به نظر من بهترین معادل ممکن برای این کلمه، “محراب” هست. دلیلش هم اینه که کلمه‌ی سنکچری در وهله‌ی اول از کلمه‌ی Sanctuarium گرفته شده که در لاتین به معنای محراب هست. و هم چنین به عنوان دلیل دوم، این سنکچری که توی این کمیک مشاهده می کنید عملاً مثل یک آسایشگاه روانی نیست. یک خونه‌ی روستایی ساده است با یه عده ربات فرا پیشرفته که مثل یک دوست می شینن و به حرف های قهرمانان گوش میدن و اونا رو از مشکلات زندگی شون و آشفتگی هاشون نجات میدن، دقیقاً مثل یک محراب که گناهکاران رو از گناه پاک میکنه و از آشفتگی ها رهایی می بخشه.
    دلیلی که ما کلمه‌ی
    Sanctuary رو سنکچری یا محراب خطاب می کنیم به خاطر این مسائل بود و گفتم خوبه براتون شرح بدم تا ابهامی پیش نیاد و موقع خوندن کمیک لذت کافی رو ببرید.

    اگه بخوام نظر خودم رو در مورد این کمیک بگم (و در حقیقت چیزی که من رو ترغیب به ترجمه اش کرد)، در یک کلام اینه که این کمیک فوق العاده‌ست، یعنی ایده‌ی داستان که عالیه و درام و فضای احساسی سنگینی بر اون حاکمه، طراحی که محشره و اصلاً حرفی رو برای گفتن نمیذاره. هم چنین داستان هم چیزی کم نداره از طراحی، با توجه به پیش نمایش هایی که از این کمیک منتشر شده احتمالش هست که این کمیک در قسمت های بعدی حتی جنجالی تر هم بشه و حسابی کولاک کنه؛ تنها چیزی که می تونه کیفیت این بحران رو نسبت به بحران های دیگه‌ی انتشارات دی سی تضعیف کنه فقط به تام کینگ و ایده هاش بستگی داره که امیدوارم تام کینگ هیج خطایی نکنه و یه داستان فوق العاده با دیالوگ های ناب رو تحویل مون بده که ما هم بتونیم با خیال راحت براتون حاضرش کنیم. 🙂

  2. Alireza می گوید

    ممنونم از مترجم‌ها و ادیتور ها سایت روی این رویداد دارن کار میکنند قسمت‌هایی که شخصیت‌ها داشتن خودشان به سنکچری معرفی  میکردن بهترین صفحه‌هابودن  اگه در کل بخوام حساب کنم شماره خوبی بود اما هیجان توش زیاد نبود البته همیشه شماره‌های اول یه رویداد  طوفانی شروع نمیکنند . ان جمله‌ای هم که نوشتید آخرین جمله بتمن داخل شماره بود:-) .

  3. ارشیا بشیری می گوید

    خب دوستان عزیز، سه تا ایراد سطحی توی کمیک وجود داشت که ما برطرفش کردیم و دوباره آپلود کردیم.
    عزیزانی که نسخه قدیمی رو دانلود کردن می تونن الان نسخه‌ی اصلاح شده رو دریافت کنن که بی نقصه (فقط با نرم افزار دانلود منیجر فایل جدید رو دانلود نکنید)

    1. آرمان صفا می گوید

      من فکر می کنم این کمیک از هر لحاظ عالی بود و تنها عیبی که کمی تو ذوق می زد دیالوگای خیلی کمش بود که امیدوارم تو شماره بعدی جبران شه

      طراحی هرچقدرم زیبا باشه، کمیکی که دیالوگ کم داره روح نداره

      نمی گم که اسپویل نشه ولی دی سی هم هرچند وقت یه بلایی سر …. میاره.

      پ ن: راستی ارشیا ایمیلت رو چک کن

       

  4. spider می گوید

    این کمیک واقعا یه کمیک عالی بود چون به خوبی به یه جنبه از زندگی ابرقهرمان ها  میپردازه که کمتر بهش پرداخت شده یا و تو کمیک های معدودی مثل جسیکا جونز یا مرد عنکبوتی به درستی نشان داده شده  فشار روانی 

    فشار روانی اون جنبه از زندگی ابرقهرمان ها است که میتونه اون ها رو از یه ابرقهرمان به یه ابرخبیث تبدیل کنه که تمام ابر قهرمان ها رو بکشه

    به عنوان یه کمیک که به موضوع فشافشار روانی می پردازه دیالوگ هاش کم بود ولی به احتمال زیاد در قسمت های بعدی  دیالوگ ها بیشتر و مشکل تر میشه و همینطور ترجمه و ادیت سخت تر

  5. Alireza می گوید

    یک قهرمان که داخل کمیک خیلی بهش پرداخته بودن پوستر گلد بود دیگه ببخشید زیاد با قهدمان‌های ناشناخته دی‌سی آشنا نیستم اگه کسی هست اطلاعات داره  این پوستر گلد رو معرفی کنه.

    1. Alireza می گوید

      خب کسی راهنمایی نکرد خودم رفتم تحقیق کردم نتایج این شد که الآن میگم .مایکل جان کارتر یک ستاره ورزشی بود که در قرن ۲۵زندگی میکرد .او پس از اینکه در یک بازی به شدت ضربه دید و شکست خورد ،پس از بهبودی یک لباس قدرت دهنده (پاور سویت )دزدید و با ماشین زبان معروفش به گذشته سفر کرد .جایی که توانست با امکانات فوق پیشرفته‌اش و توانایی‌ها ورزشی خود و با نام بوستر گلد تبدیل به یک ابرقهرمان شود و با مجرمین مبارزه کند .  قدرت‌ها و شغل جدیدش باعث محبوبیت و معروفیت او شد . بوستر گلد یا مایکل جان کارتر شخصیتی شوخ بود ،عاشق امتحان کردن چیز‌های جدید و صد البته عشق شهرت است !و برای شرکت‌ها تبلیغ هم می‌کند.

  6. آرمان صفا می گوید

    ممنون از ارشیای عزیز و طاها خان گل بابت ترجمه و ادیت این رویداد

    شماره ی دو دیالوگای بیشتری داشت یکم بهتر شد از شماره قبلی

    صحنه هایی که ترینیتی اومدن و از مشکلاتشون گفتن واقعا عاطفی بود

    سنکچری ایده ی واقعا جالبیه

    حدس من اینه که در پایان کمیک ساعت قیامت همه چی برگرده به دوران قبل از نیو ۵۲

    یا به عبارتی کل تاریخ گذشته زنده بشه بار دیگه. این کمیک هم یه ماه زودتر از ساعت قیامت تموم میشه

    تمامی شخصیت هایی که مردن مخصوصا …. احتمالا برگردن بعد از پایان ساعت قیامت

    شخصا از هارلی کویین خوشم نمیاد و حضورش رو توی داستان های جوکر دوست ندارم

    ولی این کمیک یکم نظرمو عوض کرد

    موفق باشید

     

    1. ارشیا بشیری می گوید

      در مورد وست یه سری تئوری ها هست و همین طور راجع به ساعت قیامت.
      الان سری سوپرمن بندیس، از لحاظ زمانی بعد از ساعت قیامت جریان داره، و توی اونجا رنگ مو های بری آلن قرمزه.
      برای خود من جالب بود که بدونم چرا ولی بندیس چیزی رو اعلام نکرد. گفت فقط باید تا آخر ساعت قیامت صبر کنید.
      راستی. خوشحالم که از کیفیت راضی بودی.
      این دفعه اون بخش کلارک کنت رو من بیشتر از همه دوست داشتم، خیلی ظریف با چهارتا دیالوگ نشون داد که سوپرمن هم یه انسانه، مثل ما.

      1. آرمان صفا می گوید

        تو سوپرمن دو جوریه انگار والی و بری الن تو یه بدنن. نمیشه نظر داد هنوز

        شخصا دوست دارم که دوتا کمیک ماهانه ی مجزا بیاد برای بری الن و والی

        والی وست هنوز هم داستان های خوبش بیشتر از بری الن هست. هرچند به هیچ وجه شخصیت مستقل حساب نمیشه و اوریجینش به بری الن وصله. امیدوارم روزی یه نویسنده درت و حسابی بیاد برا فلش چون فلش مثله اسپایدرمنی می مونه که هنوز خیلی از پتانسیلاش کشف نشده

        مردن و زنده کردن ابرقهرمانا رو فعلا باید بیخیال شن چون بیش از حد تکراری شده

        در مورد کیفیت کار هم شخصا خیلی ریز بینم تو بخش ترجمه انگلیسی و هر جا هر ایرادی باشه می گم و ترجمه خیلی خوب بود.

        پ. ن کلی دلمونو صابون زدیم این مدت برا کمیک سه جوکر که گویا تا اواخر اسفند بعیده بیاد. دومزدی کلاک هشت و شزم هم یه هفته به تاخیر افتادن

  7. مهدی سید رضایی می گوید

    متاسفانه بخاطر یه‌سری مشغله‌هایی که دارم، نمیتونم به‌طور کامل برای این کمیک نقد بنویسم و سعی میکنم به‌طور خلاصه نظرم رو راجب این کمیک تا اینجای کار بگم:
    خب این کمیک همونطور که دوستان گفتن، واقعاً عالیه! تام کینگ توی این کمیک دوباره به همون سبک دوست داشتنیِ خودش برگشته… همون تم احساسی و درام… همون سبکی که در سری Batman rebirth نتونست به‌خوبی به کمیک‌های بتمن تزریق کنه… در این کمیک، کینگ به‌خوبی هرچه تمام‌تر، از تک‌تکِ شخصیت‌های کمیک، شخصیت‌های “انسانی” میسازه؛ کینگ با دیالوگ نویسیِ به‌شدت قوی خودش، به‌خوبی احساسات قهرمان‌ها و ویلین‌هایی که در سنکچری حضور دارن به‌تصویر میکشه؛ یه‌نگاه به صفحه‌هایی که سوپرمن، بتمن و غیره خودشونو به سنکچری معرفی میکنن کافیه که بفهمید چی میگم… اینکه سوپرمن هم مثل همه ما نقص داره، اینکه بتمن پشت اون ظاهر جدی و محکم، احساسات و غم های زیادی داره و… همچنین اینکه تام کینگ در این کمیک، خیلی خوب و به‌جا از اون سبک معروفش (همون صفحه‌های ۹ پانلی که جدیداً هم توی سایت خیلی راجبش بحث شده) استفاده میکنه و دیگه نمیبینم که مثلا توی یک صفحه ۹ تا پانل باشه که کاراکتر فقط اینور-اونور رو نگاه کنه، بلکه تو این کمیک، به‌جاش ازش استفاده میشه.
    به‌علاوه طراحی‌های با جزئیاتِ کلی مان هم، که چهره‌ها رو عالی طراحی میکنه، به‌خوبی باعث میشه که اون حس انسانی و غم رو در چهره‌های شخصیت‌ها ببینیم. طراحی محیط و رنگ‌آمیزی ها هم عالیه…
    خلاصه اینکه تا الان خیلی از این کمیک راضی بودم و امیدوارم کینگ با همین روند ادامه بده و بازم شاهد یه رویداد خوب باشیم…
    کار آقا ارشیا و آقای حامدی (و بقیه دوستان، مثل آقا عادل و آقا آریان و…) هم تو بخش ترجمه و ادیت مثل همیشه عالی بود و بهشون خسته‌نباشید میگم. مخصوصاً آقا ارشیا که با وجود مشغله‌هایی که داره بازم با جون و دل داره برای سایت زحمت میکشه و دنبال بهترین کیفیته…

    1. ارشیا بشیری می گوید

      خیلی ممنون بابت لطفی که به ما دارید آقای مهدی. نظرات تون باعث دلگرمی ماست
      اینکه هم از داستان راضی بودید و هم از کیفیت ما، خیلی برامون با ارزشه

  8. Alireza می گوید

    شماره دو و سه این کمیک رو خواندم (سه رو یه جا دیگه )واقعا خوب بودش همینطور داستان داره پیش میره که پوستر گلد آدم کشته یا نه یا بتمن هنوز چرا به گروه اعتماد نداره و خیلی چیز‌های دیگه که داخل شماره سه داستان رو بازتر میکنه که هر شخصیتی یه مشکل روانی درونش داره و نکته جالبش انجایی بودسوپرمن به بتمن اعتماد داره اما بتمن…طراحی هم خیلی خوبه فقط بعضی جاها که دیالوگ کمه قشنگ میشه به زیبایی طراحی پی برد ترجمه و ادیت هم خیلی بود و مشکلی توش ندیدم .

  9. آرمان صفا می گوید

    انقد این کمیک تلخه که آدمو میریزه بهم واقعا

ارسال یک پاسخ

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی